مناسبت های مذهبی
سفینه
بنیاد تخصصی کودک و ولایت
تاريخ : يکشنبه 29 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : مرتبه

 

به  نام خدا

 

 

دوستان خوب سفینه ای :

چه قدر خوبه که وقتی مطلبی رو از وبسایت ما استفاده می کنید منبع و نام صاحب اثر رو هم ذکر می کنید.

باز هم از امانت داری تون سپاستشویق

تشویقمژده مژده "سفینه" به لطف خدا چند زبانه شد.
از این پس ترجمه(به زبان انگلیسی و عربی) گزارش جشن های بنیاد سفینه رو در وبسایت ببینید.🌺🌹
تشویق

امید است قدمی در زمینه سازی ظهور مولایمان باشد.

با کمال افتخار، به درخواست شما عزیزان، لینک  کانال تلگرامی بنیاد سفینه تقدیم می گردد:

https://telegram.me/bonyadsafineh

(با ما باشید!)چشمک



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 29 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : پنجشنبه 27 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 406 مرتبه

 

بعد از سلام و احوال پرسی و قبولی گفتن عزاداری ها،بچه ها با صدای گریه ی دختر کوچولویی رو به رو شدند و آغازی برای دیدن نمایش کوتاه و تاثیرگذار «قاصدک» با هدف الگوسازی برای کودکان متناسب با سن و شرایط آنان و این که اگر امروز از رقیه ی سه ساله ی امام حسین(ع) یادمی کنیم قرار است چه تاثیری در زندگی امروز ما و کودکانمان داشته باشد.

بچه ها قرار شد با کارهای خوبشان رقیه کوچولو رو یاری کنند،کارهایی مانند:گوش دادن به حرف پدر و مادر و مربیانشان،سلام دادن،خوش اخلاقی و بهانه نگرفتن در خرید و مهمانی ها و....

بعد آشنانی با عموی مهربون رقیه کوچولو؛«عمو عباس شجاع و قهرمان»  و یار عمو عباس شدن و بازی آوردن آب با مشک و رساندن به در خیمه ها.

بعد مسابقه ذکر نفس گیری «یا رقیه» و متبرک شدن مجلس به ذکر اهل بیت از سمت فرشته های پاک و معصوم زمینی.

بعد بازی پیدا کردن تفاوت ها ی دو عکس عزاداران کوچولوی امام حسین(ع) برای افزایش دقت و تمرکز بچه ها و ایجاد رغبت و انگیزه در شرکت در مجالس اهل بیت به صورت غیر مستقیم رو داشتیم.

بعد، گروه سرود از خود بچه های پیش دبستانی.

بازی «ببین و بگو » و «چی تو دستت هست؟» هم با استقبال خوب بچه ها رو به رو شد.

سینی که شامل عبا،پلاک،سربند،شال عزاداری،مشک،چفیه و..بود به بچه ها نشان داده شد و حالا بدون دیدن باید می گفتند که در سینی چه دیده اند.

توی بازی«چی تو دستت هست؟» هم،یکی از وسایل داخل سینی با چشم بسته به بچه ها داده می شد و آن ها باید حدس می زدند که کدامیک از وسایل در دستشان قرار دارد.

نوحه های کودکانه در مورد حضرت رقیه(س) و امام حسین(ع) هم دربین بازی ها خوانده می شد و بچه ها سینه زنی می کردند.

در پایان هم سلام کودکانه به امام حسین و دعای سلامتی امام زمان با بیانی کودکانه داشتیم.

با تشکر از سر کار خانم فراهانی و دوستان و همکارانشون در ناحیه حمزه سید الشهدا( آزادی) و حوزه 210 شفیع

ایده و اجرا:مرثا نورانی

همکار مجری: الهه مهدیان

(سپاس از همه ی کسانی که در اجرای برنامه به نوعی زحمت کشیدند.)



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه محرم و صفر , تربیت دینی, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 26 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 413 مرتبه

 

فرشتهبعد از سلام و احوال پرسی و قبولی گفتن عزاداری ها و شنیدن سرودملی کشورمون،بچه ها با صدای گریه ی دختر کوچولویی رو به رو شدند و آغازی برای دیدن نمایش کوتاه و تاثیرگذار «قاصدک» بود با هدف الگوسازی برای کودکان متناسب با سن و شرایط آنان و این که اگر امروز از رقیه ی سه ساله ی امام حسین(ع) یادمی کنیم قرار است چه تاثیری در زندگی امروز ما و کودکانمان داشته باشد.

فرشتهبچه ها قرار شد با فوت کردن قاصدک به کنار رقیه کوچولو بروند و با کارهای خوبشان او را یاری کنند،کارهایی مانند:گوش دادن به حرف پدر و مادر و مربیانشان،سلام دادن،خوش اخلاقی و بهانه نگرفتن در خرید و مهمانی ها و....

فرشتهبعد آشنایی با عموی مهربون رقیه کوچولو؛«عمو عباس شجاع و قهرمان»  و یار عمو عباس شدن و بازی آوردن آب با مشک و رساندن به در خیمه ها رو داشتیم.

فرشتهسپس،مسابقه ذکر نفس گیری «یا رقیه» و متبرک شدن مجلس به ذکر اهل بیت از سمت فرشته های پاک و معصوم زمینی.

فرشتهبازی پیدا کردن تفاوت ها ی دو عکس عزاداران کوچولوی امام حسین(ع) برای افزایش دقت و تمرکز بچه ها و ایجاد رغبت و انگیزه در شرکت در مجالس اهل بیت به صورت غیر مستقیم رو داشتیم.

فرشتهبرنامه ی بعد، گروه سرود از خود بچه های پیش دبستانی.

فرشتهبازی «ببین و بگو » و «چی تو دستت هست؟» هم با استقبال خوب بچه ها رو به رو شد.

سینی که شامل عبا،پلاک،سربند،شال عزاداری،مشک،چفیه و..بود به بچه ها نشان داده شد و حالا بدون دیدن باید می گفتند که در سینی چه دیده اند.

فرشتهتوی بازی«چی تو دستت هست؟» هم،یکی از وسایل داخل سینی با چشم بسته به بچه ها داده می شد و آن ها باید حدس می زدند که کدامیک از وسایل در دستشان قرار دارد.

فرشتهلی لی حوضک عاشورایی «بنیاد سفینه» و هم زاد پنداری بیشتر بچه ها با رقیه کوچولوی امام حسین(ع) از زبان گنجشک کوچولو برای بچه ها دل نشین بود.

فرشتهنوحه های کودکانه در مورد حضرت رقیه(س) و امام حسین(ع) هم دربین بازی ها خوانده می شد و بچه ها سینه زنی می کردند.

فرشتهدر پایان هم سلام کودکانه به امام حسین و دعای سلامتی امام زمان با بیانی کودکانه داشتیم.

با تشکر از سر کار خانم پور جم و دوستان و همکارانشون در مسجد امام صادق(ع) در فلکه دوم صادقیه (ناحیه شهید باهنر)

ایده و اجرا:مرثا نورانی

همکار مجری: حمیده تقی زاده

(سپاس از همه ی کسانی که در اجرای برنامه به نوعی زحمت کشیدند.)



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه محرم و صفر , تربیت دینی, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
بازدید : 2445 مرتبه

  

گنجشکک اشی مشی

رقیه ی سه ساله رو تو می شناسی؟

تو کاروان اُسَرا                          کوچکترین بود بچه ها

وقتی که جنگ تموم شد                دلِ رقیه شاد شد

با شادی گفت به عمه                دیگه بابا برمی گرده

دلش برای بابا                         دیگه شده بود یه ذره

رقیه نمی دونه                            بابا حسین شهیده

رفته پیش خدا اُ                           اون دیگه پر کشیده

 بخش های بعدی معرفی رقیه ی سه ساله را در ادامه مطلب دنبال کنید.



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
بازدید : 2844 مرتبه
 


چشمکگفتیم :داریم به اربعین نزدیک می شیم.

تشویقیه بار دیگه مامانای خوش ذوق ،دور هم جمع شدن و با الهام گرفتن

از «همایش قاصدک» بنیاد سفینه و خلاقیت خودشون یه برنامه عالی،

برای بچه هاشون اجرا کردن!

تشویقمامان هایی  که،همشون دغدغه تربیت مهدوی کودکانشون رو دارند.

بعد از سلام دادن بچه ها به صف ایستادن  و چشمک   

توپی را از تونل پاهاشون رد کردند و 

نفر آخری که توپ دست او بود 

می بایست «یا حسین(ع)» بلند می گفت و بدو بدو، توپ رو به نفر

اول می رسوند.

محبتدیگه موقعه، نمایش قاصدک با موضوع رقیه(س) کوچولو و بچه های امروز

بود(متن کامل این نمایش در وبسایت تحت عنوات قاصدک(3)موجود است.)

بچه ها با در دست گرفتن قاصدک ها و فوت کردن خودشون، خود رو به حضرت

رقیه رسوندند.

تشویقبچه ها هر کدوم باید میگفتند که قراره، رقیه کوچولوی امام حسین(ع)

رو چه جوری کمک کنند:

چشمکمن هواپیما می خریدم و می دادم رقیه (س) کوچولو

تا هر وقت خواست بابا شو ببینه، بتونه!

 


ادامه مطلب...

موضوع : ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی, معرفی کتاب
تاريخ : شنبه 22 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2561 مرتبه
 

فرشتهداریم به اربعین نزدیک می شیم.

فرشتهیه بار دیگه مامانای خوش ذوق ،دور هم جمع شدن و با الهام گرفتن

از «همایش قاصدک» بنیاد سفینه و خلاقیت خودشون یه برنامه عالی،

برای بچه هاشون اجرا کردن!

تشویقمامان هایی  که،همشون دغدغه تربیت مهدوی کودکانشون رو دارند.

تشویقاین ،عکس بنری که، نصب کرده بودند که انصافا زیبا است.

چشمکابتدا،کار رو با داستانی در مورد سلام کردن شروع کردند و بعد، اومدند توی هیئت و 

یه کمی سینه زنی کردند تا بقیه ی مهمون ها هم از راه برسند.

محبتوای! چه کیفی کردند بچه ها،وقتی که ادامه سینه زنی رو، توی محوطه ی 

پایین ساختمون، به صورت دسته سینه زنی اجرا کردند.

چشمکبرنامه از ساعت 12 با نماز جماعت مامانا شروع شد و بعد هم

سفره حضرت رقیه(س)، که بچه ها رو با غذای محبوبشون

محبتیعنی:ما کارونی محبت

پذیرایی کرد.

نوش جان!

 


ادامه مطلب...

موضوع : ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : جمعه 21 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2772 مرتبه

یکی دیگه از بخش هایی که توی همایش قاصدک برای کودکان جذابیت داشت نمایش خلاق بود در این بخش متن نمایش نامه رو تقدیمتون می کنیم امیدواریم که مفید و کاربردی باشه.

(مجری اول): مامان جون من خوابم نمی بره آخه بابا یی پس کی می آد؟آخه من خیلی دلم  براشون تنگ شده!

(مجری دوم): دختر گلم ،بابا زودی میان،نگران نباش .می خوای قصه ی دختر خانمی را برات بگم که خیلی بیشتر از تو دلش برای باباش تنگ شده بود.

(مجری اول): بله لطفا واسم بگین.

(مجری اول): یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود.یه شهری بود که قشنگ نبود شهر تاریکی ها بود شهر بدی ها بود. مردم اون شهر نور و روشنایی رو دوست نداشتن، به خاطر همین امام حسین (علیه السلام) رو که مثل خورشید بود و می درخشید رو دوست نداشتن. بچه های امام حسین (علیه السلام) وکه مثل ستاره برق می زدند اون ها رو دوست نداشتن. چون وقتی نور بود بدی های اون ها بیشتر نشون داده می شد.

اون ها می خواستند همه جا زشت و تاریک و بد باشه، به خاطره همین پادشاه شهر تاریکی ها دستور داد تا جلوی امام حسین(علیه السلام)  رو بگیرن که امام حسین(علیه السلام)  و بچه ها و یارانشون نتونن وارد شهر تاریکی ها بشن. آدم بدم به دستور پادشاهشون توی یه بیابون خیلی خیلی گرم جلوی امام حسین رو گرفتن و ایشون رو محاصره کردن.

امام حسین(علیه السلام)  هم مجبور شدن از یارانشون خواهش کنن که توی اون صحرا که اسمش کربلا بود به معنای سرزمین بلا، برای امام حسین(علیه السلام)  و بچه های ایشون خیمه ها و چادرهایی برپا کنند تا این خیمه ها سرپناهی باشه و اون ها رو ازآفتاب سوزان اون صحرای گرم محافظت کنه. رقیه ی کوچولو و بقیه ی بچه های امام حسین (علیه السلام) خسته شده بودند.



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : پنجشنبه 20 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2501 مرتبه
 

یکی از کارهای خوبی که در همایش قاصدک، مورد توجه بچه ها قرار گرفت، پرده خوانی کودکانه بود؛ یعنی کتاب«خدای مهربون حضرت رقیه» که  -در زیر بعضی از تصاویر کتاب رو می بینید-رو  به صورت بنر در آوردیم و یه مجری 

به همراه یه کودک (حالت مرشد و بچه مرشد) شعرهای اون رو،همون طور که تصاویر رو نشون می دادند برای بچه ها خواندند.

حالا،شما می تونید این کتاب،یا هر کتاب دیگه رو به صورت پرده خوانی اجرا کنید و اما تصاویر:



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : پنجشنبه 20 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2652 مرتبه
 

سلام

فرشتهپنجم ماه صفر،سالروز شهادت رقیه کوچولوی امام حسین(ع) است.

به همین مناسبت، توی این چند روز ،ان شاء الله گزارشی در مورد همایش قاصدک که با همین موضوع

«بنیاد سفینه» برگزار کرده، روی وب سایت قرار می دهیم.

و این پست هم مربوط می شه به کتاب های مرتبط در همین زمینه، که امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره.

فرشتهشاعر این کتاب:محمد کامرانی اقدام هست و تصویر گر اون:لیلا بابا خانی  و انتشارات حدیث نینوا

توی این کتاب یه کبوتری توی کربلا پرواز می کنه  و مشاهدات خودش رو می گه، مثلا:

منم کبوتری رها

تو حرم امام حسین

همیشه پرواز می کنم 

تو راه بین الحرمین...

برادر امام حسین

خیلی عزیزه واسه او

از تو حرم هنوز میاد 

صدای یا عباس او

فرشتهاین کتاب، شاعرش خانم شهره یوسفی است و طراحی اون کار آقای امیر حامد پاژدار که از نقاشی های 

خود بچه ها  هم در مورد کربلا هم استفاده شده.

جذابیت این کتاب که در مورد حضرت رقیه است، اینه که توی صفحه کتاب،اسم خود کودک خورده می شه

و قاعدتا این موضوع، سبب می شه کودک ارتباط  بهتری با کار برقرار کنه،مثلا:

منم مریم (اسم کودک) کوچولو    یه بچه مسلمون

نوشتم یه شعری زیبا               برای رقیه جون



ادامه مطلب...

موضوع : ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی, معرفی کتاب
تاريخ : سه شنبه 18 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : 16 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 62 مرتبه

 

مجری ها در حالی که صحنه تاریک است و نوری در صحنه نمی باشد وارد صحنه می شوند.
مجری اول: چقدر همه جا تاریکه. ای وای یه چیزی رفت زیر پام الان می خورم زمین.
مجری دوم : مراقب باش. 
الان یه چیزی روشن می کنم تا اطرافمون رو بهتر ببینیم.
هر دو مجری فانوس های تزیینی در دست دارند که یکی کوچکتر و دیگری بزرگ تر است.
وقتی فانوس روشن می شود لامپ های داخل سالن هم روشن می شوند.
بعد مجری ها با روشن شدن سالن متوجه حضور بچه ها می شوند
مجری اول: سلام بچه ها،شما ها کی اومدید اینجا،و حال و احوال پرسی می کنه" و در ادامه می گوید:"عزاداری هاتون قبول باشه".
مجری دوم: دستش رو به نشونه ی هیس روی بینیش می ذاره و می گه یه صدایی میاد خاله جون شما هم می شنوی.


مجری اول:گوشش رو تیز می کنه (دستش رو پشت گوشش می ذاره) آره بذار ببینم؟؟
صدا از این فانوسه داره شعر می خونه
مجری دوم:ماجرا داره جالب می شه بچه ها
خب حالا چی می گه؟
مجری اول: بیا شما هم گوش کن.(فانوس رو نزدیک گوششون می گیرند.)
هر دو مجری با هم می خونن

 

دویدم و دویدم

به کربلا رسیدم

کنار چشمه ی آب

یه مشک خالی دیدم.

مشک و دادم به زمین

زمین به من لاله داد

لاله به رنگ خونه

تو گوش من می خوانه

حسین حسین غریبه

حسین حسین شهیده

​​​​​​

بعد مجری اول رو به فانوس می کنه و می گه: چه شعر قشنگی خوندی شما کی هستی؟؟اسمم داری؟اسمت چیه؟
مجری دوم:می گه اسمم مصباح هست.
مجری اول: مصباح؟ مصباح یعنی چی؟
مجری دوم رو به فانوس بزرگتر که توی دست مجری اوله: شما کی هستی؟
مجری اول: می گه من مامان مصباح هستم
مجری دوم:مامان مصباح ؟مصباح یعنی چی؟
مجری اول:می گه یعنی چراغی که همه جا رو روشن می کنه.
مجری دوم:آهان راستی مصباح اسم تو من رو به یاد یه حدیث از پیامبرمان انداخت
خاله جون شما حدیث رو می گی؟
مجری اول:بله پیامبر ما ( ص) فرمودند: «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه»،« امام حسین(ع) چراغ هدایت و کشتی نجات اند.»؛
 مامان مصباح می پرسه؟ این امام حسین علیه السلام کی هستن؟
مجری دوم:بچه ها دوست دارین واستون یه قصه بگم؟
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود.یه شهری بود که قشنگ نبود شهر تاریکی ها بود شهر بدی ها بود. مردم اون شهر نور و روشنایی رو دوست نداشتن، به خاطر همین امام حسین (علیه السلام) رو که مثل خورشید بود و می درخشید رو دوست نداشتن. بچه های امام حسین (علیه السلام) وکه مثل ستاره برق می زدند اون ها رو دوست نداشتن. چون وقتی نور بود بدی های اون ها بیشتر نشون داده می شد.
اون ها می خواستند همه جا زشت و تاریک و بد باشه، به خاطره همین پادشاه شهر تاریکی ها دستور داد تا جلوی امام (علیه السلام)  رو بگیرن که امام حسین(علیه السلام)  و بچه ها و یارانشون نتونن وارد شهر تاریکی ها بشن. 
مجری اول :خاله جون حالا موافقی برای اینکه  به بچه ها مصباح بگیم  امام حسین(علیه السلام) کیه با بچه ها بازی کنیم؟ 
مجری دوم :بله چه جورم؟ 

بازی اول:

بچه ها به صورت دایره وار دستانشان را به هم می دهند و در حالی که شعر زیر را به  همراه مربیان زمزمه می کنند در هر قسمت نیز یک حرکت را متناسب با شعر انجام می دادند برای مثال: به من لاله داد: دستهایشان را مثل گل لاله بالای سر خودشان می بردند و یا مشک هایی طراحی شده بود که به هنگام گفتن مشک رو دادم به زمین    مشک ها رو خم می شدند و به زمین می دادند و...


و اما شعر بازی:
دویدم و دویدم    به کربلا رسیدم   کنار چشمه ی آب     یه مشک خالی دیدم
مشک رو دادم به زمین    زمین به من لاله داد   لاله به رنگ خونه   تو گوش  من می خونه
حسین حسین غریبه  حسین حسین شهیده

مجری اول: خب مصباح کوچولو حالا فهمیدی امام حسین (علیه السلام ) کی بودن؟

مجری دوم : مصباح می گه بلههههه 

فقط می شه یهان خورده بیشتر از ایشون واسم بگین؟؟

احساس می کنم خیییییلیییییی دوستشون دارم.

مجری اول :بله چرا نمی شه فقط خوب به بازی بعدی دقت کن. 

مجری دوم : مصباح می گه چشم.

بازی دوم: 

قرار بود حداقل چهار مورد از پیام های عاشورا در ذهن بچه ها،برای همیشه به یادگار بماندپس همه با هم شعر کودکانه ی زیر رو حفظ کردیم:

حسین عزیز دل ها  وقتی رسید به کربلا

گفت که اگه بمیرم  ظلم نمیپذیرم

آمده ام به کربلا  زنده کنم دین خدا

بدی ها رو جدا کنم  خوبی ها رو صدا کنم

صلح و صفا به پا کنم

سپس،برای ملکه شدن این پیام ها از 4 لیوان یک شکل با رنگ گل های متفاوت استفاده کردیم،وقتی لیوان نارنجی با گل زرد را به بچه ها نشان می دادیم همه با هم باید می گفتند:نپذیرفتن ظلم،لیوان با گل قرمز: زنده کردن دین اسلام،گل صورتی: صدا کردن خوبی ها(امر به معروف) گل نارنجی: جدا کردن بدی ها(نهی از منکر)،بدین ترتیب این چهار پیام عاشورا در ذهن بچه ها حکاکی شد.

بازی سوم:

مجری اول :من یه صدای جیک جیک می شنوم.

مجری دوم : خاله جون یه گنجشک اینجا نشسته، ببینید.

 

مجری اول: «این گنجشک کوچولو،من رو یاد شعر« گنجشکک اشی مشی مشی روی هر بومی نشین» می اندازه،خوب گوش کنید تا براتون بخوانمش:
 

گنجشکک اشی مشی

روی هر بومی نشین

هر بومی ،آب نداره!

هر بومی ،نون نداره!

سر و سامون نداره!

گنجشکک اشی مشی

می تونی پر بکشی 

تا بریم هیئت ما
اون جا بیای

آبت می دن

نونت می دن

همون جا،سا مونت می دن 

 

آب بخوای،ساقی دارن

نون بخوای،نذری دارن

جا به خوای،جا بِت میدن(کلمه ی بِهِت در شعر بِت خوانده بشه)

من گفتم هیئت ما؟؟(حالت پرسشی و با

تعجب خوانده شود.)

هیئت ما نه،آقا؟!

یه آقای با صفا

امام و مولای ما 

(با لحنی باید خوانده شود که صرفا حالت یاد آوری برای بچه ها داشته باشه،چون بچه ها ،قصه ی عاشورا رو از بزرگتر هاشون ،توی این روز ها حتما شنیدن.)

جنگید با آدم بدا

شهید شد تو کربلا

زنده کرد دین خدا

باز می گی، کدوم آقا؟

خُب بپرس از بچه ها

بچه ها، کدوم آقا؟

آقامون امام حسین علیه السلام (2)

بریم هیئت امام حسین علیه السلام

بشناسیم یارِ امام حسین علیه السلام

بشیم یارِ امام حسین علیه السلام

(این قسمت رو بچه ها به همراه مربی یا پدر و مادر شون تکرار می کنند.)

مجری اول: خب بچه ها جونم حالا که امام حسین(علیه السلام ) رو خوب شناختین دوست دارین یار امام حسین باشین؟

مجری دوم: خاله جون همه بچه ها می گن بله.

مجری اول: پس بریم بازی

و اما بازی چهارم:

که عملاَ دو با مانع بود و قرار بود یار های عمو عباس از تمامی موانع بگذرند و خودشان را به چشمه برسانند و بعد از پر کردن مشک به داخل خیمه بروند.

تشویقی که بچه ها دوستان خودشان را می کردند و فضا را هیجان انگیز تر وبه یادماندتی می کرد این بیت بود:

 یار عمو عباس باش    زرنگ و پر تلاش باش    عمو عباس پیروزه      قهرمانه هر روزه

ایده و اجرا:

مرثا نورانی

ساجده طالبی

با تشکر از سرکار خانوم یزدیان بانی محترم



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : پنجشنبه 13 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1454 مرتبه

بازنشر: وب سایت سفینه

عکاس:ساجده طالبی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , تربیت دینی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1522 مرتبه

اینجا همه چیز به اندازه ی کودکی هایمان است

ثبت نام جزء یاوران امام،خیمه، سقاخانه، مشک، حتی سفره ی ناهار و آش نذری.

همه چیز ساده و بی آلایش است.

حتی سلام کودکان به امامشان.

و چه زیباست سجود بی نظیرشان در وقت نماز.

کاش می شد که ما هم به کودکیمان برگردیم.

تا قبولمان کنند

وقتی تصورات ذهنی کودکان، تصوراتی که با شنیدن قصه ها توی ذهنشون نقش بسته، جون می گیرن و نماد ها به شکل واقعی واسشون عینی و ملموس می شه، کاملاً با تمامی شنیده هاشون ارتباط می گیرن و برای همیشه تو یادشون می مونه.

با عکس یادگاری انگار  همه چیز موندگارتر می شه

وقتی توی خیمه بهشون خوش می گذره،اونجا بازی های لذت بخش می کنن

 با هم تعامل می کنن

 با هم  سینه می زنن

اونوقت عاشقانه به امامشون سلام می دن

و خالصانه در برابر معبود به سجده می افتند.



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : سه شنبه 11 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 467 مرتبه

 

توی یکی از برنامه های بنیاد سفینه با کودکش شرکت کرده بود، صبر کرد تا برنامه تموم شه و بعد قضاوتمون کنه، عضو کانالمون شد و تبلیغ هر کدوم از برنامه هامون رو می دید، واسش فرق نمی کرد کجای تهران باشه دست فرزندش رو می گرفت و توی اون برنامه شرکت می کرد.

تا اینکه یه  روز خواست واسه مسجد محله شون با سفینه ای ها هماهنگ کنه که برن اونجا و خیمه عمو عباس رو واسه بچه ها ی اون مسجد اجرا کنند، اما متأسفانه برنامه شون با هم جور در نمی اومد تا اینکه، تصمیم گرفت خودش بشه مجری برنامه.

یه روز توی خلوت به یکی از سفینه ای ها گفت: توی این فضای غیر دینی که بر مهدکودک ها حاکم شده هیچ امیدی نداشتم تا بتونم کودکم رو همان جوری که اعتقاد دارم بزرگ کنم. اما وقتی با سفینه آشنا شدم نور امید توی دلم جوونه زد.

حالا مجری خیمه عمو عباس شده و از اجراش می گه.

دم در ورودی از بچه ها پذیرایی شد و کتاب و سربند بهشون داده شد

قبل از شروع برنامه چند نوحه کودکانه با مضمون محرم و حضرت رقیه گذاشتیم

بعد مجری با سلام واحوال پرسی مجلس را شروع کرد.

با گریه یک کودک توجه بچه ها رو با داستان حضرت رقیه برد.و بخشی از داستان رو تعریف کرد و بعد سینه زنی رقیه جان رو انجام دادند.

بعد قسمت دیگه داستان .بعد دویدم و دویدم با بچه ها خوانده و بازی شد.

مسابقه ذکر یا رقیه با بچه ها و سپس چندتا مامان.

بازی عمو عباس جان رو با حلقه همه بچه ها انجام دادیم.



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : سه شنبه 11 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 40 صفحه بعد
درباره وبلاگ

«بنیاد تخصصی کودک و ولایت سفینه» در نظر دارد با استفاده از شیوه های گوناگون جذاب و تجربه شده، کودکان مسلمان شیعه را با مفهوم ولایت و با اولیای دینی خود آشنا کند، انس دهد و آموزه های ایشان را به آنان منتقل کند. این بنیاد اهداف ذیل را دنبال می کند: ۱- کسب رضایت خداوند سبحان و اولیای او ۲- تربیت جامعه مهدوی در راستای زمینه سازی ظهور حضرت ۳- آشنا کردن کودکان با مفهوم ولایت و با اولیا دینی ۴- ارائه الگوی سبک زندگی اسلامی برای کودکان و خانواده ها در زمینه ی تربیتی ۵- آشنا کردن کودکان و والدین با فرهنگ اسلامی و نظریه های تربیت دینی ۶- ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرای نظریه های تربیت دینی ۷- پرورش علمی و هنری و ادبی کودکان ۸- پرورش خلاقیت در کودکان ۹- جهاد فرهنگی در عرصه جنگ نرم. دوستانی که تمایل دارند با « بنیاد سفینه» ارتباط بگیرند،در قسمت نظرات،به ما اعلام کنند. با تشکر

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 20 نفر
بازديدهاي امروز : 2025 نفر
بازديدهاي ديروز : 3131 نفر
بازدید هفته قبل : 2025 نفر
كل بازديدها : 3852847 نفر
امکانات جانبی