خلاقیت
X
سفینه
بنیاد تخصصی کودک و ولایت
تاريخ : جمعه 5 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : مرتبه

 

به  نام خدا

 

 

 

ماه میهمانی خدا بر بندگان خوب خدا مباااارک.

دوستان خوب سفینه ای :

چه قدر خوبه که وقتی مطلبی رو از وبسایت ما استفاده می کنید منبع و نام صاحب اثر رو هم ذکر می کنید.

باز هم از امانت داری تون سپاستشویق

تشویقمژده مژده "سفینه" به لطف خدا چند زبانه شد.
از این پس ترجمه(به زبان انگلیسی و عربی) گزارش جشن های بنیاد سفینه رو در وبسایت ببینید.🌺🌹
تشویق

امید است قدمی در زمینه سازی ظهور مولایمان باشد.

 

با کمال افتخار، به درخواست شما عزیزان، لینک  کانال تلگرامی بنیاد سفینه تقدیم می گردد.

https://telegram.me/joinchat/BID9ojwDXxMTwlSjyn-B1g

 

 

(با ما باشید!)چشمک



موضوع :
تاريخ : شنبه 3 تير 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : دوشنبه 29 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 15 مرتبه

 

بسم الله الرحمن الرحیم  

هست کلید در گنج حکیم

 

فرشته مربی با این شعر برنامه ی خودش رو شروع می کنه :

فرشتهبعد از سلام و احوال پرسی و قبولی عبادات به بچه ها گفتن،با شعر زیر،مقدمه ای برای شروع مطالب خودش ایجاد می کنه در حالی که بچه ها مشغول برگه های رنگ آمیزی مرتبط با شب قدر هستند. 

فرشتهمربی بعد از این شعر،ادامه میدهد،بله اون شب قدر هست،شبی که در اون قرآن نازل شده،شبی که در اون تقدیر یک ساله ی هر کس معلوم میشه و به امضا امام زمانمون(عج) میرسه،تقدیر یعنی اتفاقانی که قراره برای هر کس با توجه به  استعداد هایش،توی یه سال اتفاق بیفته.

فرشتهشب قدر شبی هست که از هزار ماه بهتره،بعد هم، همه ی بچه ها با هم سوره ی قدر رو تلاوت کردند و مربی نکاتی رو که گفته بود را ،این بار با شعر برای بچه ها بیان می کند.(یکی از اعمال شب بیست و سوم ماه رمضان،تلاوت 1000 بار سوره ی قدر هست.)

فرشتهمربی برای بچه ها، حدیث پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رو  می گه که  ایشون فرمودند:"هر کس سوره قدر رو تلاوت کند، مانند کسی است که ماه رمضان را روزه گرفته و شب قدر را احیا داشته است." ودر ادامه اضافه می کنه مستحب هست در رکعت اول هر نمازی،بعد از سوره حمد،سوره ی قدر خوانده بشه.

فرشتهبعد رفتیم سراغ کارت آموزه ها با هدف آشنایی بیشتر با قرآن،که تصاویرشون تقدیمتون میشه.

فرشتهیکی از سوره هایی که خواندن. تامل کردن در آن در شب بیست و سوم توصیه شده،سوره روم هست.

 

فرشته بچه ها با کمک مربی با دعای قبل از باز کردن روزه و در هنگام افطار آشنا شدند.

بخش سوم هم،درست کردن قاب آیه 14 سوره علق بود.

فرشته مربی شروع می کنه از عکس العمل مردم در فروشگاه هایی که دوربین مدار بسته دارند،صحبت کردن.

فرشتهسپس معنی مفسر رو از بچه ها می پرسد(کسی که معنی آیه های قرآن را برای دیگران توضیح می دهد و نکات آن را می گوید.) و علامه طبا طبایی را به عنوان یکی از بزرگترین مفسران شیعه به بچه ها معرفی می کند و در ادامه می گوید: یک روز شخصی پیش علامه طباطبایی می آیند و از ایشان سوال می کنند که اگر من فقط بخواهم یک آیه ی قرآن رو قاب بگیرم و به دیوار اتاقم نصب کنم شما چه آیه ای را پیشنهاد می دهید؟ علامه در پاسخ می فرمایند:"آیه ی 14،سوره علق؛ الم یعلم بان الله یری،آیا ندانست که خداوند همه ی اعمالش را می بیند؟"

و ادامه می دهد در همه جای دنیا،دوربین مداربسته ی خدای مهربون هست و دنیا محضر خداست پس باید مراقب کارها و رفتارهامون باشیم و چند مثال برای قابل فهم تر شدن بحث می زند.در دنیای امروز،آموزش خود کنترلی بسیار جای تامل دارد.

فرشتهسپس بچه ها آیه و ترجمه ی اون رو نوشتند و با سلیقه خودشون برای اون قاب درست کردند.

در پایان هم با دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان (عج) و گرفتن هدایا یک شب به یادماندنی را رقم زدند.

مربی: مرثا نورانی

 



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان)
تاريخ : شنبه 20 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1035 مرتبه

 

 جشن "دست های کوچک بخشنده"

۱. شروع برنامه با شعر گونه بسم الله, سلام و احوالپرسی همراه با شعر

۲. برای سرحال شدن بچه ها چند حرکت ورزشی همراه با شعر انجام دادیم.

۳.همراه با تبریک عید به بچه ها و توضیح مناسبت جشن, مولودی خوانی کودکانه و پخش شکلات صورت می گیرد.

۴.در این زمان ننه نقلی وارد جشن می شود و بعد از خوش و بش با بچه ها همراه با مجری، قضیه میلاد امام حسن و نامگذاری ایشون از سوی خداوند رو برای بچه ها به صورت مصور تعریف می کند.

معنای نام امام و خصلت بخشندگی ایشان توضیح داده می شود. ولی تا صحبت از مهربانی امام حسن (ع) با حیوانات می شود به بهانه هم زدن آش افطاری مهمونا و نوه هاش بچه ها رو به طور موقت ترک می کند و اونها رو ترغیب می کند با وسایل دور و برشون بازی کنند که حوصلشون سر نره تا ننه نقلی  بیاد و قصه امام حسن و حیوانات رو براشون تعریف کند.

۵.بازی پرتاب بادکنک ها با راکتی از بشقاب یک بار مصرف همراه با خواندن بیت زیر, بچه ها باید مراقب  بودند بادکنک ها زمین نیفتد. 
امام دوم کیه / حسن حسن یا حسن(ع)

۶.بازی نشستنکی "بدی, پرررر" , به سبک بازی کلاغ پر, برای دور کردن خصلت های بد مثل لجبازی کردن, هل دادن و ... و جذب خصلت های خوب مثل احترام, دوست داشتن مامان و بابا, قران خوندن با کلمه"نپرررر", در جهت شبیه شدن به امام حسن (ع)

۷. حضوره دوباره ننه نقلی و شادی بچه ها و قصه گویی مصور توسط ننه نقلی با موضوع کمک کردن امام حسن (ع) به حیوانات

۸.بازی رشته به رشته(در گزارش های قبلی با جزییات این بازی توضیح داده شده است.)

۹.شعر خوانی و دست زدن برای ترغیب بچه ها به اینکه با دست های کوچکشون همچون امام حسن (ع ) بخشنده باشند.شعر:


سلام بچه های من/ بچه های خوب من
امام دوم کیه/ حسن حسن یا حسن
امام مهربونی/ حسن حسن یا حسن
سرور هر مرد و زن/ حسن حسن یا حسن
منم دوست دارم بشم/ شبیه امام حسن
مهربون و بخشنده/ با دو دست کوچکم
بچه ها با خواندن این شعر و با توضیحی که مجری می دهد برای ساخت کاردستی مرتبط اماده می شوند.

۱۰.ساخت کاردستی, بچه ها باید شکل دستشون رو در کاغذ قلبی شکل می کشیدند( برای تفهیم موضوع بخشندگی همراه با صفت مهربانی) , و بعد از تزیین اون دست با برچسب های رنگی, یکی از شکلات هایی که موقع مولودی خوانی جمع کرده بودند در اون دست می چسباندند تا اون رو به طور نمادین با دست خودشون با مهربانی به کسی که دوست دارند  هدیه کنند, هر کدوم از بچه ها یک شخصی را برای هدیه دادن انتخاب می کردند.

۱۱. هدیه ما بچه ها یک فیل بی خرطوم بود که با تعجب ننه نقلی مواجه شد. مجری برای ننه نقلی توضیح داد که این بچه های مهربون با این دست های کوچکشان می توانند کارهای بزرگی بکنند مثلا یک خرطوم به فیلشون هدیه بدهند. این قسمت هم برای بچه ها خیلی خنده دار و جذاب بود.

۱۲. بعد از خواندن شعر پایانی و دعای ظهور امام زمان بچه ها پذیرایی مختصری شدند.

کاری از گروه شیعه کوچولو در حسینیه سید الشهدای صادقیه



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان)
تاريخ : شنبه 20 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 662 مرتبه

 

بخش اول:

ورود ویژه:

تشویقبچه ها به صف می ایستند و توسط دو مربی که دم در ایستاده اند قرآن رو روی سر بچه ها می گیرن، بچه ها قرآن رو می بوسن  و از بین دو مربی که در حال خواندن شعر زیر هستند وارد سالن جشن می شود، و اما شعر:

می خوایم بریم یه مهمونی      مهمونی آسمونی

می خوای رازش رو بدونی     باید با قرآن بمونی

 

تشویقمجری می گوید:

به نام خدا، بسم الله  مشکل گشا، بسم الله

همیشه بر لب ما   اسم خدا، بسم الله

ما را بود نگه دار در هر کجا، بسم الله

 

تشویقو در ادامه:

بچه ها جونی سلللاااام،حالتون خوبه؟ سرحالید؟دماغ ها چاقه؟ شنگول منگولید؟(اا ببخشید اشتباه شد، با قصه ی شنگول و منگول اشتباه شد.) بچه ها جونی، ما تو چه ماهی هستیم؟بله ، درستهتشویق ماه رمضون.

پیامبر عزیزمون(ص)می فرمایند:

رمضان شهر الله

  رمضان،ماه خداست

 

  

      رمضان ماه خداست                       ماه زیبای دعاست

        مثل عید، مثل بهار                         شب و روزش زیباست

 شاعر:محمد مهاجرانی

بچه ها، می دونید چه امام هایی، تولّدشون در نیمه ماه بوده است؟ سوال

اگر نمی دونید من به شما یاد می دَم ،تا اطلاعات شما از امامان مهربون، بیش تر بشه. آیا یادتونه نیمه ماه شعبان که گذشت، تولد کدام امام بود.بله !

تولد امام زمان (علیه السلام).

تشویقنیمه ماه ذی الحجّه، یعنی همان ماهی که عده ای از مردم به سفر حج می روند و حاجی می شوند، امام هادی (علیه السلام) به دنیا آمدَن.

هوراامّا نیمه این ماه هم که ماه مهمانی خداست، امام مجتبی (علیه السلام )پسر بزرگ امام علی علیه السلام به دنیا آمدن و همه مردم را خوشحال کردند.

هورادر همین هنگام، سفینه ی خلاق(عروسک بنیاد سفینه)، بدو بدو و با عجله در حالی که شعر زیر رو می خواند وارد صحنه می شود:

سلام سلام بچه های خوش زبون

شکر خدا اومد ماه مهربون

ماه نماز،ماه قنوت و دعا

خوش اومدین به مهمونی خدا

روزه ی کله گنجشکی تون قبول

خوبی های یواشکی تون قبول

تو کوچه ها،عطر دعا پیچیده

محبت از رو در سرک کشیده

قاصدک دعا، دوباره پر زد

نور خدا به دل های ما سر زد.

سفینه ی خلاق در ادامه می گوید: سلام،سلام، من شنیدم، ا.. خودم شنیدم که در مورد ماه مهمونی خدا صحبت کردید،من سوال دارم، از کی بپرسم؟

تشویقمجری که سعی در آرام کردن سفینه ی خلاق دارد می گوید: سلام عزیز خاله، بله ما داشتیم در مورد ماه رمضون،ماه مهمونی خدا با بچه ها حرف می زدیم و بعد، مجری  رو میکنه به بچه ها و می گوید: بچه ها ایشون، دوست من هستند و اسمشون،سفینه ی خلاق هست. سفینه جونی، اول خودت رو برای بچه ها معرفی کن تا با شما بیشتر آشنا بشوند.

تشویقسفینه ی خلاق: بچه ها جونم سلاااام، من سفینه ی خلاق هستم، سفینه تو زبان عربی به معنی کشتی هست به خاطر همین،بدنه ی من شبیه کشتی هست و سر و صورتم هم شبیه موجودات فضایی هست و همیشه هم سعی می کنم دنبال کارهای خلاقانه باشم به خاطر همین، به من می گویند،سفینه خلاق!

مجری: خوب،حالا که هم شما و هم بچه ها با شما آشنا شدند، می توانی سوالاتت رو از بچه ها بپرسی.

تشویقسفینه خلاق:آخی خیالم راحت شد،بچه ها برای این که من بتوانم سوار سفینه ام بشوم و برگردم فضا،باید جواب یه سری از سوالات رو پیدا کنم، خوب، اولین سوال،کی می دونه اون  کدوم خوردنی لحظه های افطار هست  که وقتی برعکسش کنیم باز هم، همان می شود؟(جواب: نان)

تشویقبچه ها ،آن چیست که در ماه رمضان با شروعش یک بار شروع به خوردن می کنیم و یک بار هم نباید بخوریم؟(جواب:اذان)



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : پنجشنبه 18 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 473 مرتبه

 

تشویقانجام کار های هنری که نیازمند فعالیت فیزیکی زیادی نیستند،پیشنهاد مناسبی برای سرگرم کردن بچه ها در این روزهای طولانی به همراه روزه داری است.

تشویقاین کارهای زیبای هنری باعث افزایش خلاقیت بچه ها شده و اعتماد به نفسشون رو افزایش می دهد.

تشویقیکی از کارهای ساده و در عین حال و جذاب برای بچه ها و حتی بزرگترها! نقاشی روی پارچه هست.

تشویقرنگ های مخصوص پارچه تهیه کنید.( قیمت زیادی ندارند.) با یک مداد طرح مورد نظر رو روی لباس بکشید،داخل لباس مقوایی قرار دهید تا رنگ به اون طرف لباس برخورد نکند.

تشویقحالا از بچه ها بخواهید با سلیقه خودشون طرح رو رنگ کنند و بعد بگذارید تا رنگ خشک شود،بعد از افطار یک پارچه ی نخی روی طرح رنگ شده بگذارید و با یک اتو(بدون بخار) به آرامی روی طرح بکشید تا طرح زیبا و دوست داشتنی فرزندتون،روی لباس خودش ثابت شود.

ارسال ایده از طرف مادر نمونه:

فاطمه امینیان(تصاویر کار دختر گلشون،زهرا جون هست،آفرین دختر هنرمند)

منتظر پیشنهادات خوب همه ی شما عزیزان هستیم.

تهیه و تنظیم: مرثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان)
تاريخ : پنجشنبه 18 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 485 مرتبه

 

لبخندمامانا سلاااام

لبخندهمه دوستان سفینه ای سلام

فرشتهنماز و روزه هاتون قبول.

فرشتهخدا قوت که توی این روز های بلند،کنار فرشته های کوچولوتون روزه می گیرید و شیرینی ماه مبارک رمضون رو تو ذهن و فکر بچه ها،حکاکی می کنید.

لبخندیکی از کارهای سخت ،این هست که با زبون روزه، جوری بچه ها رو سرگرم کنیم که خیلی انرژی بر از ما،بزرگتر ها نباشه،می خواهیم همه از تجربه ی همدیگه استفاده کنیم و هر مادری راهکارها و تجربیاتش رو با بقیه به اشتراک بگذاره،پس منتظر نظرات خوبتون در وبسایت و تلگرام  هستیم تا با نام خودتون با بقیه به اشتراک بگذاریم.

نیشخندالان یه تجربه ی آزموده شده و راهگشا رو خدمتتون می گیم:

تشویقیکی از بازی های خوب،نقطه بازی هست که نیاز به تحرک فیزیکی خاصی نداره ولی در تقویت دقت،سرعت عمل بچه ها،واقعا موثر هست و اما توضیح بازی برای دوستانی که با بازی آشنا نیستند:

چشمک روی یک صفحه،با رعایت فواصل مشخصی،نقطه هایی کشیده می شود و دو شرکت کننده، دو مداد به رنگ های متفاوت رو انتخاب می کنند و هر شرکت کننده هر بار،دو نقطه را به هم وصل می کند و باید سعی کند تا مربعی را به نام خود کند و در عوض،با ایجاد خط هایی،از ایجاد مربع توسط شرکت کننده ی مقابل جلوگیری می کند،هر کس تعداد بیشتری مربع ساخته باشد،برنده خواهد بود.

مرثا نورانی 



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان)
تاريخ : 31 ارديبهشت 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1402 مرتبه

 

 بچه بستنی می‌خورد...

مادر خلاق
به او دستمال می‌دهد تا دهانش را پاک کند.

 مادر غیرخلاق
دور دهانش را پاک می‌کند.

 بچه نق می‌زند...

مادر خلاق
به کودکش نگاه میکند و از او میخواهد تا علت بدخلقیش را بدون گریه بگوید

مادر غیر خلاق
دعوایش می‌کند.
پدر به مادر می‌توپد که بچه را دعوا نکن.
بچه لگدی حواله پدر می‌کند. مادر می‌خندد. پدر بچه را دعوا می‌کند . و بعد برای آرام کردنش باز هم به او وعده و رشوه می‌دهند .

 



ادامه مطلب...

موضوع : خلاقیت, روان شناسی
تاريخ : سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 53 مرتبه

 

لبخندمردم،در زبان عامیانه می گویند:"پا به ماه".

سوالهر روز که از خواب بیدار می شوم می گویم:"شاید پسرم امروز به دنیا بیاید." تمامی کارها را با سرعت انجام می دهم؛ گردگیری می کنم،لباس ها را می شویم،یخچال را بررسی می کنم ببینم چه چیزی تمام شده،مطالب سایت را به روز رسانی می کنم،کیفم را چک می کنم تا تمامی مدارک بیمارستان داخل آن باشد و...

از خود می پرسم این گونه که منتظر دنیا آمدن فرزندم هستم،منتظر آمدن "مهدی زهرا" هستم؟؟

سوالآیا هر روز که از خواب بیدار می شوم می گویم:شاید امروز،روز ظهور منجی بشریت باشد؟؟

آیا تجهیزاتم کامل است؟ آیا خانه ی دلم، خانه تکانی شده؟

حال از خودم میپرسم:"آیا واقعا من،منتظر امام زمانم(عج) هستم؟؟"



موضوع : خلاقیت, جشن نیمه شعبان, گروه سفینه (مقالات تولیدی) , تربیت دینی
تاريخ : سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 70 مرتبه

 

    تشویق   بچه ها همه با اشتیاق تمام،در تمامی مراحل جشن همکاری می کردند.

تشویقبچه ها با نمایش شهر رنگین کمون ارتباط خوبی برقرار کردند.

تشویقبسته های شکلات هم مهدوی بود و هم جذاب برای بچه ها.

جشن از دو بخش تشکیل شده بود:؛

تشویقبخش اول که برای بچه ها و مادرها به طور جداگانه،برنامه مخصوص اجرا شد.

تشویقو بخش مشترک بین مادران و بچه ها؛

که در این قسمت کاغذی در بین جمعیت پخش شده بود که سرودی  در مورد آقا امام زمان (عج) بود و قبل از شروع رسمی برنامه هم، دو سه باری تمرین شده بود.

تشویقهم نوایی جمعیت بالغ بر صد نفر و مشارکت همه ی سنین ؛ از بچه های دبستانی گرفته تا مادربزرگ های مهربون با عینک های نقلی،شعف مجلس رو دو چندان می کرد.

تشویقگلدون های شمعدانی که برای کاشتن در باغچه ها در کنار جملات زیبای مهدوی در پایان جشن به بچه های دبستانی داده شد هم،از ابتکارات خوب این جشن بود.



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, جشن نیمه شعبان
تاريخ : سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1010 مرتبه

 

فرشتهقرار بود جشن تولد نرگس کوچولو که منتظر به دنیا اومدن داداش مهدی اش هست،«نرگس گونه » باشد و یاد و نام امام زمان(عج) در تمامی لحظات جشن طنین انداز باشد.

فرشتهپس به هر گوشه نظر می انداختی بوی خوش نرگس مستت می کرد، تزیینات،گل ها،کیک ،لباس و تاج نرگس کوچولو و...

محبتتوی این جشن تولدمون،«سفینه ی خلاق» (عروسک مخصوص بنیاد سفینه؛ محصول فکر،خلاقیت  و هنر دوستان سفینه ای) هم حضور داشت، بچه ها عاشقش شده بودند و این که خرابش نکنند ماجرایی بود!

تشویق«سفینه ی خلاق» وقتی فهمید که اسم گل دخترمون نرگس هست از بچه ها پرسید که آیا بچه ها می دونند «نرگس» نام چه کسی بوده؟ و بعد برای نهادینه شدن این مساله که نام مادر امام زمان (عج) نرگس بوده شعر و مولودی زیر رو با مجری زمزمه کرد:

نیمه شعبان شده   شکوفه باران شده 

حضرت نرجس خاتون خوشحال و خندان شده

بوی گل وگلابه     چشمه عجب پر آبه

مهدی زهرا اومد   بهار دل ها اومد

خوش اومدی به دنیا   فرزند خوب زهرا

چشمکمجری برای این که مسابقه هایش رو شروع کنه،برای این که ببینه بچه ها حواسشون هست یا نه، بازی « بله و نخیر» رو اجرا کرد به این صورت که بعد از سوال های مجری،بچه ها باید به سوال ها دقت می کردند و متناسب با سوال با بله و خیر جواب می دادند، و اما سوال های مجری:

آی بچه های با صفا  بله      

کوچولوهای با وفا    بله    

امید سرزمین ما  بله

 بچه ی خوب نماز خونه  بله

نماز رو با ناز می خونه    نخیر(با علاقه می خونه) 

شماها روزه می گیرین ؟  بله 

روزه رو با زور می گیرین ؟ نخیر(اصلا شما روزه کله گنجشکی می گیرین)  

خدا شما رو دوست داره؟ بله  

مسلمونا رو دوست داره ؟ بله

بچه مسلمونید شما؟ بله  

دوستای شیطونید شما؟ نخیر  

خدا شما رو دوست داره؟ بله   

شما خدا  رو دوست دارید؟ بله     

  پیامبر ا رو دوست دارید؟ بله           

اماماتون رودوست دارید؟ بله 

امام زمان رو رودوست دارید؟ بله      

    امام زمان هم شما گل های قشنگ را خیلی دوست داره.

تشویقبچه ها اتل متل مهدوی بازی کردند:

اتل متل توتوله

دلی که پر زنوره

از بدی دوره دوره

با خوبی جوره جوره

همیشه در حضوره

منتظر ظهوره

تشویقمامان ها توی مسابقه« حفظ و اجرای لالایی مهدوی شرکت کردند، انصافا این بخش از مسابقه بسیار هیجان انگیز بود و اما متن لالایی:

لالایی کن که گویم کیست مهدی                میان ما ولی تنها ست مهدی



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, جشن نیمه شعبان, جشن تولد سفینه ای, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : دوشنبه 25 ارديبهشت 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 561 مرتبه

 

لبخندچه قدر برایم جالب بود؛ تمامی بچه ها بدون استثناء،برای نقاشی امام زمان(عج) از رنگ سبز و زرد استفاده کردند و نه رنگ دیگه ای!

فرشتههمزاد پنداری بچه ها با امامشون هم برام جالب بود،دخترها امام رو در قالب خانوم نقاشی کرده بودند،بچه های لاغر،امام زمان(عج) رو فوق العاده لاغر طراحی کرده بودند و...

تهیه و تنظیم: مرثا نورانی.



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, جشن نیمه شعبان, تربیت دینی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : دوشنبه 25 ارديبهشت 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 924 مرتبه

 

چشمکمجری با بچه ها سلام و احوالپرسی میکند و بعد از ان میلاد امام دوازدهم حضرت مهدی (عج) را به انها تبریک می گوید, گلدونه گوشه صحنه نشسته و چیزی نمی گوید.
مجری:گلدونه تو نمی خواهی چیزی به بچه ها بگی؟
گلدونه: مثلا چه چیزی؟
مجری:سلام , احوال پرسی, عیدو تبریک بگی, بچه ها منتظرن
گلدونه: نه
مجری: یعنی چی نه؟ چرا نه؟


چشمکگلدونه:نمی خواهم دیگه, خودتون بگید, خودتون با بچه ها حرف بزنید.
مجری: بچه ها انگار گلدونه ناراحته, یعنی از چی ناراحت شده, چرا نمی خواهد حرف بزنه, گلدونه به خاله بگو اخه چی شده که انقد دلخوری؟
گلدونه:اخه خاله, منم دلم می خواهد بیام مثل شما برنامه اجرا کنم, با بچه ها حرف بزنم ولی شما همش خودت اجرا می کنی, چون من کوچولو ام.
مجری:اهان, پس دلت می خواهد مجری بشی اره؟
گلدونه:اره خب, منم دلم می خواهد مثل شما مجری بشم.
مجری: خیلیم خوبه, آفرین, اصلا می خواهی برنامه امروز رو تو اجرا کنی, بچه ها مثلا امروز گلدونه مجریه, منم گلدونه ام, خوبه بچه ها؟؟؟!!
گلدونه: من؟! من اجرا کنم خاله؟! آخه من خجالت می کشم خاله! (و دایم پشت مجری قایم می شود و مجری هی دنبالش می گردد).


لبخندمجری: خجالت نداره که تو شروع کن منم کمکت می کنم.
گلدونه: یک...دو...سه...صدا میاد, خب ....اهاااان....چی بگم...
مجری: ای بابا گلدونه, شروع کن دیگه, امروز روز تولد حضرت مهدی هست و تو قراره از ایشون برای بچه ها بگی, بگو اگر خوب اجرا کنی یه جایزه خوشگل پیش من داری
گلدونه: آخجون جایزه, پس باشه شروع می کنم, بچه ها ی کوچولو موچولو سلاااام, حالتون خوبه, خوش اومدید, امروز تولد مهدی (عج) هست, عیدتون مبارک... دیگه چی بگم...اهان خاله مثل شما اون شعر باد کنک آی بادکنک رو بخونم؟
مجری: بخون خاله, منم جواب میدم, بچه ها شما هم قول بدید جواب بدید تا گلدونه خوشحال بشه
گلدونه شروع به دست زدن می کند و می خواند: بادکنک آی بادکنک, تولد آی تولد
بچه ها: تولد کی هستش, تولد کی هستش؟


لبخندمجری:تولد حضرت مهدی هستش, امام آخر ما امید ما بچه ها
بچه ها: امام آخر ما, امید ما بچه ها
گلدونه: افرین بچه ها, جیغ و دست و هوراااااا
بچه ها مامان من همیشه برام قصه میگه, قصه های قشنگ, مامانای شما هم براتون قصه میگن؟ خوش بحالتون, مامان من بعضی وقتا چیزای خوبی که از تو کتابا خونده هم واسم تعریف میکنه, بعضی وقتا قصه ادمای خوب رو هم میگه تا من یاد بگیرم چه کارایی خوبه, وااای بعضی وقتا هم برام قصه امامارو تعریف می کته, قصه اماما خییییلی قشنگه و من خیلی دوستشون دارم, انقد دوست دارم وقتی مامانم از امام زمان جون واسم قصه میگه, اخه مامانم میگه امام زمان جون زنده اس و یه روزی ظهوری می کنه, اون روز همه ادم های خوب، خوشحال میشن, من بعضی وقتا با خودم میگم, وقتی حضرت مهدی(عج) بیان دنیا چه شکلی میشه!
راستی خاله, واقعا وقتی حضرت مهدی(عج) ظهور میکنن, دنیا چه شکلی میشه, اصلا مگه الان حضرت مهدی(عج) کجان؟
مجری: خاله جون, حضرت مهدی(عج) الان هم پیش ما هستند, منتهی ما نمی تونیم ایشون رو ببینیم , اصلا بگذار یه نقاشی نشون تو و بچه ها بدم.
مجری نقاشی شب تاریک رو نشون میده و از بچه ها می خواهد توضیح بدن که چه چیز هایی در تصویر میبینن و از کجا فهمیدن که شب هست, بعد از اون مجری تصویر روز رو نشون میده و ازشون می خواهد که توضیح بدن,  و اینکه از کجا فهمیدن که روز هست و ادامه می دهد: آفرین بچه ها, چون خورشید داشت فهمیدیم روز هست, چون نور داشت, چون همه جا روشن بود, بچه ها امامای ما هم مثل نور هستند, همه جارو روشن می کنند, وای بچه ها اینجارو ببینید باد داره با خودش ابرارو میاره تو نقاشیمون, بچه ها الان که ابر اومده تو نقاشی, الان شبه یا روزه؟ افرین هنوزم روزه, چون همه جا روشنه, وای بچه ها یکی از ابرا داره میاد رو خورشیدمون, بچه ها الان شبه یا روز؟ افرین, هنوزم روزه, چون هنوزم همه جا روشنه, حتی اگر خورشید ما پشت ابر  باشه, بچه ها امام زمان جونمون مثل این خورشیده, پشت ابره و ما نمی تونیم ایشون رو ببینیم ولی نور ایشون همه جا هست, اگر ما کار های خوب بکنیم و خدا هم از ما راضی بشه و واسه اومدن ایشون دعا کنیم ایشون هم از پشت اون ابره میان بیرون...


چشمکگلدونه: خاله , اونوقت اگر امام زمان جونمون بیاد, چه طوری میشه؟
مجری: اگر امام زمان جونمون بیاد, دنیا خیلی قشنگ میشه, چون ایشون خیلی مهربون هستن, خدا هم خیلی دوسشون داره, وقتی بیان همه شاد و خوشحال میشن, همه اون هایی که با هم قهرند اشتی می کنن, حتی دیگه حیوونا هم همدیگرو اذیت نمی کنن چه برسه به آدما...


چشمکگلدونه: فهمیدم خاله, بگذار دوباره خودم مجری بشم, بچه ها اگر امام زمان جونمون بیان همه با هم مهربون میشن , دیگه هیچ کس تو دنیا بچه هارو ناراحت نمی کنه, هیچ بچه ای بی پول و گرسنه نمی مونه, چقد عااااالی میشه, جیغ و دست و هوراااااا.
وای بچه ها من یک شعر هم اماده کردم می خواهم با شما بخونم تا خاله جون بدونه که من دیگه بزرگ شدم و بلدم خودم مجری بشم.
مجری: افرین, به به, بخون ببینم.
گلدونه: اینجوری که نمیشه, بچه ها هم باید به من کمک کنن, بچه ها پاشید وایسید اول به امام زمان جونمون سلام میدیم و بعد هم برای اومدن ایشون دعا می کنیم, باشه بچه ها؟ باشه خاله جون؟ پس دستاتونون رو بگذارید رو سینه تون و با هم بخونیم
سلام امام زمان جون/ ای امام مهربون
ما شمارو دوست داریم/ دعا کنید برامون
الهی زودتر بیاید / تا دلا اروم بشه
نباشه جنگ و دعوا/ دنیا گلستون بشه


تشویقمجری: افرین گلدونه, چه شعر قشنگی خوندی, بچه ها تشویقش کنید. گلدونه من امروز می خواهم به تو یک جایزه بدهم.
گلدونه: چون مجری خوبی بودم؟
مجری:هم به خاطر اون, هم به خاطر یه چیز دیگه, گلدونه دوست داری قهرمان بشی؟
گلدونه:بعله, وای خیلی زیاد....
مجری: قهرمان ها همیشه یه تاج قشنگ روی سرشون می گذارند, به خاطر همین هم با بقیه فرق می کنند , حتما یه دلیلی هم داره که با بقیه فرق می کنند دیگه, مگه نه؟ حالا از امروز قراره تو هم فرق بکنی, قراره قهرمان بشی, قراره یه تاج خوشگل روی سرت بزاری.



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, جشن نیمه شعبان, تربیت دینی, شعر و قصه, شعر و قصه
تاريخ : 24 ارديبهشت 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 589 مرتبه

 

 

فرشتهآموزش ضرورت و اهمیت شناخت امام زمان(عج) با زبانی کودکانه:


(عَنِ النَّبيِّ - ص- قالَ: مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَيْتَةً جاهِلِيَّةً

پيامبر اکرم - ص - فرمود: کسي که بميرد و امام زمان خويش را نشناخته باشد، در واقع به مرگ جاهليّت مرده است.

وسائل الشيعه، ج 16، ص 246)

 تشویقبچه ها به صورت دایره ای روی زمین نشسته بودند . با هم دعای سلامتی آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)را زمزمه کردند و بعد همان طور که دستانشان را به هم داده بودند و می چرخیدند با صدای بلند می گفتند:

ما گلیم ،ما شیعه ایم                     اماممون رو دوست داریم

اگر اونو نشناسیمش                نادون می شیم،روی زمین ولو می شیم.(ولو می شوند)

اگر اونو بشناسیمش                مهدوی می شیم، مهدوی می شیم.(می پرند)

فرشتهقرار بود توی این جشن،وظایف یک منتظر کوچولو بهش یادآوری بشه، این که همه با هم،دست به دست هم باید ،کارهای خوب بکنیم  تا سیاهی و بدی ها رو شکست بدهیم ،پس نمایش خلاق شهر رنگین کمون رو بازی کردیم.

نمایش خلاق شهر رنگین کمان

یه شب وقتی همه  رنگ ها خواب بودن، رنگ سیاه بیدار شد و همه جا رو سیاه کرد. صبح شده بود اما چون همه جا تاریک بود هیچ کس متوجه نشد که روز شده، تا اینکه بالأخره یکی از رنگ ها از جاش بلند شد و بقیه ی رنگ ها رو بیدار کرد و بهشون گفت که دیشب که خواب بودن، رنگ سیاه همه جا رو رنگ کرده و به خاطر همین همه جا تاریکه.خلاصه رنگ ها دور هم جمع شدن و فکرهاشون رو روی هم ریختن و به این نتیجه رسیدن که با رنگ سیاه مبارزه کنن تا بتونن دوباره رنگ روشنی و روز رو ببینن.

رنگ قرمز جلو اومد و گفت:

من رنگ قرمز هستم، هیچ رنگی نیست رو دستم

می رم به جنگ سیاه، تا بدونه کی هستم

آهای آهای رنگ سیاه       بیرون بیا از توی چاه

می خوام باهات بجنگم       تا بدونی برنده ام

رنگ سیاه در جواب می گه:

بگو تا بگم کی هستم

رنگ سیاه من هستم      قوی و پر زور هستم

خودم یکه و تنها       می رم به جنگ رنگ ها

رنگ قرمز و رنگ سیاه، با هم می جنگند.رنگ سیاه به رنگ قرمز غلبه می کنه و برنده می شه.

رنگ سیاه که از برنده شدن خودش خیلی خوشحاله بادی به غب غب می ندازه و

می گه: دیگه کی می خواد بجنگه؟؟        فکر می کنه زرنگه؟

رنگ آبی جلو میاد و می گه:

من رنگ قرمز هستم، هیچ رنگی نیست رو دستم

می رم به جنگ سیاه، تا بدونه کی هستم

من آبی خوشرنگم     به رنگ آسمونم

به رنگ آب دریا      می شویم سیاهی ها

آهای سیاه بد رنگ     بیا تو با من بجنگ

رنگ آبی و رنگ سیاه، با هم می جنگند. رنگ سیاه به رنگ آبی غلبه می کنه و برنده می شه.

رنگ سیاه که از برنده شدن خودش خیلی خوشحاله بادی به غب غب می ندازه و

می گه: دیگه کی می خواد بجنگه؟؟       فکر می کنه زرنگه؟

رنگ سبز جلو میاد و می گه:

من رنگ سبز هستم، هیچ رنگی نیست رو دستم

می رم به جنگ سیاه، تا بدونه کی هستم

منم منم رنگ سبز        رنگ جنگل و درخت

رنگ خوب و تازگی       رنگ روح و زندگی

آها ی سیاه مغرور         اینقدر نزن حرف زور

منم از تو زرنگ تر       برنده و پیروزتر

رنگ سبز و رنگ سیاه، با هم می جنگند. رنگ سیاه به رنگ سبز غلبه می کنه و برنده می شه.

رنگ سیاه که از برنده شدن خودش خیلی خوشحاله بادی به غب غب می ندازه و

می گه: دیگه کی می خواد بجنگه؟؟     فکر می کنه زرنگه؟

بعد از اینکه رنگ سبز هم مغلوب می شه و کاری از دستش برنمیاد، رنگ ها به این فکرمی افتن که باید راه حل جدیدی برای شکست دادن رنگ سیاه پیدا کنند.همه ی رنگ ها دور هم جمع می شن و یه جلسه می ذارن و توی اون جلسه هر کدوم از رنگ ها چیزی رو پیشنهاد می دن.

رنگ زرد می گه: من از همه قوی ترم ، من باید به جنگ سیاه می رفتم.

رنگ بنفش گفت: دیدی که هر کدوم از رنگ ها رفتن، موفق نشدن، اینجوری نمی شه باید یه فکر درست و حسابی کنیم.

رنگ نیلی می گه: یعنی ما هفتا رنگ، همگی با هم نمی تونیم از پس یه رنگ سیاه بر بیایم؟

رنگ نارنجی، یکهو یه جرقه به ذهنش می رسه و با شادی می گه: آفرین، آفرین به تو رنگ نیلی چه حرف خوبی زدی؛ رنگ نیلی درست می گه. ما باید با هم متحد بشیم، یعنی یه جوری با هم دوست بشیم که هیچ چیز و هیچ کس، نتونه دوستی بین ما رو به هم بزنه.خلاصه همه ی رنگ ها با هم متحد می شن و به جنگ رنگ سیاه می رن و می گن:

آهای آهای رنگ سیاه    بیرون بیا از دل چاه

می خوایم با هم بجنگیم    تا بدونی برنده ایم

بعد هر هفتا رنگ، با رنگ سیاه می جنگندو رنگ سیاه رو شکست می دن.

و در آخر همه ی رنگ ها با هم شعر زیر رو با آهنگ عروسک خوشگل من، هم خوانی می کنند. 

هفت رنگ رنگین کمونیم     تو آبی آسمونیم

روز شد نگاه کن       روز شد نگاه کن

با هم دیگه مهربونیم       خوشحال و شاد و خندونیم

روز شد نگاه کن            روز شد نگاه کن

«با سیاهی جنگیدیم       سیاهی رو شکست دادیم

حالا توی آسمون        فقط هست رنگین کمون»(2)

نه دیگه شکست می خوریم      نه  دیگه دعوا می کنیم

«تو دل بچه های خوب       شادی بر پا می کنیم»(2) 

امام زمانِ خوبِ من      بهترینی تو قلبِ من

ما هستیم یار تو        ما هستیم یار تو

امام خوب، مولای من    نازنین محبوبِ من

ما هستیم یار تو        ما هستیم یار تو

«خدا کنه ظهور کنی       بدی ها رو تو دور کنی

سیاهی رو شکست بدی       ما بچه ها رو شاد کنی»(2)

ما با هم دوستی می کنیم      به همه کمک می کنیم

«برای ظهور تو        همگی دعا می کنیم»(2)

خب دوستای خوبم، بیاین ما هم متحد شیم،با همه مهربون باشیم، به همه کمک کنیم تا بتونیم ظلم و سیاهی رو شکست بدیم  و یار آقامون امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بشیم تا امام و مولامون ظهور کنه و دنیامون گلستون شه.

مولودی زیر هم،فضا را بسیار زیبا تر از قبل کرد:

غنچه ی لب هایتان      خوشکل و خندان شده      نیمه ی شعبان شده(2)

شب شده مانند روز    روشن و تابان شده     نیمه ی شعبان شده(2)

چهره ی صحرا و دشت     شاد و درخشان شده

خنده به لب های ما     آمده مهمان شده

به به از این روز تو    لحظه ی باران شده

نیمه ی شعبان شده(6)

غصه و  غم پر کشید     موقع درمان شده      نیمه ی شعبان شده(2)

سختی دوری تو   راحت و آسان شده   نیمه ی شعبان شده(2)

دشمن سر سخته تو      زار و پریشان شده

راضی و خوشنود و شاد    خالق رحمان شده

غرق نشاط و سرور      کشور ایران شده

مهدی موعود ما            صاحب دوران شده

منتظران را بگو       لحظه ی پیمان شده

نیمه ی شعبان شده(8)

با بازی کدوم جمله کدوم تصویر؟ تصویر سازی دنیای پس از ظهور صاحب الزمان انجام شد. 

 

مسابقه ی گفتن «کدوم تصویر ،کدوم جمله ؟» هم با استقبال خیلی خوبی  روبرو شد؛ 10 تصویر مختلف بر روی تخته ای نصب شده بود. هر یک از مجریان یک جمله را قرائت می کردند و کودک می بایست جمله ی خوانده شده را با یکی از تصاویر مرتبط کند و برنده شود . جمله ها به شرح ذیل بودند:

1)وقتی او بیاید حیوانات هم، به هم ظلم نمی کنند .

2) او مثل خورشید پنهان در پشت ابر است.

3) وقتی او بیاید همه شاد و خوشحال می شوند.

4) پناه بردن به او مثل سوار شدن به کشتی است در دریای طوفانی.

5) او مثل ماه در آسمان است.

6) امام رضا (علیه السلام) در حدیثی در وصف امامان می فرمایند:

امام برای تشنگی آب گوارا است.

7) امام چشمه جوشان است.

8) امام برکه و گلستان است.

9) امام همدم و رفیق است.

10) امام پدر مهربان است.

 ایده و اجرا: مرثا نورانی،ساجده طالبی

  

 


موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, جشن نیمه شعبان, تربیت دینی, شعر و قصه, شعر و قصه
تاريخ : 24 ارديبهشت 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 711 مرتبه

 

 

جشنجشن عبادتی پر از شور و نشاط و  همکاری کامل مادرها.ا و

بچه

 

تشویقجشن عبادتی که توی اون خلاقیت موج می زد؛ صدفی طراحی شده بود که قرار بود داخل آن،سوگندنامه خوانده شود و در  راه رسیدن به صدف، باید بادکنک های کار بد ترکانده می شدند تا مجوز عبور داده شود؛بادکنک های دروغ،غیبت،بد حجابی،بی احترامی به پدر و مادر و...

تشویقبعد از قول و قرار با پروردگار مهربون،گویی همه جا از آسمان گل باران شد؛از سقف توری پر از گل برگ های زیبا طراحی شده بود که با کشیدن نخ آن،تور باز شد و گل ها فضا را عطر آگین کرد.

 

تشویق فاطمه سادات عزیز،چه قدر زیبا،با پروردگارت قول و قرار گذاشتی،هنوز طنین صدای زیبایت،در گوشم هست،خدا حافظ و ناصرت باشد.

خانم موسوی متشکریم به خاطر ایده های خوبتون. 

 



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, تربیت دینی, جشن عبادت, جشن نیمه شعبان, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2119 مرتبه

 

حالا صحنه قدری تاریک می شود و موسیقی ترسناک پخش می شود. و خورشید می رود پشت ابر. صدای باد و توفان و طبل تند می آید.

در این صحنه عنکبوت و کبوتر با سرعت توی جنگل شروع به راه رفتن می کنند و هر کدوم برای خودشون دنبال سر پناه می گردند. عنکبوت و کبوتر سه بار برخلاف هم حرکت می کنند.

 و بار چهارم عنکبوت به کبوتر می گوید: انگار می خواد بارون بگیره. برو  برو واسه خودت دنبال سر پناه باش.

در این زمان کبوتر هم از صحنه خارج می شه تا در صحنه ی بعدی در حال کمک کردن به عمو جغد شاخدار واردشود.

در همین لحظه صدای و  صاعقه  و صدای بارون تندی پخش می شه.

زنبور عسلی ناگهان با صدای صاعقه از خواب می پرد:چی شده؟ چرا همه جا بی نور شده؟ خورشید مهربونم کجاست؟و گریه می کند.

 عنکبوت :چی شده؟ چرا دوباره گریه می کنی؟

زنبور عسلی:

درست نگاه کن و ببین            تاریک شده چقدر زمین

خورشید خانوم مهربون            دیگه نیستش تو آسمون

     دلم گرفته ای خدا                خورشید  خانوم ما کجاست؟

خورشید خانوم بیا بیا              برگرد این جا به شهر ما

چی شد دلت ازم گرفت؟            خدا تو رو از من گرفت؟

مگه چه کاری کرده ام؟                مردم آزاری کرده ام

 در حال نشستن و بلند شدن  این قسمت رو می خونه :

دلم می خواد دوباره                 خورشید خانوم بتابه(۲)

در این زمان کبوتر  وارد صحنه می شود.

کبوتر: آهای خبر!      خبر! خبر!        خبر دارم براتون

خورشید خانوم طفلکی             گیر کرده پشت ابرا

زنبور عسلی بیا بیا                     عنکبوت جونم تو هم بیا

همه بیاین همگی بیاین                بریم پیش عمو جغد

همه دور کبوتر جمع می شوند و او می گوید:

گذاشته برا همه          عمو جغد جونم  جلسه

مکان این جلسه          هست کنار چشمه



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), مناسبت های مذهبی, تربیت دینی, شعر و قصه, جشن نیمه شعبان, خلاقیت
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 13 صفحه بعد
درباره وبلاگ

«بنیاد تخصصی کودک و ولایت سفینه» در نظر دارد با استفاده از شیوه های گوناگون جذاب و تجربه شده، کودکان مسلمان شیعه را با مفهوم ولایت و با اولیای دینی خود آشنا کند، انس دهد و آموزه های ایشان را به آنان منتقل کند. این بنیاد اهداف ذیل را دنبال می کند: ۱- کسب رضایت خداوند سبحان و اولیای او ۲- تربیت جامعه مهدوی در راستای زمینه سازی ظهور حضرت ۳- آشنا کردن کودکان با مفهوم ولایت و با اولیا دینی ۴- ارائه الگوی سبک زندگی اسلامی برای کودکان و خانواده ها در زمینه ی تربیتی ۵- آشنا کردن کودکان و والدین با فرهنگ اسلامی و نظریه های تربیت دینی ۶- ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرای نظریه های تربیت دینی ۷- پرورش علمی و هنری و ادبی کودکان ۸- پرورش خلاقیت در کودکان ۹- جهاد فرهنگی در عرصه جنگ نرم. دوستانی که تمایل دارند با « بنیاد سفینه» ارتباط بگیرند،در قسمت نظرات،به ما اعلام کنند. با تشکر

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 13 نفر
بازديدهاي امروز : 2780 نفر
بازديدهاي ديروز : 3737 نفر
بازدید هفته قبل : 27696 نفر
كل بازديدها : 3360955 نفر
امکانات جانبی