سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

غرفه به نفع غزه

  نوزادم را در آغوش گرفته بودم و اشک هایم بر گونه های او جاری می شد؛با خود می گفتم اگر ما در غزه بودیم... نباید گفت نمی توان کاری کرد،هر کاری هر چند کوچک، قطعا تاثیر گذار است. بنیاد سفینه هم،با داشتن غرفه و فروش محصولات به نفع کودکان بی گناه و مظلوم غزه سعی کرد کاری هر چند خیلی کوچک انجام دهد. بیاییم همه با هم کودکان غزه را کودکان خودمان بدانیم. تهیه و تنظیم:مرثانورانی ...
17 مرداد 1393

چرا من اینقده بزرگم؟!

 کوچولوهای عزیزم امروز میخوام داستان فیل کوچولویی رو واستون بگم که به همراه خونواده اش توی جنگل افرا زندگی میکرد... ما رو از نظراتتون بهره مند کنید یکی بود ... یکی نبود... غیر از خدای مهربون... هیشکی نبود... توی جنگل سرسبز و بزرگ افرا یه فیل کوچولویی  بود که در کنار بابا فیلی و مامان فیلی زندگی میکرد و قرار بود تا چند وقت دیگه یه فیل کوچولوی ناز به جمع خونوادشون اضافه بشه. فیل کوچولوی قصه ما دوستای زیادی نداشت... تنها دوستانش خرس شیکمو ، قورغوری برکه ی نیلوفر آبی ، خرگوش شیطون بلا  و وزوزک زنبوری  بودند. فیل کوچولو علاقه زیادی داش...
6 مرداد 1393

تاثیر کلمه بازی!

  شعر های قشنگی در مورد آموزش اسامی ائمه ی اطهار به بچه ها وجود داره.(مثل من بچه شیعه هستم و ...)ولی تجربه ام نشون می داد که این شعر های زیبا، اشکالی که دارند این هست که خیلی طولانی هستند و آدم بزرگ هم آن ها را به سختی حفظ می کنند چه برسه به بچه ها؛ایده ای به ذهنم رسید یکی از شعرها رو که کوتاه تر بود ولی اسم شاعرش رو هم نمی دانم را به صورت کلمه بازی در آوردم، این کار چندین فایده داره: 1-شعر ها کوتاه شده و می توان تا ملکه شدن ذهن کودک تنها یکی از آنها را تکرار و بازی کرد. 2-تکراری که ملال آور نباشه برای بچه ها دل نشین هست و در ملکه شدن مطلب به آن ها کمک می کنه که این بازی از این ویژگی برخورداره. 3- ...
6 مرداد 1393

کلمه بازی

  سلام مهربونا... یادتون یکی از برنامه های شادی رو که توی جشنامون اجرا میکردیم براتون توضیح دادم بله که یادتونه... کلمه بازی رو میگم بازم چند تا نمونه از اونا رو براتون هدیه آوردم...   بگو فشفشه فشفشه لطف شما کم نشه کیک و بخور حیف میشه     بگو لاله لاله  روی لپت یه خاله بگو نخودچی  نخودچی موهاتو چیده قیچی بگو مریم مریم روی گل نشسته شبنم بگو آب آب محکم بشین روی تاب بگو چاله چاله روی فرش نشسته خاله     &...
6 مرداد 1393

عیدتون مبارک بنده های نازنین و کوچولو...

  بعد از یه ماه بندگی خیلی خوبه که بابا و مامانای عزیز تلاش کنین عید شیرین فطر رو برای کوچولوهاتون به شیرینی عسل کنین... این روز عزیز میتونه برای بچه ها پر از آموزش های کاربردی و یادگیری رفتارهای صحیح اجتماعی باشه. کوچولوهاتون رو ببرین حموم و بهشون بگین که غسل کنن، مهم نیست که بلد نیستن مهم اینه که بدونن این یه حموم کردن خاصه و بخاطر روز عید فطره. اگر لباس نو دارن بهشون بپوشونین در غیر این صورت یکی از بهترین لباسا رو تنشون کنین. بچه ها رو حتما همراه خودتون به نماز عید فطر ببرید. اجازه بدید که مبلغ فطریه رو اونا بریزند توی صندوق ها و براشون توضیح بدید که این مبالغ رو برای آدمای ن...
5 مرداد 1393

Counting the kids from 2000 until today

    لطفا به این آدرس سر بزنید...           http://www.countthekids.org                                                                                                                                           ...
3 مرداد 1393

خدایا خجالت میکشم دیگه سراغ بابا را از تو بگیرم!!!

  بچه های غزه                                  سحری موشک خوردند و                                      افطار موشک! و من اینجا چنبره زده ام پای "سفره" تهیه و تنظیم:از طرف مردم بی دفاع غزه ...
1 مرداد 1393

Stop the War in Gaza

این بازی میان گیسوانِ  کودکی  ام گم می شود! من  سر  بذارم و تو  تن  به روی  خاک ؟ نه این قبول نیست! قانونِ بازی را تو نقض  کرده ای... تا رخ به رخِ مردم نــشـود روی  او ، بازی نمـی شود که نمـی شود!  این روزها ساکنین مسلمان و روزه دار غزه روزهای تلخ و سختی را سپری می کنند. تلخی یورش بی رحمانه صهیونیستها به مردم بی دفاع فلسطین ، جایی نفس را در سینه حبس می کند که در این نبرد نا برابر ده ها کودک بی گناه مظلومانه و بی رحمانه در برابر تهاجم وحشیانه اسرائیل غاصب به شهادت می رسند. به امید پیروزی حق علیه باطل ... به...
30 تير 1393

«لی لی حوضک ماه رمضونی»

  سلامی دوباره به قشنگی خود ماه رمضون: مامانا و باباها: شما «لی لی حوضک» یادتون هست؟ می نشستیم زمین و دستمون تو دست بزرگترا که:                                                                              &...
29 تير 1393

چه جوری فرزندم را در شب های قدر سرگرم کنم؟

    دیروز عصر کلی ذهنم مشغول بود، شب که می رویم احیا، چه کاری انجام بدهم که هم به بچه ام خوش بگذرد و هم سرو صدایی نکند که مزاحم بقیه بشویم و قاعدتا مدیون! آمدم سراغ اینترنت و جستجو،اما نتیجه مطلوبی نداشت.نزدیک رفتن بود و باید فکری می کردم. و اما چیز هایی که به ذهنم رسید و گفتم شاید به کار مادر های دیگر هم بیاید: 1 -سه تا لیوان برداشتم و یک کمی پسته.تجربه ام این را نشان می داد که هر وقت وسیله و اسباب بازی برای بچه ی خودم میاورم حداقل یکی دوتا بچه ی دیگر هم جمع می شوند.قرار شده بود همه مشغول خواندن سوره قدر بشویم و هر وقت یک بار سوره را تلاوت کردیم یک عدد پسته داخل لیوانمان بیندازیم:این جور...
26 تير 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد