فاطمیه
سفینه
بنیاد تخصصی کودک و ولایت
تاريخ : يکشنبه 29 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : مرتبه

 

به  نام خدا

 

 

دوستان خوب سفینه ای :

چه قدر خوبه که وقتی مطلبی رو از وبسایت ما استفاده می کنید منبع و نام صاحب اثر رو هم ذکر می کنید.

باز هم از امانت داری تون سپاستشویق

تشویقمژده مژده "سفینه" به لطف خدا چند زبانه شد.
از این پس ترجمه(به زبان انگلیسی و عربی) گزارش جشن های بنیاد سفینه رو در وبسایت ببینید.🌺🌹
تشویق

امید است قدمی در زمینه سازی ظهور مولایمان باشد.

با کمال افتخار، به درخواست شما عزیزان، لینک  کانال تلگرامی بنیاد سفینه تقدیم می گردد:

https://telegram.me/bonyadsafineh

(با ما باشید!)چشمک



موضوع :
تاريخ : شنبه 14 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : جمعه 13 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : پنجشنبه 12 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1837 مرتبه

 

لبخندبچه ها،بازی معکوس انجام دادند یعنی وقتی گفته می شد دست راست بالا،می بایست پای چپ

خودشون  رو بالا می بردند،وقتی گفته می شد بشین می بایست می ایستادند و...و بعد از انجام هر

حرکت،این شعر رو که در مورد حضرت زهرا(س) بود رو می خواندند:

فاطمه دختر نبی(ص)

 همسر ویاور علی

سختی کشید تو زندگی

به جرم یاری علی(ع) 

تشویقبچه ها،با بازی ماهیگیری،یک حدیث از حضرت زهرا(س) یاد گرفتند.



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, تربیت دینی, ماه محرم و صفر , فاطمیه
تاريخ : چهارشنبه 11 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 215 مرتبه

 

فاطمه زهرا(سلام الله علیها)


دخت پیمبر کیه؟ فاطمه


همسر حیدر کیه؟ فاطمه


ام امامان کیه؟ فاطمه


کوثر قرآن کیه؟ فاطمه


مادر زینب کیه؟ فاطمه


روشنی شب کیه؟ فاطمه


ام ابیها کیه؟ فاطمه


دوست شماها کیه؟ فاطمه


نور هدایت کیه؟ فاطمه


یار ولایت کیه؟ فاطمه

منبع: کانال تلگرامی زیر گنبد طلا



موضوع : فاطمیه, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : سه شنبه 10 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 236 مرتبه

 

 

 

چادر که بر سر میاد

حجاب برتر میاد


شبیه زهرا می شی
شیعه مولا می شی


ای دختر مومنه
با تقوا وکریمه


خدا نمی پسنده
پا بی جوراب بمونه


لباس های رنگارنگ
با جلوه های قشنگ


دور از جمع مردونه
باشن برای خونه


دخترای مهربون
روشنی دل وجون


لباس تنگ و چسبون
میل ونیاز شیطون

تهیه و تنظیم: ساجده طالبی

منبع: کانال تلگرامی: فردایی بهتربرای فرزندان



موضوع : فاطمیه, تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : دوشنبه 9 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 238 مرتبه

 

لی لی لی لی حوضک 


گنجشکه اومد آب بخوره پر زد تو هیئت


 اولی گفت:خوش اومدی گنجشکک اشی مشی


 دومی گفت: بفرمایید اگه تشنه‌ اید آب بنوشید


 سومی گفت: خوب کاری کردی اومدی مجلس روضه ی بی بی


 چهارمی گفت: اگه که داشتی مشکلی


 پنجمی گفت: بگو یا زهرا مددی

شاعر: ساجده طالبی

 



موضوع : فاطمیه, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : دوشنبه 9 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : 8 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 986 مرتبه

 

 

صوت این داستان رو می توانید از اینجا دانلود کنید

http://uplod.ir/0ladgvv1tksk/tasbih_baruni.mp3.htm

 

 

ایده پردازان: مرثا نورانی، ساجده طالبی

نویسنده و تهیه و تنظیم : ساجده طالبی

عکس : مرثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), فاطمیه, حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : شنبه 7 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1700 مرتبه

 

 

اینبار بنیاد سفینه با یه ابتکار جدید بچه ها رو  فعالانه وارد صحنه ی داستان کرد، در واقع شخصیت های داستان تسبیح بارونی رو  تبدیل به عکس کرد تا بچه ها بتونن با مربی شون که داره براشون قصه می گه همراه شن و قصه رو باهم تعریف کنن.

 

این اتفاق خوشایند توی یک کارگاه کودک و مادر رخ داد که نه تنها در حین قصه گویی کودکان به وجد اومده بودند، بلکه مادران هم آروم آروم با بچه ها هم صدا شدن و  شروع به فعالیت کردند.

یکی دیگه از مشتری های پر و پاقرص این مدل قصه گویی، کودکانی بودن که نه تنها سواد خوندن و نوشتن نداشتن، بلکه حتی  هنوز خیلی هم به صورت حرفه ای بلد نبودن حرف بزنن، اما جاتون خالی بود ببینین چه طوری اسم شخصیت ها رو با اون زبون بامزه شون تکرار می کردن و بعدش هم خودشون کلی ذوق می کردن.



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), فاطمیه, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : شنبه 7 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 989 مرتبه

 

 پشمولک که حالا راز دونه های نورانی رو فهمیده بود، دلش پر از شادی شده بود و کلی ذوق و شوق داشت. به ستاره کوچولو گفت منم، دلم یه تسبیح می خواد.

ستاره کوچولو گفت :آخه چه طوری؟

پشمولک گفت: دنبالم بیا تا بهت بگم.

پشمولک و ستاره کوچولو، هر دو با هم رفتن پیش یخمولک.

پشمولک به یخمولک گفت: سلام دوست خوبم، می شه از توی کوله پشتی ات 100 تا از اون دونه های بارونت به من بدی؟ آخه می خوام با اون ها واسه خودم یه تسبیح بسازم.

یخمولک هم که دید اینطوری می تونه دوستش رو خوشحال کنه قبول کرد، در کوله پشتی اش روباز کرد و به پشمولک گفت: هر چندتا دونه ی بارون می خواهی از توی کوله پشتیم بردار.

ستاره کوچولو به پشمولک گفت: حالا اینها رو چطوری می خوای یه جا جمع کنی؟

پشمولک گفت: فکر اون رو هم کردم، الان می ریم پیش عموجون رعد و برق.

 پشمولک و ستاره کوچولو، هر دو با هم رفتن پیش عموجون رعد و برق.

پشمولک خیلی مؤدبانه به عموجون رعد و برق گفت:سلام، عمو رعد و برق جونم، شما می دونید تسبیح چیه؟ عموجون رعد و برق خنده ای کرد و گفت: بله که می دونم، چطور مگه؟

پشمولک خوشحال شد و گفت: من می خوام با دونه های بارونی که یخمولک بهم داده برای خودم یه تسبیح بسازم، اومدم از شما خواهش کنم که یه برق از اون رعدو برق هاتون به من بدین تا از اون به عنوان نخ تسبیح استفاده کنم .

عموجون رعد و برق هم با کمال میل قبول کرد و یه برق زد و اون رو به پشمولک داد.

پشمولک و ستاره کوچولو با کمک هم یه تسبیح بارونی ساختن، و بعد با خوشحالی اون رو به همه نشون دادن.

حالا دیگه پشمولک هم دلش پر از نور شده، چون واسه خودش یه تسبیح بارونی دارد.

منابع :

1-من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص ۲۱۱، ح ۳۲، چهار مجلّدی. این حدیث به صورت تقطیع شده در وسائل، ج ۴، ص ۱۰۲۶، ح ۲، باب ۱۱، ازابواب تعقیب آمده است. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۳۲۹ عین این حدیث را از علل الشرایع آورده است.

2- فروع کافى، کتاب الصلاه، ص ۳۴۳، ح ۱۳٫

فعالیت های تعریف شده برای داستان

1-دادن یک سری دانه های مروارید به همراه نخ به بچه ها  و کمک کردن به آن ها برای ساختن تسبیح

2-داستان را به صورت نمایش خلاق با بچه ها بازی کردن ودادن نقش به هرکدام از بچه ها.

3-انجام بازی های گروهی که در آن ها نیاز به اتحاد بچه ها با یکدیگر باشد و در پایان اتحاد بچه ها را تشبیه کردن، به یک تسبیح و ایجاد روحیه ی جمعی در بچه ها.

پایان

با ما همراه باشید

ایده پردازان: مرثا نورانی، ساجده طالبی

نویسنده و تهیه و تنظیم : ساجده طالبی

عکس : مر ثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), فاطمیه, حدیث برای کودکان, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : شنبه 7 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 924 مرتبه

 

پشمولک اونقدر هیجان زده بود که تا صبح خوابش نبرد. اون تا صبح فکر کردکه باید سؤالش رو از کی بپرسه که زود به جواب برسه.

پشمولک صبح خیلی زود، وقتی که حتی ستاره ها هنوز توی آسمون بودند، با ذوق و شوق رفت پیش ستاره کوچولو وگفت من فهمیدم باید سؤالمون رو از کی بپرسیم.

ستاره کوچولو گفت: سلام پشمولک، واقعاً!!! از کی باید بپرسیم؟

پشمولک گفت: از فرشته ی مهربون.

پشمولک و ستاره کوچولو با هم رفتن پیش فرشته ی مهربون.

پشمولک گفت: سلام فرشته ی مهربون. خوبین؟ ما دیشب روی زمین یه چیز خیلی عجیب دیدیم.

فرشته ی مهربون گفت : چی دیدین؟

ستاره کوچولو گفت: یه عالمه نور ، ما هم سوار خاله جون باد شدیم و باهاش رفتیم روی زمین تا ببینیم  اون همه نور از چیه.

پشمولک دیگه نتونست صبر کنه و پرید وسط حرف ستاره کوچولو و گفت: اونجا یه چیزی بود شبیه گردنبند، ولی گردنبند نبود. یه سری دونه ها همشون توی یه نخ بودن، امّا نور از اون ها بود، حسابی می درخشیدند. تو می دونی اون چیه فرشته جون؟

فرشته ی مهربون گفت: بله می دونم. اون تسبیح هست.می خواین قصه ی تسبیح رو واستون تعریف کنم؟

پشمولک و ستاره کوچولو هر دو با هم گفتن بله و با کلی هیجان نشستن تا به قصه ی فرشته مهربون گوش کنن.

فرشته ی مهربون گفت: پس چشماتون رو ببندین تا توی خیالمون با هم بریم سفر و بعد شروع کرد به گفتن داستان.

یه روزی اون دور دورا، یه مردی بود باخدا، ایشون پیامبر بودن، محمّد مصطفی «صلی الله علیه وآله و سلم»،

یه دونه دختر داشتن، نامش فاطمه «سلام الله علیها»،زهرا «سلام الله علیها».

گفت به پدر خسته ام، زیاده خیلی کارها،

 یه دوست می خوام که من رو یاری کنه، یه همراه،

گفت پدر، دخترم، هدیه می دهم به تو ، چیزی بهتر از یه دوست، یا که تمام دنیا

بگو تو بعد از نماز،

 سی و چهار مرتبه الله اکبر  یعنی بزرگتر است از همه چیزی خدا

بعد، سی و سه مرتبه بگو الحمدلله یعنی حمد و سپاس هست فقط مخصوص خدا

بعد سی و سه مرتبه بگو تو، سبحان الله یعنی پاک است از هرچیز خدای خوب و دانا

هر وقت بگی این ها رو، درود می فرستند بر تو همه ی فرشته ها

گفتن حضرت زهرا  «سلام الله علیها» ، راضی شدم  از خدا و از رسول خدا

اینجوری بود که کارها آسون شدن برای خانم حضرت زهرا «سلام الله علیها»

بعد از اون حضرت فاطمه «سلام الله علیها» ، برای خودشون یه تسبیح ساختن. و از اون به بعد دیگه هیچ کاری برای ایشون سخت نبود.

پشمولک و ستاره کوچولو بعد از شنیدن داستان از فرشته ی مهربون تشکر کردن و بعد از خداحافظی از فرشته ی مهربون جداشدن.

ادامه دارد ......

با ما همراه باشید

ایده پردازان: مرثا نورانی، ساجده طالبی

نویسنده و تهیه و تنظیم : ساجده طالبی

عکس : مر ثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), فاطمیه, حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : جمعه 6 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1035 مرتبه

 

داستان تسبیح بارونی با فلسفه ی روایتی از امام صادق«علیه السلام» که از تعلیم تسبیح حضرت فاطمه«سلام الله علیها» به کودکان سخن فرموده اند نوشته شده است. در این داستان از منابع روایی دیگری نیز استفاده شده است که در پایان از منابع یاد شده است.

 روزى امام صادق(علیه السلام) ابوهارون را مخاطب ساخت و از تعلیم تسبیح حضرت فاطمه به کودکان سخن فرمود«یا ابا هارون، انا نامر صبیاننا بتسبیح فاطمة(سلام الله علیها) کما نامرهم بالصلاة، فالزمه، فانه لم یلزمه عبد فشقى. اى ابوهارون، ما تسبیح فاطمه(سلام الله علیها) را به فرزندان خود سفارش می‏کنیم همچنانکه آنها را به نماز توصیه می‏کنیم. تو نیز بر آن مداومت کنزیرا هر بنده‏اى که بر آن مواظبت و مداومت کند، سرانجام نیکو خواهد داشت.» فروع کافى، کتاب الصلاه، ص ۳۴۳، ح ۱۳٫

 

توی آسمون دو تا ابر کوچولو با هم دوست و همبازی بودند. اسم یکی شون پشمولک بود و اسم اون یکی یخمولک.

پشمولک سفید و شیرین زبون  عین پشمک، همیشه شادِ شاد، درحال بازی کردن بود.

یخمولک خاکستری بود و به خاطر کوله پشتی خیلی سنگینش که توش پر از برف و بارون بود و همیشه همراه خودش داشت، خیلی نمی تونست بازی کنه، با اینکه بازی کردن رو خیلی دوست داشت.

شب بود و هوا دیگه تاریک شده بود. ستاره ها تازه بیدار شده بودند، تا مثل همیشه آسمون رو نورانی کنند؛بقیه هم داشتند آروم آروم خودشون رو برای خواب آماده می کردند. اما پشمولک بازیگوش مثل همیشه داشت واسه خودش بازی می کرد که یکهو یه چیزی از روی زمین توجهش رو به خودش جلب کرد.

بله پشمولک از توی آسمون، روی زمین یه خونه ی نورانی دیده بود. باعجله و کلی سر و صدا رفت پیش ستاره کوچولو و گفت: ستاره کوچولو،  ستاره کوچولو، بیا.

ستاره کوچولو اومد پیش پشمولک و گفت: هیسسس، مگه نمی بینی بقیه دارن می خوابن!! چی شده چرا اینقدر شلوغ می کنی؟

پشمولک گفت: روی زمین هم کلی ستاره است. من با چشم های خودم دیدم.

ستاره کوچولو گفت: ببین پشمولک، خوابت می آید، چشمات خسته هستند. چی می گی آخه؟ ما ستاره ها فقط توی آسمون خونه داریم نه روی زمین.

پشمولک گفت: چیه؟ مگه چیه؟ نخیرشم اصلاً هم خوابم نمیاد. خیلی هم درست دیدم. اگه می خوای بیا بریم تا خودت ستاره های روی زمین رو ببینی.

ستاره کوچولو گفت: آخه چه طوری؟

پشمولک گفت: همراه من بیا بهت می گم. می دونی که من کار هر روزمه، باید بریم پیش خاله جون باد.

پشمولک و ستاره کوچولو با هم رفتن پیش خاله جون باد و به خاله جون باد گفتن: می شه ما سوار شما بشیم تا شما، ما رو ببری نزدیک یکی از خونه های زمین؟

خاله جون باد گفت: آخه این موقع شب چه اتفاق مهمّی افتاده که می خواین برین روی زمین؟

ستاره کوچولو گفت : پشمولک می گه روی زمین یه عالمه ستاره های نورانی دیده، حالا می خوایم بریم روی زمین ببینیم اون ها چی هستن؟

خاله جون باد گفت: باشه پس زود سوار شین و محکم من رو بگیرین.

و خاله جون باد با راهنمایی پشمولک اون ها رو برد نزدیک اون خونه ای که نورانی بود.

پشمولک و ستاره کوچولو هرچی گشتن اونجا هیچ ستاره ای ندیدن، اما اونجا یه تسبیح دیدن که تمام دونه های تسبیح از بس نورانی بودن می درخشیدند. امّا اون ها هیچ کدومشون نمی دونستن که اون چیه؟

اون ها از خاله جون باد پرسیدن که :آیا اون می دونه این نور از چیه؟ امّا خاله جون باد جواب سؤالشون رو نمی دونست.

بالأخره اون دو تا، با خاله جون باد برگشتن و پشمولک رفت که بخوابه و ستاره کوچولو هم رفت تا بیدار بمونه و آسمون رو نورانی کنه.

ادامه دارد ......

با ما همراه باشید

ایده پردازان: مرثا نورانی، ساجده طالبی

نویسنده و تهیه و تنظیم : ساجده طالبی

عکس : مر ثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), فاطمیه, حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : پنجشنبه 5 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : جمعه 29 بهمن 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 819 مرتبه

 

عزاداری حضرت زهرا سلام الله....
رنگ آمیزی کاربرگ آموزشی
همراه با درست کردن تسبیح....
یاد آوری تسبیحات حضرت زهرا سلام الله...
تقویت ماهیچه های ظریف
هماهنگی چشم و دست

منبع: کانال تلگرامی مؤسسه و مهد کودک ولی یاوران

 



موضوع : تربیت دینی, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی, فاطمیه
بازدید : 800 مرتبه

 

ایشون خادم کوچولوی مهد هستن که دم در ایستاده تا به عزادارن خوش آمد بگه .

مهد هيئت حدود ٧،٨ سال است كه راه افتاده، و در مناسبت های مختلف  پذیرای کودکانی است  که همرا ه با پدران و مادرانشان برای شرکت در مراسم به هیئت آمده اند.

خاله ها مى گفتند بچه هايى كه در این مهد شرکت می کنند سطحشون خيلى بالاست
به این خاطر که آن ها بچه های مداح و سخنرانند و خيلى چيزها رو بلندند
و اين كار رو سخت مى كنه

مثلاً این که خاله ها داشتند نمايش حديث كساء رو بازى مى كردند كه يكى از بچه ها شروع مى كنه عربى حديث كسا رو از حفظ مى خونه


اول كار بچه ها حلقه هايى رو تشكيل مى دهند، با موضوع آزاد نقاشى مى كنند و خاله ها در اين حين باهاشون ارتباط مى گيرند و نكاتى رو به اون ها ياد مى دهند.

بعد يه كاردستى كوچولو هم درست مى كنند، تجربه نشون داده كه بچه ها زياد رغبتى به اريگامى نشون نمى دهند اما حاضرند هرشب پرچم يا شمع درست كنند.

بعد سفره مى اندازند و از بچه ها پذيرايى ميشه.

 بعد از اون نوبت نمايشه، يه نمايش كوتاه كه با كمك خود بچه ها اجرا ميشه و معمولا يك ويژگى اخلاقى پسنديده مرتبط با مراسم رو به بچه ها یاد مى ده 

در قسمت بعدی اول خاله ها يه شعر رو با بچه ها مى خونند.

 دختر آل طه   یا زهرا (سلام الله علیها)   یا زهرا(سلام الله علیها) 

همسر و یار علی (علیه السلام)   یا زهرا (سلام الله علیها)   یا زهرا(سلام الله علیها) 

باغ و بهار علی (علیه السلام)  یا زهرا(سلام الله علیها)    یا زهرا(سلام الله علیها) 

کوثر قرآن تویی   یا زهرا(سلام الله علیها)    یا زهرا(سلام الله علیها) 

مادر پاکان تویی   یا زهرا(سلام الله علیها)   یا زهرا(سلام الله علیها) 

از همگان برتری   یا زهرا(سلام الله علیها)   یا زهرا(سلام الله علیها) 

مهر تو مهر خدا   یا زهرا(سلام الله علیها)    یا زهرا(سلام الله علیها) 

دست همه سوی تو   یا زهرا(سلام الله علیها)   یا زهرا(سلام الله علیها) 

گشته نهان تربتت   یا زهرا(سلام الله علیها)    یا زهرا(سلام الله علیها) 

کن نظری سوی ما   یا زهرا(سلام الله علیها)    یا زهرا(سلام الله علیها) 

 و بعد خود از بچه ها مداحى مى كنند و سينه مى زنند.

 آخر كار هم بازى و تحرك و ورجه وورجه ست تا بچه ها انرژيشون تخليه شه...

خانم زعفرانى مسئول هيئت يه ايده خوبى داشتند
مى گفتند ما دوست داريم از مهدكودك هاى قرآنى دعوت كنيم تا با بچه هاى مهدشون و پدر و مادر ها به هيئت ما بيان و خودشون اون شب مهد هيئت رو بگردونند
اينطورى انتقال تجربيات صورت مى گيره و پيوند مهد و هيئت بيشتر ميشه

تهیه گزارش : سرکار خانم رضوان اسامی

هماهنگی: مرثا نورانی

تهیه و تنظیم ساجده طالبی



موضوع : تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی, فاطمیه
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
درباره وبلاگ

«بنیاد تخصصی کودک و ولایت سفینه» در نظر دارد با استفاده از شیوه های گوناگون جذاب و تجربه شده، کودکان مسلمان شیعه را با مفهوم ولایت و با اولیای دینی خود آشنا کند، انس دهد و آموزه های ایشان را به آنان منتقل کند. این بنیاد اهداف ذیل را دنبال می کند: ۱- کسب رضایت خداوند سبحان و اولیای او ۲- تربیت جامعه مهدوی در راستای زمینه سازی ظهور حضرت ۳- آشنا کردن کودکان با مفهوم ولایت و با اولیا دینی ۴- ارائه الگوی سبک زندگی اسلامی برای کودکان و خانواده ها در زمینه ی تربیتی ۵- آشنا کردن کودکان و والدین با فرهنگ اسلامی و نظریه های تربیت دینی ۶- ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرای نظریه های تربیت دینی ۷- پرورش علمی و هنری و ادبی کودکان ۸- پرورش خلاقیت در کودکان ۹- جهاد فرهنگی در عرصه جنگ نرم. دوستانی که تمایل دارند با « بنیاد سفینه» ارتباط بگیرند،در قسمت نظرات،به ما اعلام کنند. با تشکر

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 16 نفر
بازديدهاي امروز : 1970 نفر
بازديدهاي ديروز : 3131 نفر
بازدید هفته قبل : 1970 نفر
كل بازديدها : 3852792 نفر
امکانات جانبی