ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان)
X
سفینه
بنیاد تخصصی کودک و ولایت
تاريخ : جمعه 5 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : مرتبه

 

به  نام خدا

 

 

 

ماه میهمانی خدا بر بندگان خوب خدا مباااارک.

دوستان خوب سفینه ای :

چه قدر خوبه که وقتی مطلبی رو از وبسایت ما استفاده می کنید منبع و نام صاحب اثر رو هم ذکر می کنید.

باز هم از امانت داری تون سپاستشویق

تشویقمژده مژده "سفینه" به لطف خدا چند زبانه شد.
از این پس ترجمه(به زبان انگلیسی و عربی) گزارش جشن های بنیاد سفینه رو در وبسایت ببینید.🌺🌹
تشویق

امید است قدمی در زمینه سازی ظهور مولایمان باشد.

 

با کمال افتخار، به درخواست شما عزیزان، لینک  کانال تلگرامی بنیاد سفینه تقدیم می گردد.

https://telegram.me/joinchat/BID9ojwDXxMTwlSjyn-B1g

 

 

(با ما باشید!)چشمک



موضوع :
تاريخ : 4 تير 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : شنبه 3 تير 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : شنبه 3 تير 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : شنبه 3 تير 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : جمعه 2 تير 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1512 مرتبه

بعد از یه ماه بندگی خیلی خوبه که بابا و مامانای عزیز تلاش کنین عید شیرین فطر رو برای کوچولوهاتون به شیرینی عسل کنین...

این روز عزیز میتونه برای بچه ها پر از آموزش های کاربردی و یادگیری رفتارهای صحیح اجتماعی باشه.

کوچولوهاتون رو ببرین حموم و بهشون بگین که غسل کنن، مهم نیست که بلد نیستن مهم اینه که بدونن این یه حموم کردن خاصه و بخاطر روز عید فطره.

اگر لباس نو دارن بهشون بپوشونین در غیر این صورت یکی از بهترین لباسا رو تنشون کنین.

بچه ها رو حتما همراه خودتون به نماز عید فطر ببرید.

اجازه بدید که مبلغ فطریه رو اونا بریزند توی صندوق ها و براشون توضیح بدید که این مبالغ رو برای آدمای نیازمند جمع میکنن.

در روز عید فطر با پخش کردن شکلات و شیرینی بین بچه ها بهشون نشون بدید که روز متفاوتیه.

به بچه هاتون هدیه بدید مخصوصا اگر کودکی دارید که تلاش کرده برای روزه گرفتن. 

راستی باباهای گل با هدیه دادن به مامانا میتونین این روز رو به یاد موندنی کنین!

معنی عید فطر خوردن و آشامیدنه و مسلمونای دنیا اجازه دارن تو این روز و روزای دیگه غذا بخورن و آب بنوشن.

به بزرگترا برای تبریک عید سر بزنین و اگر احیانا دور هستن تماس بگیرین و از کوچولوتون بخواید تا عید رو تبریک بگه.

در این روز همه ی مسلمان ها خیلی خوشحال و شادن. چون تونستن ماه رمضان را روزه بگیرن و امروز می خوان از خدای بزرگ و مهربونشون جایزه بگیرن.

در آخر اگر با کسی کدورتی دارید کنار بذارید و اجازه بدید حلاوت یه ماه بندگی ناب گوارای وجود خودتون و خانوادتون بشه.

بازنشر: وب سایت سفینه

تهیه و تنظیم: سمانه پورگل افشان



موضوع : تربیت دینی, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), مناسبت های مذهبی
تاريخ : پنجشنبه 1 تير 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : چهارشنبه 31 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1694 مرتبه

ما کودکان نیز برای آزادی قدس شریف(قبله اول مسلمین ) می آییم.

منبع : وب سایت عمو روحانی

 



موضوع : تربیت دینی, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 31 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 26 مرتبه

 

 

یه خبرغنچه ای

 شیطنت بچه ای

بچه ای با یه بغچه

پرازنقل و کلوچه

دوید به سوی کوچه

روزه نبود اون بچه

 میون دید مردم

همش می خورد کلوچه

پدربزرگ پیرش

 از اون دوردورا دیدش

اومد کنار بچه

با لبخند و گلایه

گفت که عزیز بابا

 نخور غذا بی هوا

 باید که خود دار باشی

 یه جایی قایم بشی

آروم و یواشکی

اونوقت غذا بخوری



موضوع : ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), تربیت دینی, شعر و قصه
تاريخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : دوشنبه 29 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 15 مرتبه

 

بسم الله الرحمن الرحیم  

هست کلید در گنج حکیم

 

فرشته مربی با این شعر برنامه ی خودش رو شروع می کنه :

فرشتهبعد از سلام و احوال پرسی و قبولی عبادات به بچه ها گفتن،با شعر زیر،مقدمه ای برای شروع مطالب خودش ایجاد می کنه در حالی که بچه ها مشغول برگه های رنگ آمیزی مرتبط با شب قدر هستند. 

فرشتهمربی بعد از این شعر،ادامه میدهد،بله اون شب قدر هست،شبی که در اون قرآن نازل شده،شبی که در اون تقدیر یک ساله ی هر کس معلوم میشه و به امضا امام زمانمون(عج) میرسه،تقدیر یعنی اتفاقانی که قراره برای هر کس با توجه به  استعداد هایش،توی یه سال اتفاق بیفته.

فرشتهشب قدر شبی هست که از هزار ماه بهتره،بعد هم، همه ی بچه ها با هم سوره ی قدر رو تلاوت کردند و مربی نکاتی رو که گفته بود را ،این بار با شعر برای بچه ها بیان می کند.(یکی از اعمال شب بیست و سوم ماه رمضان،تلاوت 1000 بار سوره ی قدر هست.)

فرشتهمربی برای بچه ها، حدیث پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رو  می گه که  ایشون فرمودند:"هر کس سوره قدر رو تلاوت کند، مانند کسی است که ماه رمضان را روزه گرفته و شب قدر را احیا داشته است." ودر ادامه اضافه می کنه مستحب هست در رکعت اول هر نمازی،بعد از سوره حمد،سوره ی قدر خوانده بشه.

فرشتهبعد رفتیم سراغ کارت آموزه ها با هدف آشنایی بیشتر با قرآن،که تصاویرشون تقدیمتون میشه.

فرشتهیکی از سوره هایی که خواندن. تامل کردن در آن در شب بیست و سوم توصیه شده،سوره روم هست.

 

فرشته بچه ها با کمک مربی با دعای قبل از باز کردن روزه و در هنگام افطار آشنا شدند.

بخش سوم هم،درست کردن قاب آیه 14 سوره علق بود.

فرشته مربی شروع می کنه از عکس العمل مردم در فروشگاه هایی که دوربین مدار بسته دارند،صحبت کردن.

فرشتهسپس معنی مفسر رو از بچه ها می پرسد(کسی که معنی آیه های قرآن را برای دیگران توضیح می دهد و نکات آن را می گوید.) و علامه طبا طبایی را به عنوان یکی از بزرگترین مفسران شیعه به بچه ها معرفی می کند و در ادامه می گوید: یک روز شخصی پیش علامه طباطبایی می آیند و از ایشان سوال می کنند که اگر من فقط بخواهم یک آیه ی قرآن رو قاب بگیرم و به دیوار اتاقم نصب کنم شما چه آیه ای را پیشنهاد می دهید؟ علامه در پاسخ می فرمایند:"آیه ی 14،سوره علق؛ الم یعلم بان الله یری،آیا ندانست که خداوند همه ی اعمالش را می بیند؟"

و ادامه می دهد در همه جای دنیا،دوربین مداربسته ی خدای مهربون هست و دنیا محضر خداست پس باید مراقب کارها و رفتارهامون باشیم و چند مثال برای قابل فهم تر شدن بحث می زند.در دنیای امروز،آموزش خود کنترلی بسیار جای تامل دارد.

فرشتهسپس بچه ها آیه و ترجمه ی اون رو نوشتند و با سلیقه خودشون برای اون قاب درست کردند.

در پایان هم با دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان (عج) و گرفتن هدایا یک شب به یادماندنی را رقم زدند.

مربی: مرثا نورانی

 



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان)
تاريخ : دوشنبه 29 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1521 مرتبه

 

« جشن مهمونی آسمونی »

برای بچه های خوب تزکیه ای(دبستان(۲):ابتدای اتوبان ارتش،ورودی ازگل،خ گلچین)

در نمازخانه ی اردوگاه شهید گرکانی 

برگزار گردید.

تشویقآسمان دلم خانه ای روشن است.تشویق

تشویقمهر تو تزکیه،تا ابد با من است.تشویق

بخش سوم

عنکبوت گوشه ای از صحنه مشغول زیر و رو کردن و بالا و پایین کردن اون جعبه شکلاتی هست که ابتدای کار دستش از اون بیرون اومد. مجری می ره پیش عنکبوت و ازش می پرسه.

مجری میزنه پشتش و می گه: عنکبوت جون داری چیکار می کنی؟

عنکبوت: اِ هان، شما اینجایین؟ ببخشید اصلاً متوجه نشدم. من دارم سعی می کنم که با این جعبه یه هدیه واسه مامان عنکبوتی جونم درست کنم، که خوشحالش کنم.

مجری: آفرین، خیلی فکر خوبیه، اما هدیه واسه چی؟

عنکبوت: خب آخه چند روز دیگه، عیده دیگه، می خوام عیدی بدم. مگه شما نمی دونین؟

مجری :ای وای راست می گه بچه ها. عنکبوت کوچولو می دونی چه عیدیه؟

عنکبوت: بله که می دونم، همون عیدیه که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) دست حضرت علی (علیه السلام) رو برد بالا و گفت: من کنت مولاه فهذا علی مولاه.

مجری:عنکبوت جون، اون که عیده غدیره، هنوز مونده تا عید غدیر، 18 ذی الحجه است.

عنکبوت:آهان، آهان، فهمیدم همون عیدیه که پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) نشسته بودن توی غار حراء، بعدش فرشته جبرئیل اومدن پیششون و بهشون گفتن : بخوان.

مجری: ای بابا، عنکبوت جون، اون عیده مبعثه، که دو ماه پیش، 27  رجب بود.

عنکبوت: حالا چه فرقی می کنه؟ بالأخره یه عیدی هست دیگه.

مجری: بذار از بچه ها بپرسیم. بچه ها شما می دونید چه عیدیه؟ (بعد از جواب بچه ها) بله، آفرین بچه ها عیده فطره.

 عنکبوت: اِ چه جالب، عیده فکره، یعنی باید اینجوری بشینیم (مثل ای کیو سان) و فکر کنیم .

مجری: عنکبوت جون، فکر نه،فطر یعنی اینکه همه ی بنده های خوبه خدا بعد از یک ماه روزه گرفتن دیگه می تونن افطار کنن و به شکرانه ی اینکه سلامت بودن و تونستن یکماه روزه بگیرن، فطریه بدن، یعنی به یاد نیازمندان هم باشن و سهمی از مالشون رو به اون ها عطا کنن.

مجری: حالا که بچه ها اینقدر چیزای خوب، خوب بلدن چطوره که یه بازی کنیم با بچه ها؟

عنکبوت: خیلیییی عالیه، آی بازی بازی بازی با دوستای همبازی، زود باش بگو چه بازی؟

بازی و مسابقه (بخش سوم) «راه عنکبوتی»

توضیح بازی: بچه ها و مامان ها دور هم می نشینند و یک بیضی بزرگ درست می کنند.مربی یک کلاف کاموای کلفت در دست دارد،سر آن رو نگه می دارد و بقیه ی کلاف رو به سمت یک مادر و کودک می اندازد.مادر و کودک این قسمت کاموا رو نگه می دارند و دوباره بقیه ی کلاف روبرای بقیه می اندازند!آن قدر این کار تکرار می شود تا مسیر عنکبوتی شکلی ایجاد شود!

بعد از ایجاد مسیر،بچه ها همگی از زیر تارهای عنکبوتی رد می شوند.یک بار دیگر،بدون این که تعادلشون رو از دست بدهند از روی تارهای عنکبوتی رد می شوند. در زمان  بازی هم می شه این عبارت رو خوند.

راه راست  از کدوم وره؟    از این وره یا از اون وره؟

هدف بازی: این بازی از نوع بازی های تحرکی می باشد که درآن سعی شده مفهوم پیچیدگی های زندگی در آن به بچه ها گفته   می شه.نیاز به تمرکز، تحرک، هماهنگی، کار گروهی و دوستی دارد.

بعد از بازی مجری برای بچه ها توضیح می ده که راه زندگی ما آدم ها مثل این راه عنکبوتی پر از پیچ و خمه وباید با کلی دقت و ظرافت این راه رو طی کنیم. اما اگه می خوای بدونی که راه راست از کدوم وره؟ این یه رازه.

الان من و عنکبوت کوچولو یه شعر واستون می خونیم که اگه به اون شعر گوش کنید، به رازی که گفتم پی می برید.

مجری: عنکبوت جون، حاضری بخونیم؟

عنکبوت: بله حتما.

میان برنامه (بخش سوم)

بعد از اینکه مجلس به سکوت رسید شعر زیر توسط مجریان هم خوانی می شود تا بچه با تعابیری از قرآن آشنا شوند و بیاموزند که چگونه می توانند به قرآن عمل کنند.

این شعر با آهنگ خونه ی خاله کدوم وره فیلم کارتونی گربه ی آوازه خوان خوانده می شود.

راه راست از کدوم وره؟      از این وره یا از اون وره؟(2)

این راه راهِ قرآنِ ماست       راه دینِ اسلامِ ماست

اگه که گوش کنی به اون    دلت همیشه با خداست

صراط ِمستقیمِ این        حرف کتابِ دینِ این

صداش می پیچه همه جا     وقتی ظهورکنه آقا(2)

راه راست از کدوم وره؟      از این وره یا از اون وره؟(2)

قرآن می گه مهربونی       راهِ اسلامِ می دونی  

دعا بخون عزیزِ جون    چشات باشه به آسمون

صداش می پیچه همه جا     وقتی ظهورکنه آقا(2)

 راه راست از کدوم وره؟      از این وره یا از اون وره؟(2)

قرآن می گه که راهِ راست      تو بندگی واسه خداست

دعا بخون عزیزِ جون    چشات باشه به آسمون

صداش می پیچه همه جا     وقتی ظهورکنه آقا(2)

راه راست از کدوم وره؟      از این وره یا از اون وره؟(2)

قرآن می گه دروغ بَده   حرفِ شیطون رو گوش نده

دعا بخون عزیزِ جون    چشات باشه به آسمون

صداش می پیچه همه جا     وقتی ظهورکنه آقا(2)

راه راست از کدوم وره؟      از این وره یا از اون وره؟(2)

قرآن می گه اسراف بَده   شکرِ نعمت وظیفته

دعا بخون عزیزِ جون    چشات باشه به آسمون

صداش می پیچه همه جا     وقتی ظهورکنه آقا(2)

راه راست از کدوم وره؟      از این وره یا از اون وره؟(2)

در پایان،عنکبوت و مجری عید فطر رو تبریک می گن و عنکبوت می گوید:من برم هدیه قشنگم رو به مامان عنکبوت جونم بدم،آخ جونمی جون.

مجری: باشه برو ،عنکبوت جون ولی قبلش با بچه ها خداحافظی کن. و یه دعای کوچولو هم بخونیم و شما برو.

همگی دعای سلامتی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو زمزمه می کنن.

 و دست تکون می دهندو می گن: دست علی یارتون  خدا نگهدارتون .

ایده پرداز و اجرا:مرثا نورانی - ساجده طالبی

باتشکر از مسؤلین مجتمع آموزشی تزکیه 2

خانم ها:مهدیان، مرعشی، عرب

غمخوارتهرانی،وثوقی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), تربیت دینی, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), مناسبت های مذهبی, بازی و کاردستی, شعر و قصه
تاريخ : يکشنبه 28 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1454 مرتبه

 

« جشن مهمونی آسمونی »

برای بچه های خوب تزکیه ای(دبستان(۲):ابتدای اتوبان ارتش،ورودی ازگل،خ گلچین)

در نمازخانه ی اردوگاه شهید گرکانی 

برگزار گردید.

تشویقآسمان دلم خانه ای روشن است.تشویق

تشویقمهر تو تزکیه،تا ابد با من است.تشویق

بخش دوم:

عنکبوت در وسط صحنه نشسته یه قرآن روی سرش و یه کاغذ جلوش گذاشته، و داره اسم حیوانات قرآنی رو با خودش تکرار می کنه. مجری با تعجب به عنکبوت نگاه می کنه. قرآن رو روی قلبش می ذاره، روی چشمش می ذاره.

مجری: من خیلی وقته که دارم به تو نگاه می کنم بفهمم داری چیکار می کنی؟ اما متأسفانه متوجه نشدم داری چیکار می کنی؟

عنکبوت: هیچی، دارم سعی می کنم با قرآن مأنوس شم. آخه دیدم که یه شب هایی آدم ها قرآن رو روی سرشون می ذارن. گفتم احتمالاً اون ها دارن سعی می کنن مأنوس شن. بعدشم تازه کلی با خودم فکر کردم که چطوری باید با قرآن مأنوس شم. مثلاً باید چیکارکنم که قرآن همیشه همراهم باشه؟؟چیکارکنم بره توی مغزم فراموشش نکنم؟بره توی قلبم چون خیلی دوستش دارم؟

مجری: ای بابا، ای بابا، از دست تو عنکبوت جون. تو چرا همه چیز رو با هم قاطی کردی؟ خوب گوش کن تا واست تعریف کنم. اون شب هایی که قرآن به سر می گیریم، اسمشون شب قدره. توی اون شب، قرآن به یکباره بر قلب پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) نازل شده.

عنکبوت: آهان یعنی اون شب تولده قرآنه؟ واسه همین همه قرآن رو روی سرشون می ذارن؟

مجری: بله می شه گفت تولد قرآنه اما واسه این قرآن رو، روی سرشون نمی گذارن. گوش کن داشتم می گفتم. قرآن رو روی سرشون می گذارن که به خدای مهربونی که این همه نعمت خوب بهشون داده و دوستشون داره قول بدن که به حرف خدا گوش   می دن.بعد از اون هم، منظور من از اینکه باید همیشه همراهت باشه این نبوده که این قرآن رو هر جا که می ری با خودت ببری. منظورم این بوده که قرآن رو بخونی وکلامش رو یاد بگیری و به ذهنت بسپاری و بهش عمل کنی. وقتی همیشه به حرف قرآن عمل کنی، اونوقت احساس می کنی که قرآن همه جا همراه توست. حالا متوجه شدی؟

عنکبوت: بله، بله، خوبه خوب یاد گرفتم.

مجری: خب حالا بیا با هم یه تمرین انجام بدیم. خدا توی قرآن می گه : و بالوالدین احسانا، معنیش رو می دونی؟

عنکبوت: بله خیلی خوب هم می دونم. تازه بلدم باید چیکار کنم. یعنی باید به پدر و مادرم احترام بذارم، به حرفشون گوش کنم، بهشون کمک کنم، اذیتشون نکنم.بله، بلدم.

مجری: آفرین، نه بچه ها مثل اینکه یه چیزایی بلده.

عنکبوت: می خواین، مثلاً شما بشین مامان عنکبوتی، منم عنکبوت کوچولو، بعد ببینید من چطوری به مامانم کمک می کنم؟

مجری: بله، موافقم، خیلی فکر خوبیه. مثلاً من خیلی کار کردم، خسته ام، روزه هم هستم، الان می خوام یه ذره استراحت کنم.

مجری این رو می گه و روی یک صندلی می شینه و سرش رو به صندلی تکیه می ده و چشماش رو روی هم می گذاره.

عنکبوت هم شروع می کنه به مرتب کردن اون اطراف ،پاش می خوره به چیزی و ازبالا پایین می افته و صدا می کنه.

مجری: باوحشت از خواب می پره و می گه: چی بود؟ چی بود؟

عنکبوت: هیچی، هیچی، شما بخواب اصلاً هم نگران نباش.

مجری: عنکبوت کوچولو شما بشین تکالیفت رو انجام بده تا من یه کوچولو بخوابم.

عنکبوت: چشم، چشم و می ره توی آشپزخونه. ظرف ها رو بچینه روی میز، مامان نمکدون رو کجا گذاشتی؟

مجری: از خواب می پره، واسه چی می خوای؟ همونجا روی کابینته.

عنکبوت: آهان دیدم، دیدم، ممنون. دوباره کمی می گذره صدای تلویزیون رو بلند می کنه که قرآن گوش کنه.

مجری: از خواب می پره، چی بود؟ چی بود؟

عنکبوت: هیچی گفتم همینجوری که خوابین، قرآن رو هم بشنوین، ثواب داره.

مجری: عنکبوت رو نگاه می کنه و می گه اینجوری می خوای به مادرت کمک کنی و از بچه ها می پرسه بچه ها به نظرتون عنکبوت کوچولو اینطوری به مادرش کمک کرد؟

عنکبوت: خب آخه من می خواستم میز رو بچنیم واسه افطار آماده باشه،داشتم کمک می کردم. آخه پس من چطوری به و بالوالدین احسانا عمل کنم؟

مجری: بله درست می گی، اما باید بدونی کمک کردن وقت داره، بعدشم واسه نیکی کردن به مادر و پدر خیلی کارهای دیگه می شه انجام داد.مثل همون هایی که خودت گفتی. احترام گذاشتن، به حرفهاشون گوش کردن، خوشحالشون کردن و....، حالا  عنکبوت کوچولو می خوای با بچه ها یه بازی کنیم که هممون یه کار خوب یاد بگیریم؟

عنکبوت: بازی؟بازی کنیم. آی بازی بازی بازی با دوستای همبازی، زود باش بگو چه بازی؟

بازی و مسابقه (بخش دوم) «باید مامان رو بخندونیم»

توضیح بازی: چند تا از بچه ها رو به همراه مامان هاشون انتخاب می کنیم و یه مسابقه می ذاریم که یه دور باید بچه ها با هم مشورت کنن و کاری انجام بدن، که مامان ها رو بخندونن و بالعکس.

و شعر زیر برای بچه ها خونده می شه.

می خوایم بریم یه مهمونی      مهمونی آسمونی

می خوای رازش رو بدونی     باید مامان رو بخندونی

هدف بازی: این بازی از نوع نمایش های خلاق می باشد و نیاز به هماهنگی، کار گروهی و دوستی دارد.

میان برنامه (بخش دوم)

شعر زیر توسط مجریان هم خوانی می شود تا بچه هایی که برای اجرای مسابقه آمدند همه سر جای خود قرار بگیرند و مجلس دوباره به نظم و سکوت برسد.

این شعر با آهنگ خونه ی مادربزرگه خوانده می شود.

مامان جونم، ماماني       برام تو مثل گنجي
خدا کنه که هيچ وقت       از دست من نرنجي

گذشت و مهربوني         درس هميشه توست

يادم دادي که بايد          دل رو ز کينه ها شست

قول ميدم که از امروز     به حرف تو کنم گوش

بدي و زشتي ها رو         به کل  کنم فراموش

مامان تويي هميشه         سرفصل آرزوهام

با من بمون هميشه         تويي تموم دنيام

مامان جونم، ماماني       برام تو مثل گنجي
خدا کنه که هيچ وقت       از دست من نرنجي

ایده پرداز و اجرا:مرثا نورانی - ساجده طالبی

باتشکر از مسؤلین مجتمع آموزشی تزکیه 2

خانم ها:مهدیان، مرعشی، عرب

غمخوار،تهرانی،وثوقی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), تربیت دینی, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), مناسبت های مذهبی, بازی و کاردستی, شعر و قصه, روان شناسی
تاريخ : 28 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1559 مرتبه

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

این طرح با اهداف زیر نوشته شده است.

1-آشنا ساختن کودکان با مفهوم واقعی انس و عمل به قرآن

2-عینی ساختن مفاهیم انتزاعی انس و عمل به قرآن برای کودکان

3-آشنا ساختن کودکان با مصادیق انس و عمل به قرآن

4- آشنا ساختن کودکان با اسامی حیوانات قرآنی

5-آشنا ساختن کودکان با مفاهیم شب قدر، رمضان بهار قرآن، عید فطر، قرآن به سر گذاشتن

6-آشنا ساختن کودکان با مصداق عملی و بالوالدین احسانا

 اطلاعاتی که در این طرح به کودکان داده می شود.

1-مفهوم شب قدر

2-مفهوم رمضان بهار قرآن

3-مفهوم قرآن قرآن به سر گذاشتن

4- مفهوم عید فطر

5- عید غدیر

6-عید مبعث

7-یاد دادن اسامی حیوانات قرآنی

8-یادآوری ماجرای  لیلة المبیت

« جشن مهمونی آسمونی »

برای بچه های خوب تزکیه ای(دبستان(۲):ابتدای اتوبان ارتش،ورودی ازگل،خ گلچین)

در نمازخانه ی اردوگاه شهید گرکانی 

برگزار گردید.

تشویقآسمان دلم خانه ای روشن است.تشویق

تشویقمهر تو تزکیه،تا ابد با من است.تشویق

 

ورود ویژه:

بچه ها به صف می ایستند و توسط دو مربی که دم در ایستاده اند قرآن رو روی سر بچه ها می گیرن، بچه ها قرآن رو می بوسن  و از بین دو مربی که در حال خواندن شعر زیر هستند وارد سالن جشن می شود، و اما شعر:

می خوایم بریم یه مهمونی      مهمونی آسمونی

می خوای رازش رو بدونی     باید با قرآن بمونی

مجری:بسم الله الرحمن الرحیم

کارهای ما شروع می شه    با نام خدا جون همیشه          به ما می ده  هرچی بخوایم       مهربونیش کم نمی شه

سلام به گل، به غنچه ها

سلام من، به بچه ها

سلام می دم تا که دلم وابشه

روی لبام شکوفه پیدا بشه

سلام سلام همگی سلام   هزار و سیصد تا سلام

حالتون خوبه بچه ها؟؟خوش اومدین. خوش اومدین می دونید ما واسه چی دور هم جمع شدیم؟ خب بهار قرآن شده، ماه رمضان اومده؛ توی این ماه کلی اتفاقات و برنامه ها رو ماداریم، مثل ولادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)،   شب های قدر، شهادت امام علی(علیه السلام) مهربونمون، ما هم الان دور هم جمع شدیم به یه مهمونی.به جشن«مهمونی آسمونی» خوش اومدین.

بخش اول

عنکبوت زمانی که مجری در حال سلام و احوال پرسی با بچه هاست،از گوشه ای از صحنه آروم آروم طوری که مجری اون رو نبینه و فقط بچه ها ببیننش برای   بچه ها دست تکون می ده و می ره پشت یه میزی که از قبل اونجا قرار گرفته می شینه.

مجری بعد ازاحوال پرسی وخوش آمدگویی توجهش نسبت به جعبه شکلاتی که روی میزه جلب می شه وبه سمت میزمیاد درهمین لحظه عنکبوت شروع به صحبت کردن با خودش می کنه.

عنکبوت: با این چیکار کنم خوبه؟؟بذار ببینم. این رو باید اینجوریش کنم........

مجری: روبه بچه ها، یه صدایی داره میاد شما هم می شنوید؟؟ به نظرتون صدا داره از کجا میاد؟؟؟

بچه ها چون قبلاً عنکبوت رو دیدن به پشت میز اشاره می کنن.

اما مجری چشمش به جعبه شکلات می افته و بدون توجه به راهنمایی بچه ها  دستش رو توی جعبه شکلات می کنه می گه: حتماً باید شکلات های خیلی خوشمزه ای داشته باش.

در همین موقع تا میاد شکلات برداره یکهو دست عنکبوت از توی جعبه بیرون میاد.عنکبوت از پشت میز بلند می شه.

مجری کمی می ترسه و با تعجب می گه: اِ اِ دست شما، این تو چیکار می کنه؟؟

عنکبوت: اِ ببخشیدا این سؤاله منه دست شما این تو چیکار می کنه؟؟

مجری: خوب من اومدم شکلات بخورم.

عنکبوت: شکلات بخورین؟؟ مگه شما روزه نیستن؟؟

مجری: ای وای، چرا روزه ام، خوب شد گفتی اصلا یادم نبود.

عنکبوت: بله خب، اگه دیگه با من کاری ندارین من برم دنبال کارم.

مجری: خب بله بفرمایید.اِ اِ نه یه لحظه صبر کن.شما چی هستی؟

عنکبوت: من، یکی از حشراتی هستم که اسمش توی قرآن اومده.

مجری: یه دور، دور عنکبوت می چرخه و از سر تا پا به اون نگاه می کنه و می گه:اسمت توی قرآن اومده؟ اوممممم، بذار فکر کنم.....، آهان فهمیدم تو گرگی.

عنکبوت: گرگ؟ آخه من کجام شبیه گرگه؟؟ بعدشم گفتم حشره.گرگ حشره است؟

مجری: آهان، راست می گی، صبر کن الان می گم، اومممم، فهمیدم زنبوری.

عنکبوت: زنبور؟ آخه من زنبورم؟

مجری: آره دیگه، ببین تنت راه راهه.

عنکبوت: آخه زنبور، سیاه و زرده، بعدشم بال داره. یه راهنمایی دیگه می کنم، یکی از سوره های قرآن به نام منه.

مجری کمی فکر می کنه و می گه: نمی دونم، می شه خودت بگی؟؟؟

عنکبوت: بله که می گم،چرا که نگم.من عنکبوتم.

مجری:آهان، عنکبوت، همون عنکبوت کوچولویی که با ساختن خونه اش دم در غاری که پیامبر از دست دشمناش توش پنهان شده بود تونست به امر خدا جون پیامبر رو نجات بده؟

عنکبوت: بله، بله. اون عنکبوته مثل اینکه، پدر، پدر، پدر، پدر پدربزرگم بوده.خاله مهربون؟ حالا که شما اینقدر چیزای خوب خوب بلدین، می شه اسم حیوانات قرآنی رو به من یاد بدین؟ آخه می خوام با قرآن مأنوس شم.یعنی انس بگیرم.

مجری: بله اسم حیوانات رو که الان از اون خاله خواهش می کنم بهمون بگن. اما تو معنای انس با قرآن رو می دونی؟

عنکبوت: نه فقط شنیدم انس با قرآن خیلی خوبه.

مجری: خب من الان بهت می گم. انس با قرآن یعنی اینکه قرآن رو یه جوری بخونی که یاد بگیری، اونوقت بتونی هم به دیگران یاد بدی، هم خودت بهش عمل کنی.یه جوری که انگار قرآن همیشه همراهته. متوجه شدی؟

عنکبوت: بله، بله فهمیدم، دست شما درد نکنه.

مجری: چه ها الان من یه دور اسم همه ی حیواناتی که توی قرآن آمده رو واستون می گم  وشما هم خوب گوش کنین که این اسم ها رو یاد بگیرید چون بعدش می خوایم با هم بازی کنیم. بلدرچین، پشه، مگس، زنبور عسل، عنکبوت، ملخ، هدهد، کلاغ، مورچه، پروانه، شپش، میمون، استر، گوسفند، گرگ، شتر، شیر، اسب، گاو، گوساله، مار، اژدها، الاغ، خوک، سگ، ماهی، قورباغه، فیل

مجری: خب حالا بریم بازی کنیم؟

عنکبوت: آخ جون، آی بازی، بازی، بازی   با دوستای هم بازی     زودباش بگو چه بازی.

بازی و مسابقه (بخش اول) «گل یا پوچ با نام حیوانات قرآنی»

 توضیح بازی: یه سری اسامی حیواناتی که توی قرآن اومده و نیومده رو روی یه  سری کاغذ می نویسیم. 6 تا کودک رو دعوت      می کنیم که روی سن بیان و اون ها رو به دو گروه 3 نفره تقسیم می کنیم از هر گروه یک نفر باید توی دست های دو نفر دیگه رو پوچ کنه و گل  رو پیدا کنه. پوچ حیواناتی هستن که اسمشون توی قرآن نیومده،و گل حیواناتی که اسمشون توی قرآن اومده.

حیوانات در قرآن آمده:بلدرچین، پشه، مگس، زنبور عسل، عنکبوت، ملخ، هدهد، کلاغ، مورچه، پروانه، شپش، میمون، استر، گوسفند، گرگ، شتر، شیر، اسب، گاو، گوساله، مار، اژدها، الاغ، خوک، سگ، ماهی، قورباغه، فیل

حیواناتی که در قرآن نیامده: بز، گربه، خروس، مرغ، طاووس، کبوتر، زرافه، عقرب، غاز، مرغابی، لاک پشت، خرگوش، موش، پلنگ،ببر، آهو، کبک، سنجاب، طوطی، قناری، جوجه تیغی(زحمت آماده سازی با خانم وثوقی است.)

هدف بازی: این بازی از نوع بازی های دانشی_تحرکی می باشد که در آن اطلاعاتی در مورد حیوانات قرآنی به کودکان داده می شود.نیاز به تمرکز، و یادآوری اطلاعات دارد.

میان برنامه (بخش اول)

 شعر زیر توسط مجریان هم خوانی می شود تا بچه هایی که برای اجرای مسابقه آمدند همه سر جای خود قرار بگیرند و مجلس دوباره به نظم و سکوت برسد.

شعر (قرآن)

فرزند خوب و نازم       كودك دلنوازم

قرآن كتاب خداست       پر از حرفاي زيباست

قصّه داره فراوون         دانش هاي گوناگون

    هر كي قرآن بدونه       دانا و خوش زبونه (2 بار)

ایده پرداز و اجرا:مرثا نورانی - ساجده طالبی

باتشکر از مسؤلین مجتمع آموزشی تزکیه 2

خانم ها:مهدیان، مرعشی، عرب

غمخوار، تهرانی،وثوقی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), تربیت دینی, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), مناسبت های مذهبی, بازی و کاردستی, شعر و قصه
تاريخ : 28 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1455 مرتبه

آی بچه ها می دونید

چرا روزه می گیریم

غروب که شد دوباره

سر سفره می شینیم

دعای وقت افطار

چه خوب و دل نشینه

دعا، نماز، عبادت

چقد به دل می شینه

توی ماه مبارک

ما مهمونیم بچه ها

ماه رمضون می ریم

به مهمونی خدا

تهیه و تنظیم: ساجده طالبی



موضوع : ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), مناسبت های مذهبی, شعر و قصه
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد
درباره وبلاگ

«بنیاد تخصصی کودک و ولایت سفینه» در نظر دارد با استفاده از شیوه های گوناگون جذاب و تجربه شده، کودکان مسلمان شیعه را با مفهوم ولایت و با اولیای دینی خود آشنا کند، انس دهد و آموزه های ایشان را به آنان منتقل کند. این بنیاد اهداف ذیل را دنبال می کند: ۱- کسب رضایت خداوند سبحان و اولیای او ۲- تربیت جامعه مهدوی در راستای زمینه سازی ظهور حضرت ۳- آشنا کردن کودکان با مفهوم ولایت و با اولیا دینی ۴- ارائه الگوی سبک زندگی اسلامی برای کودکان و خانواده ها در زمینه ی تربیتی ۵- آشنا کردن کودکان و والدین با فرهنگ اسلامی و نظریه های تربیت دینی ۶- ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرای نظریه های تربیت دینی ۷- پرورش علمی و هنری و ادبی کودکان ۸- پرورش خلاقیت در کودکان ۹- جهاد فرهنگی در عرصه جنگ نرم. دوستانی که تمایل دارند با « بنیاد سفینه» ارتباط بگیرند،در قسمت نظرات،به ما اعلام کنند. با تشکر

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 15 نفر
بازديدهاي امروز : 2759 نفر
بازديدهاي ديروز : 3737 نفر
بازدید هفته قبل : 27675 نفر
كل بازديدها : 3360934 نفر
امکانات جانبی