بازی و کاردستی
سفینه
بنیاد تخصصی کودک و ولایت
تاريخ : يکشنبه 18 تير 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : مرتبه

 

به  نام خدا

 

 

دوستان خوب سفینه ای :

چه قدر خوبه که وقتی مطلبی رو از وبسایت ما استفاده می کنید منبع و نام صاحب اثر رو هم ذکر می کنید.

باز هم از امانت داری تون سپاستشویق

تشویقمژده مژده "سفینه" به لطف خدا چند زبانه شد.
از این پس ترجمه(به زبان انگلیسی و عربی) گزارش جشن های بنیاد سفینه رو در وبسایت ببینید.🌺🌹
تشویق

امید است قدمی در زمینه سازی ظهور مولایمان باشد.

 

با کمال افتخار، به درخواست شما عزیزان، لینک  کانال تلگرامی بنیاد سفینه تقدیم می گردد.

https://telegram.me/joinchat/BID9ojwDXxMTwlSjyn-B1g

 

 

(با ما باشید!)چشمک



موضوع :
تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : سه شنبه 17 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1281 مرتبه

 

خونه دار و بچه دار زنبیل رو بردار و بیار...

خندونکبا یه تیر دو نشون،بچه داری (لباس سرهمی که به اون پارچه تی دوخته شده!!!)و خونه داری با هم!!!خندونکزبان

انتخاب تصویر:مرثا نورانی

 



موضوع : بازی و کاردستی
تاريخ : دوشنبه 16 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1732 مرتبه

 

خلاقیت در کودکان,خلاقیت کودک

 

زمان بازی با کودکتان فقط زمان بازی و سرگرمی نیست، بلکه زمان آموزش درسهای زندگی به کودکتان هم می‌باشد.تازه‌ترین تحقیقات حاکی از آن است که خلق و خو و عادات انسان از دوران جنینی و 2 سال اول زندگی وی ناشی می‌شود و این نکته اهمیت آموزش و روش صحیح تربیت در سنین ابتدایی تولد کودک را نمایان می‌سازد.در این مقاله ما بازیهایی را به شما پیشنهاد می‌دهیم که علاوه بر سرگرم کردن کودکتان آموزشهایی را در جهت ایجاد خلاقیت و تقویت هوش و افزایش سطح هوشیاری کودک دلبند شما فراهم می‌آورد.
1.کجا رفت؟
یک توپ کوچک نرم انتخاب کنید، آن را در یک ظرف درپوش دار بگذارید. از بچه بپرسید توپ کجا رفت؟ او را تشویق کنید که در ظرف را باز کند و توپ بیرون بیفتد مثل جعبه هایی که دلقکی بیرون می‌پرد، بیرون افتادن توپ هم برای او جالب خواهد بود. این بازی راهی است که به کودک می‌آموزد که چیزهایی که او نمی بیند ممکن است وجود داشته باشد. این بازی، آموزش ثبات هدف است.



ادامه مطلب...

موضوع : بازی و کاردستی, روان شناسی
تاريخ : 15 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 28 مرتبه

 

چشمکهمه ی بچه ها،عروسک و وسایل بازی آورده بودند و در قالب "خاله بازی"نکاتی در مورد سبک زندگی آموختند.

 

تشویقآیه ی این جلسه مون در مورد سلام کردن بود.

آرام​​​​​به خانه ی یکدیگر رفتند و بازی"هر کی زودتر سلام بده،برنده است" رو بازی کردند و حدیث امام حسین(ع) در ذهنشان نهادینه شد.

تشویق​​​​​سوار ماشین شدند و" بسم الله"  گفتندو با بعضی از قوانین راهنمایی و رانندگی آشنا شدند.

تشویق​​​​​هر کدوم از بچه ها،برش کیک خودشون رو با انگور،هلو،اسمارتیز و خامه تزیین کردند و با مولودی های کودکانه،جشن روز دختر گرفتند.

مربی: مرثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, پیام شادمانی(کلاس قرآن), قرآن برای کودکان, تربیت دینی, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت
تاريخ : جمعه 13 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 32 مرتبه

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام ای حضرت سلطان عشق

یاعلی موسی الرضا،ای جان عشق سلام سلام به همگی،عیدتون مباررک،چه عیدی؟، بله ما تو دهه کرامت هستیم که اولش تولد بانوی مهربان،"حضرت معصومه(س)"هست و آخرش هم میلاد امام مهربان(ع)،امام رضا(علیه السلام)،امام هشتممون هست.

پنجره رو وا کنید.

خورشید رو پیدا کنید

آب بپاشید تو ایوون 

گل بکارید تو گلدون

عید اومده بچه ها 

باشه مبارکه شما

بنیاد سفینه مثل هر عیدی دوباره جشن گرفت . عجب جشنی، یه جشن متفاوت 

کار سختی بود، اما تجربه ی خوب و شیرینی بود.

یه سالن پر از دختر از 4 سال تا 14 سال.

و اونوقت ما باید برای سرگرمی تمام مدعوین برنامه ی مختص خودشون رو اجرا می کردیم.

جشن خوبی بود و حسابی به همه خوش گذشت. چون کلی بازی داشتیم.

بازی اول :  توی این بازی مجری ها دست می زدن و بچه ها باید با توجه به مدل دست زدن مجری ها کارهای مختلفی رو انجام می دادن.یعنی اینکه مجری ها اگر یه انگشتی دست می زدند بچه ها باید می نشستند، اگر دو انگشتی بچه ها می ایستادند و اگر دو تا دست رو به هم می زدند بچه ها باید بالا و پایین می پریدند و شعر زیر رو می خوندند.

تو روز دختر بپر و بپر
تو روز دختر بپر و بپر

چه شاده دختر بپر و بپر
عزیزه دختر بپر و بپر
تمیزه دختر بپر و بپر
چه نازه دختر بپر و بپر
ملوسه دختر بپر و بپر
تو روز دختر بپر و بپر

(این شعر برگرفته از  گروه شیعه کوچولو هست.)

بازی دوم: بازی  با حلقه هولاهوپ بود. توی این بازی بچه ها باید ابتدا حلقه ای رو که قطعه هاش از هم جدا هستند رو به هم متصل کنند و اونوقت حلقه رو از بالای سر خودشون رد کنند و به زیر  پاهاشون  بیارن و دوباره از زیر پاهاشون رد کنند و  به بالای سرشون بیارن و در همین حین یک مسیری رو طی کنند و تصور کنند که در حال طی کردن مسیر  حرم هستند. هیجان کار وقتی بالا می رفت که بچه ها باید همین مسیر رو به صورت عقب عقب و برعکس بر می گشتند. در این زمان مجری ها شعر زیر رو می خونن.

رضا(ع)که نور خداست        امام هشتم ماست

رئوف و مهربونه                 دردامونو می دونه

می کنه مارو دعوت            می ریم مشهد زیارت

اونجا مثل بهشته                پر شده از فرشته

 بازی سوم: نمایش خلاق با عنوان پدرش به فدایش در مورد حضرت معصومه سلام الله علیها بود.

متن نمایش 

مجری: یه روزی از روزها اون قدیم  قدیما تعدادی از شیعیان برای دیدن امام شون امام کاظم (علیه السلام) مهربون و پرسیدن سؤال هاشون راه افتادند رفتند به سمت مدینه.

نفر اول: همه چیز حاضره؟

 نفر دوم:  بله

نفر سوم: تمامی سؤال ها رو یادداشت کرده ایم؟

نفر اول: بهتره زود تر حرکت کنیم.

مجری: بچه ها اون موقع ها که مثل الان تلفن و موبایل و چیز های این شکلی نبوده که همه بتونن از هم خبر بگیرند. وقتی این دوستای مهربون به مدینه رسیدند، امام کاظم (علیه السلام) در مدینه نبودند و به مسافرت رفته بودند. پس اون ها سؤال‌های خودشان رو به حضرت معصومه (سلام الله علیها) که اون موقع یک دختر خانوم کوچولو بودند، دادند.

فردای اون روز یک بار دیگه به منزل امام رفتند ولی هنوز ایشان برنگشته بودند. پس مجبور شدند کاغذهای خودشان را پس بگیرند، تا توی سفرهای بعدی سؤال های خودشون رو بپرسند ولی یه اتفاق عجیبی افتاده بود.

نفر اول: نگاه کنید.

 نفر دوم: جواب همه سؤالات ما داده شده.

 نفر سوم: راست میگین چه کسی اونها رو به این خوبی جواب داده؟

 مجری: بله بچه ها حضرت معصومه (سلام الله علیها) جواب همه سؤال های اون ها رو داده بودند.

آنها بعد از اینکه جواب سؤالاتشون رو گرفتند از شهر مدینه رفتند.

اتفاقاً در راه امام کاظم (علیه السلام) را دیدند و ماجرا را برای ایشان تعریف کردند وقتی امام جواب سؤال ها رو دیدند سه بارفرمودند : فداها ابوها: پدرش به قربانش، پدرش به فدایش، یعنی الهی بابایی قربونت بره دخترگلم.

 

 



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : جمعه 13 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 464 مرتبه

وقتی می ری یه جایی واسه اجرای جشن و اونجا با کلی مخاطب از هر جنس و گروه سنی و... روبرو می شی اونوقت مجبوری کلی خلاقیت به خرج بدی تا به همه خوش بگذره و همه از اون جشن هم بهره ببرن هم راضی باشن، اینجاست که باید از تجربیاتت استفاده کنی تا بتونی یه برنامه ی عالی اجرا کنی.

 

همیشه وقتی اسم بازی می آید اولین متقاضی ها کوچکترها هستن که خب حق هم دارن و کاملا منطقیه.

وقتی با اون دل های پاک و دستهای کوچولوشون همراه با تو دعا می کنن مطمئن می شی دعای تو هم با ملائکه ی اون ها بالا می ره و به استجابت نزدیک می شه

اجرا:  مرثا نورانی،ساجده طالبی

باتشکر از مسئولین مجموعه فرهنگی قرآنی دخترانه امام زاده اسماعیل به ویژه سرکار خانوم محمودی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : پنجشنبه 12 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2417 مرتبه

مجری:بسم الله الرحمن الرحیم

کارهای ما شروع می شه    با نام خدا جون همیشه         

به ما می ده  هرچی بخوایم       مهربونیش کم نمی شه

سلام به گل، به غنچه ها  سلام من، به بچه ها

سلام می دم تا که دلم وابشه  روی لبام شکوفه پیدا بشه

سلام سلام همگی سلام   هزار و سیصد تا سلام

حالتون خوبه بچه ها؟؟خوش اومدین. خوش اومدین می دونید ما واسه چی دور هم جمع شدیم؟ خب ماه ذیقعده اومده این ماه با دهه ی کرامت شروع می شه،اول این ماه و این دهه تولد یه خواهر مهربونه یعنی حضرت معصومه (سلام الله علیها)  که روز دختر هم بوده، بعدش بزرگداشت اون یکی برادرشون یعنی شاه چراغ بود،تازه بعدشم یازده ذیقعده هم که تولد امام رضای مهربون بوده(علیه السلام)،تازه ی تازشم،بیست و پنج ذیقعده هم جشن تولدزمینه واسه همینم ما جشن گرفتیم.به جشن«حوض  فیروزه ای» خوش اومدین.

بخش اول

مجری بعد از سلام و احوالپرسی با بچه ها، به طرف حوض فیروزه ای میاد و می گه: وای بچه ها ببینید چه حوض فیروزه ای   قشنگی اینجاست، هوا هم که حسابی گرمه، بذارین یه دستی به آب بزنم، شاید خنک شدم. اِ بچه ها انگاری این حوض یه چیزایی می گه و دستش رو پشت گوشش می ذاره به این معنی که گوشش رو تیز کنه.

آخی، نازی حوض فیروزه ای ناراحت نباش، من و بچه ها الان بهت کمک می کنیم.

بچه ها می دونید حوض فیروزه ای چی می گه؟

می گه: من یه حوض کوچولواَم اونروز شنیدم که تولد امام رضا «علیه السلام» هست، دیدم که توی حرم امام رضا «علیه السلام»، همه جا رو چراغونی کردن، همه چیز خوشگل شده، همه چیز برق می زنه.من هم خیلی دلم می خواد یه جشن تولد باشکوه واسه امام رضا «علیه السلام» بگیرم، اما نمی دونم باید چیکار کنم؟؟

مجری رو به حوض می گه: ناراحت نباش حوض کوچولو من و بچه ها بهت کمک می کنیم. یه چیزی به ذهنم رسید، حالا که حوض کوچولو دوست داره بدرخشه و برق بزنه و مثل چراغونی ها رنگی باشه، می شه با هم یه بازی کنیم که یه سری ماهی واسش بگیریم و ماهی ها رو بریزیم توی حوض که هم رنگی باشه و هم پولک های ماهی ها برق بزنن و بدرخشن.

بعد مجری به سمت بچه ها میاد و می گه بچه ها دوست دارین بازی کنیم؟

بازی و مسابقه (بخش اول) «ماهی گیری»

 توضیح بازی: مجری به بچه ها می گه به نظرتون اگه خود امام رضا«علیه السلام» توي اين جشن تولدشون بودن، به ما چي ها مي گفتن؟ چه سفارشهايي مي کردن؟



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 11 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 440 مرتبه

 

بخش سوم

مجری سنگ ها رو برای سفینه ی خلاق می بره و می ده بهش و می گه بیا این هم سنگ، این ها رو با خودتون ببرین.

سفینه ی خلاق: من و حوض فیروزه ای خیلی خوشحالیم و خیلی هم ممنونیم، خاله جون می دونین، من، با یه عالمه کبوتر دوست شدم و قرار شده کبوتر ها بیان و به من کمک کنن تا حوض وسنگ ها و ماهی ها رو ببریم مشهد حرم امام رضا«علیه السلام» تا اونجا همه با هم یه جشن تولد با شکوه برای امام رضا«علیه السلام» بگیریم.

باشه سفینه ی خلاق، برو. امیدوارم که تو و حوض فیروزه ای کوچولو، جشن باشکوهی برگزار کنین. خدا نگهدارتون. مراقب خودتون باشین.

سفینه ی خلاق: بچه ها جونم من همتون رو خیلی دوست دارم، عید همتون مبارک.خداحافظ.

من و بچه ها هم اینجا یه بازی دیگه با هم می کنیم و یه سلام هم به امام رضا«علیه السلام» می دیم و می ریم خونه هامون.

مجری: برای کودکان توضیح می ده که یه روزی تمام دنیا پر از آب بود و خدای مهربون توی بیست و پنج ذیقعده خاک روی زمین رو از زیر خونه ی کعبه گسترش داد و از اون به بعد قسمت هایی از زمین رو آب تشکیل داده و قسمت هایی رو خاک و بعد به بچه ها می گه ما هم به خاطر تشکر از خدای مهربون دور خونه ی خدا می چرخیم .

بازی و مسابقه (بخش سوم) «جشن تولد زمین (دحوالأرض)»

توضیح بازی:شعر زیر توسط مجری و بقیه ی کودکان خونده می شه و بچه ها به دور خونه ی کعبه می دوند وقتی خوندن قطع می شه بچه ها باید شعار بدن  لااله الاّالله، فقط خدای یکتاست تو قلب ما بچه ها. تعداد بچه هایی که قراره مسابقه بدن بستگی به فضا داره مجریان و مربیان همه ی کودکان رو تشویق به شعار دادن می کنن.

هدف بازی: این بازی از نوع بازی های دانشی_تحرکی می باشد که در آن اطلاعاتی در مورد دحوالأرض به کودکان داده می شود.نیاز به تمرکز، تحرک، هماهنگی، کار گروهی و دوستی دارد.

شعری که توسط مجری خوانده می شود تا بچه ها به دور خانه کعبه بچرخند.

دست بزنیم ما حالا دست ها رو ببریم بالا

یک، دو، سه یک، دو، سه خوشحالی کنیم حالا (2)

این زمین رنگارنگ        پر از گل های قشنگ

کِی اومده به دنیا            کی می دونه بچه ها؟؟

بیست و پنج ذیقعده         زمین به دنیا اومد

تولدش شد و اون            از زیر آب در اومد

دست بزنیم ما حالا دست ها رو ببریم بالا

یک، دو، سه یک، دو، سه خوشحالی کنیم حالا (2)

زمین از زیر کعبه          خاکش زده جوونه

تا که بشه یه روزی       گهواره ی زمونه

سال های بعد همون روز      اومده اند به دنیا

حضرت ابراهیمُ  (سلام الله علیه)   یکی حضرت عیسی (سلام الله علیه)

دست بزنیم ما حالا دست ها رو ببریم بالا

یک، دو، سه یک، دو، سه خوشحالی کنیم حالا (2)

چه جشن با شکوهی برپا شده بچه ها

تولد هر سه تا، مبارکه غنچه ها

بیایین  که بگیم شکر خدای دانا

دست بزنیم ما حالا دست ها رو ببریم بالا

یک، دو، سه یک، دو، سه خوشحالی کنیم حالا (2)



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 488 مرتبه

 بخش دوم:

مجری به سمت سفینه خلاق وحوض می ره و ماهی هایی رو که بچه ها توی بازی قبلی گرفتن می ده بهشون و می گه: بیا سفینه ی خلاق این ماهی ها رو بریز توی حوض کوچولو تا هم رنگ و وارنگ شه و هم پولک هاشون برق بزنن و حوض کوچولو هم بدرخشه.

مجری: چیه چرا باز هم ناراحتی؟ باز چی شده؟

 سفینه ی خلاق: من دیدم که همه ی حوض های صحن امام رضا«علیه السلام»، فواره دارن، حوض من که فواره نداره؟ حالا باید چیکار کنم؟

مجری یه ذره فکر می کنه و می گه : آهان فهمیدم، من و بچه ها یه باز ی با هم می کنیم تا بتونیم یه خورده سنگ واست جمع کنیم. اون وقت تو سنگ رو با خودت ببر مشهد و اونجا بده به کبوترها تا سنگ ریزه ها رو پرتاب کنن توی حوض، اونوقت آب ها پخش می شن توی هوا و یه جورایی می شه شبیه فواره، خوبه؟

بچه ها بیاین بازی کنیم. 

بازی و مسابقه (بخش دوم) «مراقب سنگ ها باشیم»

توضیح بازی: : توی این بازی  باید چند نفر رو انتخاب کنیم(تعداد نفرات بستگی به اندازه ی پارچه دارد)بعد مجری یه پارچه رو روی زمین قرار می ده و بعد بچه ها اطراف پارچه رو می گیرن مجری یه سنگ رو توی پارچه می ذاره  شروع به خوندن   شعر می کنه بچه ها باید با ریتم خواندن شعر حرکات خودشون رو انجام بدن (وقتی سریع خوانده می شود سریع حرکت کنند و وقتی آروم خونده می شه، آروم حرکت کنند.) این بازی چند مرحله داره توی مرحله اول بچه ها باید همانطوری که اطراف   پارچه رو گرفتن و سنگ توی پارچه قرار داره بدون اینکه سنگ بیفته بچرخن. توی مرحله دوم با همون حالت باید باز و بسته  شن، توی مرحله ی سوم به همون شکل بشینن و بلند شن و توی مرحله چهارم با همون حالت بپرن. بچه ها باید مراقب سنگ باشن که نیفته، توی هر مرحله مجری به سنگ، به سنگ ها اضافه می کنه.مثلاً مرحله ی دوم دوتا و به همین ترتیب تا مرحله ی چهارم چهارتا.

رضا(ع)که نور خداست        امام هشتم ماست

رئوف و مهربونه                 دردامونو می دونه

می کنه مارو دعوت            می ریم مشهد زیارت

اونجا مثل بهشته                پر شده از فرشته



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 457 مرتبه

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

مجری:بسم الله الرحمن الرحیم

کارهای ما شروع می شه    با نام خدا جون همیشه     

     به ما می ده  هرچی بخوایم       مهربونیش کم نمی شه

سلام به گل، به غنچه ها  سلام من، به بچه ها

سلام می دم تا که دلم وابشه  روی لبام شکوفه پیدا بشه

سلام سلام همگی سلام   هزار و سیصد تا سلام

حالتون خوبه بچه ها؟؟خوش اومدین. خوش اومدین می دونید ما واسه چی دور هم جمع شدیم؟ خب ماه ذیقعده اومده این ماه با  دهه ی کرامت شروع می شه،اول این ماه و این دهه تولد یه خواهر مهربونه یعنی حضرت معصومه (سلام الله علیها)  که روز دختر هم بوده، بعدش بزرگداشت اون یکی برادرشون یعنی شاه چراغ بود،تازه بعدشم یازده ذیقعده هم که تولد امام رضای مهربون   بوده(علیه السلام)،تازه ی تازشم،بیست و پنج ذیقعده هم جشن تولدزمینه واسه همینم ما جشن گرفتیم.به جشن«حوض  فیروزه ای» خوش اومدین.

بخش اول

مجری بعد از سلام و احوالپرسی با بچه ها، به طرف سفینه ی خلاق میاد که کنار حوض فیروزه ای نشسته و      می گه:وای بچه ها ببینید کی اینجاست؟ اِ اِ اِ ببخشیدا ولی می شه بپرسم شما کی هستید و اینجا چیکار می کنید؟

سفینه خلاق: من ؟؟ من سفینه ی خلاق هستم دیگه .ببین خاله جون سفینه  توی زبان عربی یعنی کشتی، بعدشم سرم رو نگاه   کن مثل موجودات فضایی می مونه،این یعنی من می تونم هم توی دریا باشم عین کشتی هم توی آسمونا عین سفینه های فضایی.هه هه

مجری: خب می شه بپرسم الان اینجا چیکار می کنی؟ این حوض فیروزه ای قشنگ مال شماست؟

سفینه ی خلاق: بله این حوض منه، من اونروز شنیدم که تولد امام رضا «علیه السلام» هست، دیدم که توی  حرم امام رضا «علیه السلام» همه جا رو چراغونی کردن، همه چیز خوشگل شده، همه چیز برق می زنه.من وحوض کوچولوم هم خیلی دلمون     می خواد یه جشن تولد باشکوه واسه امام رضا «علیه السلام» بگیرم، اما نمی دونم باید چیکار کنم؟؟

مجری رو به سفینه ی خلاق می گه: ناراحت نباش سفینه ی خلاق من و بچه ها بهت کمک می کنیم. یه چیزی به ذهنم رسید، حالا که دوست داری حوض کوچولوت بدرخشه و برق بزنه و مثل چراغونی ها رنگی باشه، می شه با هم یه بازی کنیم که یه سری ماهی واسش بگیریم و ماهی ها رو بریزیم توی حوض که هم رنگی باشه و هم پولک های ماهی ها برق بزنن و بدرخشن.

بعد مجری به سمت بچه ها میاد و می گه بچه ها دوست دارین بازی کنیم؟



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : شنبه 7 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1878 مرتبه

و حالا یه لی لی حوضک امام رضایی:



ادامه مطلب...

موضوع : تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : پنجشنبه 5 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1994 مرتبه

مسافر-کوچولو--جمکران

جشناین نرم افزار به منظور آشنایی با اهل بیت خصوصا حضرت معصومه (س) و امام زمان (عج) در قالب گردشگری مجازی شهر مقدس قم تولید شده و برای کودکان به صورت بازی و سرگرمی ارائه شده است که در نمایشگاههای مختلف مورد استقبال گسترده کودکان قرار می گیرد. تشویق

 

مسافر-کوچولو--شهربازی



ادامه مطلب...

موضوع : معرفی محصولات فرهنگی, تربیت دینی, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 4 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 52 مرتبه

 

 

هنگام ورود, به بچه ها "انگشتر شادی" اهدا می شود, کش سر های خیلی کوچکی که روبان های رنگی به آن وصل شده است تا موقع دست زدن زیبا تر شود. و بعد از چند بازی گروهی جشن آغاز میشود:

بچه ها اول هر کار چی باید بگیم؟به نام خداااا
خب بچه ها من با شما سلام و علیک نکردم, کردم؟ اگر سلام کنم قشنگ جواب منو میدید؟ چون میدونید دیگه جواب سلام واجبه و خدا خیلی دوست داره که ما به هم سلام کنیم. پس این شعر رو با هم بخونیم, من به شما سلام میکنم و شما تو جواب من هر چی

گفتم بگید علیک سلام علیک سلام,
سلام سلام
علیک سلام علیک سلام
سلام میدم به بچه ها
علیک سلام علیک سلام
سلام میدم به غنچه ها
علیک سلام علیک سلام
سلام میدم به پسرا
علیک سلام علیک سلام
سلام میدم به دخترا
علیک سلام علیک سلام


بله, گفتم دخترا, یادم افتاد امروز روز دختره, همه بچه ها به افتخار دخترای جشنمون یه دست حسابی بزنید تا جشنمون رو شروع کنیم.
خب بچه ها, کی میدونه روز دختر تولد کیه؟آفرین, تولد حضرت معصومه که حرمشون تو شهر قمه, کیا رفتن حرم حضرت معصومه؟ بچه ها ایشون خواهر امام رضای مهربونم هستن.


پس جشن ما هم به مناسبت تولد حضرت معصومه اس که ما خیلی دوسشون داریم, هم به مناسبت روز دختر, ولی نمیدونم شما ها چرا انقد بی حالید, بلند شید ببینم, تو جشن باید دست بزنیم و بپر و بپر کنیم.
همه انگشترای شادی رو دست کردید؟ پس دستای خوشگلتون رو بالا بیارید و دست بزنید و بپرید:

تو روز دختر بپر و بپر
تو روز دختر بپر و بپر
عزیزه دختر بپر و بپر
تمیزه دختر بپر و بپر
چه نازه دختر بپر و بپر
ملوسه دختر بپر و بپر
تو روز دختر بپر و بپر


(همزمان با شعر خواندن و پریدن, شکلات هم پخش می شود, بچه ها که مشغول باز کردن شکلات ها می شوند, "گلدونه" (عروسک دختر) بالا میاید.)

گ: تو روز دختر, بپر و بپر... وای آخجون, چه شاده امروز, به به...
خاله: دختر گلم سلام
گ:سلام خاله خوبید, عیدتون مبارک
خ:بچه ها جواب بدید, بر شما هم مبارک
گ: خب دخترم, شما کی هستی, چجوری فهمیدی اینجا جشنه و اومدی؟
گ:اسم من گلدونه اس, راستش قبلنا مامان بزرگم اومده بود تو جشن شما, بعد گفت امروزم اینجا جشن روز دختره, گفت منم بیام جشن
خ: مامان بزرگت؟ اینجا که جشن بچه هاس, مامان بزرگا نمیان
گ: مامان بزرگم دیگه, ننه نقلی مهربون
خ: آهان پس تو نوه ننه نقلی هستی, ننه خوبه؟ سلام مارو بهش برسون, دلمون براشون تنگ شده
گ: چشم خاله جون, چقدر امروز داره خوش میگذره, چقد حسینیه خوشگل شده, من عاشق روزای جشنم, تو روزای جشن, پر از شادی و بازی و شکلات و جایزه است.


خ: بله گلدونه جون, شکلات بهت رسید یا دیر رسیدی؟
گ: بله که رسید خاله, میشه الان بخورمش؟
خ: بله که میشه, بچه ها شما هم شکلات هاتون رو باز کنید و بخورید.
گ: ایناهاش, منم قتی اون خاله مهربون داشت شکلات پخش میکرد یدونه گرفتم, ولی انگار کاغذش کنده شده, ولی اشکال نداره, خوشمزس.
خ: اوا چکار میکنی؟
گ: چیه خاله
خ: نخوریش ها
گ: چرا نخورم
خ:مگه نمیگی از کاغذش دراومده و پوستش کنده شده
گ: خب
خ: خب دیگه, اوا, بچه ها, به نظر شما اشکالی نداره آدم شکلات بدون کاغذ رو بخوره؟
بچه ها جواب خاله رو میدهند.
خ: آفرین, شکلاتی که پوست نداره و افتاده زمین, کثیف شده, پا خورده, غیر بهداشتی شده, مگه نه آقا پسرا؟ مگه نه دختر خانوما؟
گ: ااا خاله, خوب شد شما گفتیدا, وگرنه من الان یه چیز کثیف پا خورده مگسی می خوردم, اه اه اه
خ: آره بابا, خیلی چیزا اینجوریه, بچه ها جونم هر چیز خوشمزه و خوب و با ارزشی همینطوریه, یه حفاظی روش داره, یه چیزی روش کشیده شده که توش کثیف و آلوده نشه
مثلا دیگه چی؟ اگه گفتید چیا پوست دارند؟
( هر مورد درستی که بچه ها گفتند تایید شود.)


مثلا سیب, دیدید وقتی پوست سیب رو میکنیم اگه زودی نخورینش قهوه ای و زشت میشه؟
یا مثلا پرتقال, اگر پوست نداشته باشه و تو بشقاب بمونه چی میشه؟ خشک میشه و دیگه نمیشه خوردش.
(در صورت امکان کارت تصاویر هم نشان داده شود.)
یا دیگه چی؟ آهان, دیدید تو مغازه اسباب بازی فروشی, چیزای خوشگل و گرون پشت شیشه اس, دم نیست که بیفته و بشکنه, یا خود شما, اسباب بازی خوب هاتونو میگذارید تو کمد, نه اینکه رو زمین پخش و پلا باشه.

حتی همین لباس هایی که ما میپوشیم, مثل همون پوست شکلات و میوه میمونه, باعث میشه مارو حفظ کنه, سردمون نشه, آفتاب بدنمون رو نسوزونه, اصلا انگار آدم احساس آرامش میکنه, واسه همینم خدا جون مهربون از ما خواسته که لباس بپوشیم, تازه چون خدا ما دخترا رو خیلی دوست داره و چون دخترا لطیف ترن, خدا گفته که با حجاب تر باشن, یکم که بزرگتر میشه میگه موهاتم با ارزشه, اونارم بپوشون, دستاتم با ارزشه, اونارم بپوشون, با حجاب باش.


مثل حضرت معصومه, بچه ها حضرت معصومه خیلی دختر خوب و ناز و مهربونی بود, می خواست بیاد پیش برادرش, اونجوری که خدا دوست داست لباس پوشید, چون با اون لباسی که خدا دوست داشت قوی تر میشد, و راه افتاد از مدینه اومد ایران, چه راه دووووری, ببینید چقدر قوی شده بود, ولی خواست خدا بود که توی شهر قم موندن, و حالا ما می تونیم بریم تو شهر قم و ایشون رو زیارت کنیم.
گ: خاله جون, ببخشیدا, ولی من متوجه نشدم , یعنی چی اگر ما لباس بپوشیم و با حجاب باشیم, ارزشمون بیشتر حفظ میشه؟


خ: خب بگذار یه جور دیگه توضیح بدم, بچه ها این چیه؟ آفرین, مروارید, مرواریدا کجان؟ توی دل یه جعبه این شکلی که اسمش چیه؟ صدف. صدف و مروارید زیر زیر دریاهان, و اونایی که جواهرای قشنگ میسازن میرن و مروارید های تنیز و درخشان رو از کف دریا ها پیدا میکنن و از آب بیرون میارن.
گ: ااا, آره خاله, مامان منم یدونه از این گردنبند مروارید خوشگل سفیدا داره.
خ: بچه ها جونم, این مروارید خوشگل و تمیز و سفید, اگر توی صدفش باشه, اگر روش پوشیده باشه, اگر محفوظ باشه همینجوری تمیز میمونه, ولی اگر از صدفش بیاد بیرون, اگر مثل اون شکلات گلدونه, از پوستش در بیاد, چی میشه؟ آفرین, اینجوری کثیف و سیاه میشه, دیگه جواهر سازا که دنبال چیزای با ارزشن دنبالش نمیان, برش نمیدارن, که باهاش گردنبند های قیمتی بسازن, مگه نه بچه ها, مگه نه پسرا, آقا پسرا بگن ببینم شما ها مروارید کثیف رو بر میدارید؟

گلدونه جون! هم تو هم همه دخترای خوب و بهشتی که الان اینجا جمع شدید, خیلی خیلی با ارزشید, خیلی خیلی لطیفید, خیلی خیلی خدا دوستتون داره, واسه همینم باید پوشیده برید بیرون تا مثل اون مروارید, درخشان و با ارزش بمونید.
گ: ا پس داداشم چی, اون نباید لباس بپوشه؟ اون با ارزش نیست؟
خ: اونم باید بپوشه, اونم با ارزشه, منتهی پسرا لباسشون فرق داره, حجابشون فرق داره, اونا لباس پسرونه میپوشن, دخترا لباس دخترونه, تازه چون قوی ترن, باید به دخترا هم کمک کنن.

 

خب بچه ها به من بگید ببینم کی خدارو خیلی دوس داره؟
من من من من
کی دوس داره مثل مروارید تمیز و خوشگل و سفید باشه؟
من من من من

آفرین همه یه دست خوشگل و بلند بزنید, اینم یه شکلات خوشمزه, با کاغذ و تمیز برای گلدونه خانوم

 

خب بچه ها, خب گلدونه, کی حواسش جمعه, هر کس حواسش جمعه سریع هر کار من گفتم انجام بده, دستا رو سر, دستا رو پا, دستا رو چشم, دستا رو پیشونی, دستا رو دل, دستا رو سینه...
موافقید تا دستامون روی سینه اس, همه یه سلام خوشگل به حضرت معصومه بدیم, که امروزم تولدشونه, هر کی موافقه بلند شه:


دستا همه رو سینه
همه بدیم سلامی
به حضرت معصومه
السلام السلام ای بانوی مهربان
السلام السلام ای بانوی مهربان


آفربن, زیارت همتون قبول, چه خوبه که الان به حضرت معصومه سلام دادیم و ایشون رو زیارت کردیم, چون ایشون خواهر امام رضای خوبمون هستن, تازه امام رضا جون فرمودن که هر کی قبر خواهرم حضرت معصومه رو زیارت کنن, انگار که منو زیارت کرده و بهشت مال اونه.
می دونید چرا بچه ها؟ چون حضرت معصومه خیلی دختر خوبی بودن, هیچ وقت تو سختی ها امام رضا رو تنها نگذاشتن و خیلی هم به حرف ایشون گوش می کردن.
حالا با هم یه شعر زیبا برای تولد ایشون بخونیم و شما هم با ماماناتون دست بزنید و جواب بدید:" معصومه جان, معصومه جان"

 

 


گل بهشت احمدی        
           معصومه جان معصومه جان
دسته گل محمّدی       
            معصومه جان معصومه جان
عزیز جان حیدری      
            معصومه جان معصومه جان
چشم و چراغ احمدی    
            معصومه جان معصومه جان
امام رضا را خواهری  
           معصومه جان معصومه جان
همچوحسین و زینبی  
           معصومه جان معصومه جان
ای گل ناز سر مدی    
          معصومه جان معصومه جان
حریم توبود مرا   
           معصومه جان معصومه جان
مثل مدینه کربلا  
           معصومه جان معصومه جان

 

بعد نوبت به بازی ها میرسد.

۱ . بازی توپ و پارچه
همه دور پارچه بزرگی را میگیرند و میپرند و توپ های رنگی داخل پارچه را به بیرون می پرانند. ( با تکرار جمله تو روز دختر , بپر و بپر)

 

۲ . بازی توپ و دیوار پارچه ای
با پارچه درازی و  به عرض مثلا یک متر, دیواری میکشیم, و دو نفر سر دیوار را میگیرند. بچه ها دو گروه می شوند و دو طرف دیوار می استند و توپ ها را به آن طرف دیوار می اندازند, و باید سعی کنند  توپی در زمین خودشان نماند. ( با تکرار جمله گل بهشت احمدی, معصومه جان معصومه جان )

 

۳ . روی زمین یک ریل پلاستیکی پهن میکنیم, بچه ها توپ هایی که روی زمین پخش بوده رو جمع می کنند و به صف میشوند از روی نوارهای ریل میپرند و وقتی به حلقه بزرگ رنگی رسیدند, توپ هارو از داخل حلقه درون سبد می اندازند.

 

بعد نوبت میرسه به کاردستی
مجری میگوید: بچه ها این مروارید رو ببینید, چقد بزرگه, (توپ یونولیتی), و بعد اون رو برمی گردونه تا بچه ها صورت این مروارید رو هم ببینند, و ادامه میدهد: بچه ها شما ها هم مثل این مروارید هستید, کی دوست داره واسه مرواریدش صدف درست کنه؟ صدف این مروارید کوچولوی ما که مثل شما زیبا و با ارزشه این چادره, و بچه ها همگی مشغول درست کردن کاردستی شون می شوند, در آخر هم به بچه ها عیدی کتاب داده می شود.

کاری از گروه شیعه کوچولو

به آدرس کانال تگلگرامی :telegram.me/shiekuchulu



موضوع : خلاقیت, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : جمعه 30 تير 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 445 مرتبه

 

بخش پنجم: یه بازی بود برای دختران دبیرستانی 

شرح بازی از این قرار بود که یه سری عدد که متعلق به اطلاعاتی در مورد امام رضا (علیه السلام) بود، روی یک جعبه نوشته شده بود. مجری یکی یکی اعداد رو می پرسید و اون ها باید می گفتن که این عدد چه ارتباطی به امام رضا (علیه السلام) دارد.

و بخش آخر که بخش پایانی بود، بعد از سلام دادن به امام رضا (علیه السلام)، موضوع خوشمزه و دلچسب کیک و پذیرایی بود.

اِی تو شَمسُ الشُموس سلامٌ علیک         اِی امام رئوف سلامٌ علیک

وارث انبیاء سلامٌ علیک              اِی امام رضا(علیه السلام)سلامٌ علیک

سَیِّدی یک نظر سوی ما کن                       حاجت زائرت را روا کن

ایده و اجرا: مرثا نورانی،ساجده طالبی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : جمعه 30 تير 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 476 مرتبه

 

بخش سوم: یه بازی بود برای مادر ها و دختر هاشون. به این شکل که مادر باید نفس گیری می کرد و ذکر یا رضا (علیه السلام) رو تا جایی که نفسش یاری می کرد می کشید و دخترش که یک قاشق که یه توپ پینگ پنگ توی اون قرار داشت رو توی یک مسیر رفت و برگشت حمل می کرد به صورتی که توپ از توی قاشق نیفته و صدای مامانش قطع نشه .هر کدوم از این دو اتفاق باعث باخت اون گروه مادر و دختر می شد که این خودش هیجان خاصی رو به دنبال داشت.

بعد از این بازی یه شعر خوانده شد که بچه ها همکاری کردند و با اون دست زدند.

يه گنبد طلايي                          يه آسمون صداقت

پنجره هاي فولاد                          دستاي استجابت

يه گنبد و يه بارگاه                        ستاره ها دور ماه

شفا مي ده به مردم                   يه مرد خوب و آگاه

زيارتش كه كردي                       با عشق و با طهارت

نشون ميده به دوستاش                  يه عالمه كرامت

از راه دور با شادي                       با اون دلاي كوچك

همه مي گيم رضا جان                         تولدت مبارك

 بخش چهارم: بازی مراقب سنگ باشیم بود.

به این ترتیب که توی این بازی  باید چند نفر رو انتخاب کنیم(تعداد نفرات بستگی به اندازه ی پارچه دارد)بعد مجری یه پارچه رو روی زمین قرار می ده و بعد بچه ها اطراف پارچه رو می گیرن مجری یه سنگ رو توی پارچه می ذاره  شروع به خوندن   شعر می کنه بچه ها باید با ریتم خواندن شعر حرکات خودشون رو انجام بدن (وقتی سریع خوانده می شود سریع حرکت کنند و وقتی آروم خونده می شه، آروم حرکت کنند.) این بازی چند مرحله داره توی مرحله اول بچه ها باید همانطوری که اطراف   پارچه رو گرفتن و سنگ توی پارچه قرار داره بدون اینکه سنگ بیفته بچرخن. توی مرحله دوم با همون حالت باید باز و بسته  شن، توی مرحله ی سوم به همون شکل بشینن و بلند شن و توی مرحله چهارم با همون حالت بپرن. بچه ها باید مراقب سنگ باشن که نیفته، توی هر مرحله مجری به سنگ، به سنگ ها اضافه می کنه.مثلاً مرحله ی دوم دوتا و به همین ترتیب تا مرحله ی چهارم چهارتا.

رضا(ع)که نور خداست        امام هشتم ماست

رئوف و مهربونه                 دردامونو می دونه

می کنه مارو دعوت            می ریم مشهد زیارت

اونجا مثل بهشته                پر شده از فرشته

هدف بازی: این بازی از نوع بازی های دانشی_تحرکی می باشد که از طریق شعری که در زمان بازی خوانده می شود یک      سری اطلاعات به کودک داده می شود. ونیاز به تمرکز، و برقراری هماهنگی بین چشم، دست و پا رادارد.

 

ایده و اجرا:ساجده طالبی،مرثا نورانی

 



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 25 صفحه بعد
درباره وبلاگ

«بنیاد تخصصی کودک و ولایت سفینه» در نظر دارد با استفاده از شیوه های گوناگون جذاب و تجربه شده، کودکان مسلمان شیعه را با مفهوم ولایت و با اولیای دینی خود آشنا کند، انس دهد و آموزه های ایشان را به آنان منتقل کند. این بنیاد اهداف ذیل را دنبال می کند: ۱- کسب رضایت خداوند سبحان و اولیای او ۲- تربیت جامعه مهدوی در راستای زمینه سازی ظهور حضرت ۳- آشنا کردن کودکان با مفهوم ولایت و با اولیا دینی ۴- ارائه الگوی سبک زندگی اسلامی برای کودکان و خانواده ها در زمینه ی تربیتی ۵- آشنا کردن کودکان و والدین با فرهنگ اسلامی و نظریه های تربیت دینی ۶- ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرای نظریه های تربیت دینی ۷- پرورش علمی و هنری و ادبی کودکان ۸- پرورش خلاقیت در کودکان ۹- جهاد فرهنگی در عرصه جنگ نرم. دوستانی که تمایل دارند با « بنیاد سفینه» ارتباط بگیرند،در قسمت نظرات،به ما اعلام کنند. با تشکر

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 10 نفر
بازديدهاي امروز : 3096 نفر
بازديدهاي ديروز : 2852 نفر
بازدید هفته قبل : 3096 نفر
كل بازديدها : 3587413 نفر
امکانات جانبی