حدیث برای کودکان
سفینه
بنیاد تخصصی کودک و ولایت
تاريخ : يکشنبه 18 تير 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : مرتبه

 

به  نام خدا

 

 

دوستان خوب سفینه ای :

چه قدر خوبه که وقتی مطلبی رو از وبسایت ما استفاده می کنید منبع و نام صاحب اثر رو هم ذکر می کنید.

باز هم از امانت داری تون سپاستشویق

تشویقمژده مژده "سفینه" به لطف خدا چند زبانه شد.
از این پس ترجمه(به زبان انگلیسی و عربی) گزارش جشن های بنیاد سفینه رو در وبسایت ببینید.🌺🌹
تشویق

امید است قدمی در زمینه سازی ظهور مولایمان باشد.

 

با کمال افتخار، به درخواست شما عزیزان، لینک  کانال تلگرامی بنیاد سفینه تقدیم می گردد.

https://telegram.me/joinchat/BID9ojwDXxMTwlSjyn-B1g

 

 

(با ما باشید!)چشمک



موضوع :
تاريخ : جمعه 13 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 32 مرتبه

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام ای حضرت سلطان عشق

یاعلی موسی الرضا،ای جان عشق سلام سلام به همگی،عیدتون مباررک،چه عیدی؟، بله ما تو دهه کرامت هستیم که اولش تولد بانوی مهربان،"حضرت معصومه(س)"هست و آخرش هم میلاد امام مهربان(ع)،امام رضا(علیه السلام)،امام هشتممون هست.

پنجره رو وا کنید.

خورشید رو پیدا کنید

آب بپاشید تو ایوون 

گل بکارید تو گلدون

عید اومده بچه ها 

باشه مبارکه شما

بنیاد سفینه مثل هر عیدی دوباره جشن گرفت . عجب جشنی، یه جشن متفاوت 

کار سختی بود، اما تجربه ی خوب و شیرینی بود.

یه سالن پر از دختر از 4 سال تا 14 سال.

و اونوقت ما باید برای سرگرمی تمام مدعوین برنامه ی مختص خودشون رو اجرا می کردیم.

جشن خوبی بود و حسابی به همه خوش گذشت. چون کلی بازی داشتیم.

بازی اول :  توی این بازی مجری ها دست می زدن و بچه ها باید با توجه به مدل دست زدن مجری ها کارهای مختلفی رو انجام می دادن.یعنی اینکه مجری ها اگر یه انگشتی دست می زدند بچه ها باید می نشستند، اگر دو انگشتی بچه ها می ایستادند و اگر دو تا دست رو به هم می زدند بچه ها باید بالا و پایین می پریدند و شعر زیر رو می خوندند.

تو روز دختر بپر و بپر
تو روز دختر بپر و بپر

چه شاده دختر بپر و بپر
عزیزه دختر بپر و بپر
تمیزه دختر بپر و بپر
چه نازه دختر بپر و بپر
ملوسه دختر بپر و بپر
تو روز دختر بپر و بپر

(این شعر برگرفته از  گروه شیعه کوچولو هست.)

بازی دوم: بازی  با حلقه هولاهوپ بود. توی این بازی بچه ها باید ابتدا حلقه ای رو که قطعه هاش از هم جدا هستند رو به هم متصل کنند و اونوقت حلقه رو از بالای سر خودشون رد کنند و به زیر  پاهاشون  بیارن و دوباره از زیر پاهاشون رد کنند و  به بالای سرشون بیارن و در همین حین یک مسیری رو طی کنند و تصور کنند که در حال طی کردن مسیر  حرم هستند. هیجان کار وقتی بالا می رفت که بچه ها باید همین مسیر رو به صورت عقب عقب و برعکس بر می گشتند. در این زمان مجری ها شعر زیر رو می خونن.

رضا(ع)که نور خداست        امام هشتم ماست

رئوف و مهربونه                 دردامونو می دونه

می کنه مارو دعوت            می ریم مشهد زیارت

اونجا مثل بهشته                پر شده از فرشته

 بازی سوم: نمایش خلاق با عنوان پدرش به فدایش در مورد حضرت معصومه سلام الله علیها بود.

متن نمایش 

مجری: یه روزی از روزها اون قدیم  قدیما تعدادی از شیعیان برای دیدن امام شون امام کاظم (علیه السلام) مهربون و پرسیدن سؤال هاشون راه افتادند رفتند به سمت مدینه.

نفر اول: همه چیز حاضره؟

 نفر دوم:  بله

نفر سوم: تمامی سؤال ها رو یادداشت کرده ایم؟

نفر اول: بهتره زود تر حرکت کنیم.

مجری: بچه ها اون موقع ها که مثل الان تلفن و موبایل و چیز های این شکلی نبوده که همه بتونن از هم خبر بگیرند. وقتی این دوستای مهربون به مدینه رسیدند، امام کاظم (علیه السلام) در مدینه نبودند و به مسافرت رفته بودند. پس اون ها سؤال‌های خودشان رو به حضرت معصومه (سلام الله علیها) که اون موقع یک دختر خانوم کوچولو بودند، دادند.

فردای اون روز یک بار دیگه به منزل امام رفتند ولی هنوز ایشان برنگشته بودند. پس مجبور شدند کاغذهای خودشان را پس بگیرند، تا توی سفرهای بعدی سؤال های خودشون رو بپرسند ولی یه اتفاق عجیبی افتاده بود.

نفر اول: نگاه کنید.

 نفر دوم: جواب همه سؤالات ما داده شده.

 نفر سوم: راست میگین چه کسی اونها رو به این خوبی جواب داده؟

 مجری: بله بچه ها حضرت معصومه (سلام الله علیها) جواب همه سؤال های اون ها رو داده بودند.

آنها بعد از اینکه جواب سؤالاتشون رو گرفتند از شهر مدینه رفتند.

اتفاقاً در راه امام کاظم (علیه السلام) را دیدند و ماجرا را برای ایشان تعریف کردند وقتی امام جواب سؤال ها رو دیدند سه بارفرمودند : فداها ابوها: پدرش به قربانش، پدرش به فدایش، یعنی الهی بابایی قربونت بره دخترگلم.

 

 



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : پنجشنبه 12 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : چهارشنبه 11 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 440 مرتبه

 

بخش سوم

مجری سنگ ها رو برای سفینه ی خلاق می بره و می ده بهش و می گه بیا این هم سنگ، این ها رو با خودتون ببرین.

سفینه ی خلاق: من و حوض فیروزه ای خیلی خوشحالیم و خیلی هم ممنونیم، خاله جون می دونین، من، با یه عالمه کبوتر دوست شدم و قرار شده کبوتر ها بیان و به من کمک کنن تا حوض وسنگ ها و ماهی ها رو ببریم مشهد حرم امام رضا«علیه السلام» تا اونجا همه با هم یه جشن تولد با شکوه برای امام رضا«علیه السلام» بگیریم.

باشه سفینه ی خلاق، برو. امیدوارم که تو و حوض فیروزه ای کوچولو، جشن باشکوهی برگزار کنین. خدا نگهدارتون. مراقب خودتون باشین.

سفینه ی خلاق: بچه ها جونم من همتون رو خیلی دوست دارم، عید همتون مبارک.خداحافظ.

من و بچه ها هم اینجا یه بازی دیگه با هم می کنیم و یه سلام هم به امام رضا«علیه السلام» می دیم و می ریم خونه هامون.

مجری: برای کودکان توضیح می ده که یه روزی تمام دنیا پر از آب بود و خدای مهربون توی بیست و پنج ذیقعده خاک روی زمین رو از زیر خونه ی کعبه گسترش داد و از اون به بعد قسمت هایی از زمین رو آب تشکیل داده و قسمت هایی رو خاک و بعد به بچه ها می گه ما هم به خاطر تشکر از خدای مهربون دور خونه ی خدا می چرخیم .

بازی و مسابقه (بخش سوم) «جشن تولد زمین (دحوالأرض)»

توضیح بازی:شعر زیر توسط مجری و بقیه ی کودکان خونده می شه و بچه ها به دور خونه ی کعبه می دوند وقتی خوندن قطع می شه بچه ها باید شعار بدن  لااله الاّالله، فقط خدای یکتاست تو قلب ما بچه ها. تعداد بچه هایی که قراره مسابقه بدن بستگی به فضا داره مجریان و مربیان همه ی کودکان رو تشویق به شعار دادن می کنن.

هدف بازی: این بازی از نوع بازی های دانشی_تحرکی می باشد که در آن اطلاعاتی در مورد دحوالأرض به کودکان داده می شود.نیاز به تمرکز، تحرک، هماهنگی، کار گروهی و دوستی دارد.

شعری که توسط مجری خوانده می شود تا بچه ها به دور خانه کعبه بچرخند.

دست بزنیم ما حالا دست ها رو ببریم بالا

یک، دو، سه یک، دو، سه خوشحالی کنیم حالا (2)

این زمین رنگارنگ        پر از گل های قشنگ

کِی اومده به دنیا            کی می دونه بچه ها؟؟

بیست و پنج ذیقعده         زمین به دنیا اومد

تولدش شد و اون            از زیر آب در اومد

دست بزنیم ما حالا دست ها رو ببریم بالا

یک، دو، سه یک، دو، سه خوشحالی کنیم حالا (2)

زمین از زیر کعبه          خاکش زده جوونه

تا که بشه یه روزی       گهواره ی زمونه

سال های بعد همون روز      اومده اند به دنیا

حضرت ابراهیمُ  (سلام الله علیه)   یکی حضرت عیسی (سلام الله علیه)

دست بزنیم ما حالا دست ها رو ببریم بالا

یک، دو، سه یک، دو، سه خوشحالی کنیم حالا (2)

چه جشن با شکوهی برپا شده بچه ها

تولد هر سه تا، مبارکه غنچه ها

بیایین  که بگیم شکر خدای دانا

دست بزنیم ما حالا دست ها رو ببریم بالا

یک، دو، سه یک، دو، سه خوشحالی کنیم حالا (2)



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 488 مرتبه

 بخش دوم:

مجری به سمت سفینه خلاق وحوض می ره و ماهی هایی رو که بچه ها توی بازی قبلی گرفتن می ده بهشون و می گه: بیا سفینه ی خلاق این ماهی ها رو بریز توی حوض کوچولو تا هم رنگ و وارنگ شه و هم پولک هاشون برق بزنن و حوض کوچولو هم بدرخشه.

مجری: چیه چرا باز هم ناراحتی؟ باز چی شده؟

 سفینه ی خلاق: من دیدم که همه ی حوض های صحن امام رضا«علیه السلام»، فواره دارن، حوض من که فواره نداره؟ حالا باید چیکار کنم؟

مجری یه ذره فکر می کنه و می گه : آهان فهمیدم، من و بچه ها یه باز ی با هم می کنیم تا بتونیم یه خورده سنگ واست جمع کنیم. اون وقت تو سنگ رو با خودت ببر مشهد و اونجا بده به کبوترها تا سنگ ریزه ها رو پرتاب کنن توی حوض، اونوقت آب ها پخش می شن توی هوا و یه جورایی می شه شبیه فواره، خوبه؟

بچه ها بیاین بازی کنیم. 

بازی و مسابقه (بخش دوم) «مراقب سنگ ها باشیم»

توضیح بازی: : توی این بازی  باید چند نفر رو انتخاب کنیم(تعداد نفرات بستگی به اندازه ی پارچه دارد)بعد مجری یه پارچه رو روی زمین قرار می ده و بعد بچه ها اطراف پارچه رو می گیرن مجری یه سنگ رو توی پارچه می ذاره  شروع به خوندن   شعر می کنه بچه ها باید با ریتم خواندن شعر حرکات خودشون رو انجام بدن (وقتی سریع خوانده می شود سریع حرکت کنند و وقتی آروم خونده می شه، آروم حرکت کنند.) این بازی چند مرحله داره توی مرحله اول بچه ها باید همانطوری که اطراف   پارچه رو گرفتن و سنگ توی پارچه قرار داره بدون اینکه سنگ بیفته بچرخن. توی مرحله دوم با همون حالت باید باز و بسته  شن، توی مرحله ی سوم به همون شکل بشینن و بلند شن و توی مرحله چهارم با همون حالت بپرن. بچه ها باید مراقب سنگ باشن که نیفته، توی هر مرحله مجری به سنگ، به سنگ ها اضافه می کنه.مثلاً مرحله ی دوم دوتا و به همین ترتیب تا مرحله ی چهارم چهارتا.

رضا(ع)که نور خداست        امام هشتم ماست

رئوف و مهربونه                 دردامونو می دونه

می کنه مارو دعوت            می ریم مشهد زیارت

اونجا مثل بهشته                پر شده از فرشته



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 457 مرتبه

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

مجری:بسم الله الرحمن الرحیم

کارهای ما شروع می شه    با نام خدا جون همیشه     

     به ما می ده  هرچی بخوایم       مهربونیش کم نمی شه

سلام به گل، به غنچه ها  سلام من، به بچه ها

سلام می دم تا که دلم وابشه  روی لبام شکوفه پیدا بشه

سلام سلام همگی سلام   هزار و سیصد تا سلام

حالتون خوبه بچه ها؟؟خوش اومدین. خوش اومدین می دونید ما واسه چی دور هم جمع شدیم؟ خب ماه ذیقعده اومده این ماه با  دهه ی کرامت شروع می شه،اول این ماه و این دهه تولد یه خواهر مهربونه یعنی حضرت معصومه (سلام الله علیها)  که روز دختر هم بوده، بعدش بزرگداشت اون یکی برادرشون یعنی شاه چراغ بود،تازه بعدشم یازده ذیقعده هم که تولد امام رضای مهربون   بوده(علیه السلام)،تازه ی تازشم،بیست و پنج ذیقعده هم جشن تولدزمینه واسه همینم ما جشن گرفتیم.به جشن«حوض  فیروزه ای» خوش اومدین.

بخش اول

مجری بعد از سلام و احوالپرسی با بچه ها، به طرف سفینه ی خلاق میاد که کنار حوض فیروزه ای نشسته و      می گه:وای بچه ها ببینید کی اینجاست؟ اِ اِ اِ ببخشیدا ولی می شه بپرسم شما کی هستید و اینجا چیکار می کنید؟

سفینه خلاق: من ؟؟ من سفینه ی خلاق هستم دیگه .ببین خاله جون سفینه  توی زبان عربی یعنی کشتی، بعدشم سرم رو نگاه   کن مثل موجودات فضایی می مونه،این یعنی من می تونم هم توی دریا باشم عین کشتی هم توی آسمونا عین سفینه های فضایی.هه هه

مجری: خب می شه بپرسم الان اینجا چیکار می کنی؟ این حوض فیروزه ای قشنگ مال شماست؟

سفینه ی خلاق: بله این حوض منه، من اونروز شنیدم که تولد امام رضا «علیه السلام» هست، دیدم که توی  حرم امام رضا «علیه السلام» همه جا رو چراغونی کردن، همه چیز خوشگل شده، همه چیز برق می زنه.من وحوض کوچولوم هم خیلی دلمون     می خواد یه جشن تولد باشکوه واسه امام رضا «علیه السلام» بگیرم، اما نمی دونم باید چیکار کنم؟؟

مجری رو به سفینه ی خلاق می گه: ناراحت نباش سفینه ی خلاق من و بچه ها بهت کمک می کنیم. یه چیزی به ذهنم رسید، حالا که دوست داری حوض کوچولوت بدرخشه و برق بزنه و مثل چراغونی ها رنگی باشه، می شه با هم یه بازی کنیم که یه سری ماهی واسش بگیریم و ماهی ها رو بریزیم توی حوض که هم رنگی باشه و هم پولک های ماهی ها برق بزنن و بدرخشن.

بعد مجری به سمت بچه ها میاد و می گه بچه ها دوست دارین بازی کنیم؟



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, دهه ی کرامت, مناسبت های مذهبی
تاريخ : شنبه 20 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1727 مرتبه

خاله صحبت می کرد که چطور حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام، اسم «حسن» را برای کودکشان انتخاب کردند.

او با مهربانی گفت: «حسن، یعنی نیکی و نیکوکاری و امام حسن علیه السلام همیشه اهل نیکوکاری و کارهای نیک و پسندیده بودند؛ درست مثل پدر بزرگوارشان حضرت علی علیه السلام که هیچگاه کمک به فقیران، نیازمندان و کودکان یتیم را فراموش نکرد».

 

منبع:http://bustannoor.blogfa.com

تهیه و تنظیم: ساجده طالبی



موضوع : تربیت دینی, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), حدیث برای کودکان, مناسبت های مذهبی, شعر و قصه
تاريخ : پنجشنبه 18 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1364 مرتبه

کم کم داریم به نیمه ی رمضان،نزدیک می شویم؛پیشاپیش تولد امام حسن مجتبی (علیه السلام)، اولین گل خاندان رسالت و سبط اکبر بر شما دوستان سفینه ای مبارک باد.

مرحوم علامه مجلسی در جلد علم و دانش بحار الانوار نقل می کند که امام حسن مجبتی (علیه السلام) فرزندان خودش و فرزندان برادر و دیگر بستگان کوچکش را جمع کرد و فرمود: شما کودکان این جمعیت‌اید و به همین نزدیکی شما بزرگان همین جمعیت خواهید بود امروز بچه‌های مدینه هستید و چیزی نمی‌گذرد که از روسای این شهر خواهید بود پس علم بیاموزید و درس بخوانید و آن را حفظ کنید و اگر نتوانستید حفظ کنید بنویسید و در خانه بگذارد و گاه و بیگاه به آن مراجعه کنید.

منبع:khabaronline.ir

تهیه و تنظیم : ساجده طالبی



موضوع : تربیت دینی, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), مناسبت های مذهبی, حدیث برای کودکان
تاريخ : يکشنبه 14 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 167 مرتبه

 

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

«بسم الله الرحمن الرحیم»

In the name of the God, the compassionate, the merciful

 

این طرح با اهداف زیر نوشته شده است.

1-آشنا ساختن کودکان با مفهوم واقعی انس و عمل به قرآن

2-عینی ساختن مفاهیم انتزاعی انس و عمل به قرآن برای کودکان

3-آشنا ساختن کودکان با مصادیق انس و عمل به قرآن

4- آشنا ساختن کودکان با اسامی حیوانات قرآنی

5-آشنا ساختن کودکان با مفاهیم شب قدر، رمضان بهار قرآن، عید فطر، قرآن به سر گذاشتن

6-آشنا ساختن کودکان با مصداق عملی و بالوالدین احسانا

:This program is written for the following objects

1- To familiarize the children with the concept of familiarity with the Quran and implementation of it

2- To materialize for the children the subjective concepts of familiarity with the Quran and implementation of it

3- To familiarize the children with the examples of familiarity with the Quran and implementation of it

4- To familiarize the children with the name of the creatures mentioned in the Holy Quran

5- To familiarize the children with the concepts of the night of Qadr, Ramadhan the spring of the Quran, Eid-al-Fitr, the ceremony of putting the Holy Quran on the heads

6- To familiarize the children with the practical examples of treating kindly with parents

 

 

 اطلاعاتی که در این طرح به کودکان داده می شود.

1-مفهوم شب قدر

2-مفهوم رمضان بهار قرآن

3-مفهوم قرآن قرآن به سر گذاشتن

4- مفهوم عید فطر

5- عید غدیر

6-عید مبعث

7-یاد دادن اسامی حیوانات قرآنی

8-یادآوری ماجرای  لیلة المبیت

 

:The Information presented in this program to children are as follows

  1. The concept of the night of Qadr
  2. The concept of the Ramadhan as the spring of the Quran
  3. The ceremony of putting the Holy Quran on the heads
  4. The concept of Eid-al-Fitr
  5. Eid-al-Qadir
  6. Eid-al-Mabath
  7. Teaching the name of the creatures mentioned in the Holy Quran
  8. Reminding the event of the night of Mabit

 

 

« جشن مهمونی آسمونی »

ورود ویژه:

بچه ها به صف می ایستند و توسط دو مربی که دم در ایستاده اند قرآن رو روی سر بچه ها می گیرن، بچه ها قرآن رو می بوسن  و از بین دو مربی که در حال خواندن شعر زیر هستند وارد سالن جشن می شود، و اما شعر:

می خوایم بریم یه مهمونی      مهمونی آسمونی

می خوای رازش رو بدونی     باید با قرآن بمونی

The ceremony of the divine feast

Special entrance:

The children stand in a row and two tutors who have stood by the door hold Quran upon their heads and children kiss the holy Quran and enter the hall of the ceremony between two tutors while singing the following rhyme:

We are going to a feast                      Which is a divine feast

If you want to know the secret                   You should stay with the Quran

 

مجری:بسم الله الرحمن الرحیم

کارهای ما شروع می شه    با نام خدا جون همیشه          به ما می ده  هرچی بخوایم       مهربونیش کم نمی شه

سلام به گل، به غنچه ها

سلام من، به بچه ها

سلام می دم تا که دلم وابشه

روی لبام شکوفه پیدا بشه

سلام سلام همگی سلام   هزار و سیصد تا سلام

 

The main actor: In the name of God, the compassionate, the merciful

All our actions are started                          by the name of our dear lord

He bestow us everything we like                and his compassion shall never be diminished

Hail to the flowers and the sprouts            Hail to my dear children

I say hello which cheers me up                             and puts a smile on my lips

Hello, Hello to everyone                             Hello, Hello for a thousand and one

حالتون خوبه بچه ها؟؟خوش اومدین. خوش اومدین می دونید ما واسه چی دور هم جمع شدیم؟ خب بهار قرآن شده، ماه رمضان اومده؛ توی این ماه کلی اتفاقات و برنامه ها رو ماداریم، مثل ولادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)،   شب های قدر، شهادت امام علی(علیه السلام) مهربونمون، ما هم الان دور هم جمع شدیم به یه مهمونی.به جشن«مهمونی آسمونی» خوش اومدین.

Are you OK my dears? Welcome here. Welcome. Do you know why we are gathered here? Well, it is the spring of the holy Quran, The month of Ramadhan has arrived. We have many events and programs in this month, like the birthday of Imam Hassan Mujtaba (PBUH), The nights of Qadr, The martyrdom night of kind Imam Ali (PBUH) and now we’ve gathered here for a feast. Welcome to the ceremony of Divine feast.

 

بخش اول

عنکبوت زمانی که مجری در حال سلام و احوال پرسی با بچه هاست،از گوشه ای از صحنه آروم آروم طوری که مجری اون رو نبینه و فقط بچه ها ببیننش برای   بچه ها دست تکون می ده و می ره پشت یه میزی که از قبل اونجا قرار گرفته می شینه.

مجری بعد ازاحوال پرسی وخوش آمدگویی توجهش نسبت به جعبه شکلاتی که روی میزه جلب می شه وبه سمت میزمیاد درهمین لحظه عنکبوت شروع به صحبت کردن با خودش می کنه.

Part I

The spider enters slowly from a corner of the scene while the main actor is greeting the children and can’t see her and only the children are able to see her, She waves her hands for the children and sits behind a desk which has already been put there.

عنکبوت: با این چیکار کنم خوبه؟؟بذار ببینم. این رو باید اینجوریش کنم........

مجری: روبه بچه ها، یه صدایی داره میاد شما هم می شنوید؟؟ به نظرتون صدا داره از کجا میاد؟؟؟

بچه ها چون قبلاً عنکبوت رو دیدن به پشت میز اشاره می کنن.

اما مجری چشمش به جعبه شکلات می افته و بدون توجه به راهنمایی بچه ها  دستش رو توی جعبه شکلات می کنه می گه: حتماً باید شکلات های خیلی خوشمزه ای داشته باش.

در همین موقع تا میاد شکلات برداره یکهو دست عنکبوت از توی جعبه بیرون میاد.عنکبوت از پشت میز بلند می شه.

مجری کمی می ترسه و با تعجب می گه: اِ اِ دست شما، این تو چیکار می کنه؟؟

عنکبوت: اِ ببخشیدا این سؤاله منه دست شما این تو چیکار می کنه؟؟

The spider: What should we do to this? Let me see! We should put it this way …

Main actor (facing the children): I heard a voice. Don’t you? Where do you think this voice is coming from?

The children which has already seen the spider point to the desk.

But the main actor whose eyes has turned to a chocolate box, enters her hand in the chocolate box while ignoring the children:

Surely, there should be delicious chocolates here.

At the same time when he/she is trying to take a chocolate the hands of the spider gets out from the box and the spider stands up behind the desk.

مجری: خوب من اومدم شکلات بخورم.

عنکبوت: شکلات بخورین؟؟ مگه شما روزه نیستن؟؟

مجری: ای وای، چرا روزه ام، خوب شد گفتی اصلا یادم نبود.

عنکبوت: بله خب، اگه دیگه با من کاری ندارین من برم دنبال کارم.

مجری: خب بله بفرمایید.اِ اِ نه یه لحظه صبر کن.شما چی هستی؟

عنکبوت: من، یکی از حشراتی هستم که اسمش توی قرآن اومده.

مجری: یه دور، دور عنکبوت می چرخه و از سر تا پا به اون نگاه می کنه و می گه:اسمت توی قرآن اومده؟ اوممممم، بذار فکر کنم.....، آهان فهمیدم تو گرگی.

The spider: I beg your pardon but this is my question, why do you think you have put your hands there?

Main actor: well, I tried to have a chocolate.

The spider: Have a chocolate?? Aren’t you fasting?

Main actor: Oh my! Yes I am. Thank you for reminding, I had completely forgot.

The spider: Well then! I should go after my own business if you don’t mind.

Main actor: Well of course! Here you go! But, wait a minute. What are you?

The spider: I am one of the insects mentioned in the Holy Quran.

Main actor (while turning around the spider and taking a glance at his up and down): Your name has been mentioned in the Holy Quran? Um, Let me think … . I got it! You are a wolf.

 

عنکبوت: گرگ؟ آخه من کجام شبیه گرگه؟؟ بعدشم گفتم حشره.گرگ حشره است؟

مجری: آهان، راست می گی، صبر کن الان می گم، اومممم، فهمیدم زنبوری.

عنکبوت: زنبور؟ آخه من زنبورم؟

مجری: آره دیگه، ببین تنت راه راهه.

عنکبوت: آخه زنبور، سیاه و زرده، بعدشم بال داره. یه راهنمایی دیگه می کنم، یکی از سوره های قرآن به نام منه.

مجری کمی فکر می کنه و می گه: نمی دونم، می شه خودت بگی؟؟؟

عنکبوت: بله که می گم،چرا که نگم.من عنکبوتم.

مجری:آهان، عنکبوت، همون عنکبوت کوچولویی که با ساختن خونه اش دم در غاری که پیامبر از دست دشمناش توش پنهان شده بود تونست به امر خدا جون پیامبر رو نجات بده؟

The spider: A wolf? Do I look like a wolf to you?? And then again I said an insect. Is wolf an insect?

Main actor: um, you’re right!! Wait a minute and I will tell you. Mmm, I got it. You’re a bee.

The spider: A bee? Am I like a bee?

Main actor: Why not? You are striped.

The spider: But the bee is black and yellow and it has wings. Another tip. One of the surates of the Quran is named after me.

Main actor thinks for a while and says: I don’t know my dear spider. Will you tell us, yourself.

The spider: Of course I will. Why not? I am a spider.

Main actor: Aha, Spider. Are you the same spider who could save the life of the Prophet (PBUH) by making his house in the entrance of the cave in which the Prophet (PBUH) had hidden himself?

عنکبوت: بله، بله. اون عنکبوته مثل اینکه، پدر، پدر، پدر، پدر پدربزرگم بوده.خاله مهربون؟ حالا که شما اینقدر چیزای خوب خوب بلدین، می شه اسم حیوانات قرآنی رو به من یاد بدین؟ آخه می خوام با قرآن مأنوس شم.یعنی انس بگیرم.

مجری: بله اسم حیوانات رو که الان از اون خاله خواهش می کنم بهمون بگن. اما تو معنای انس با قرآن رو می دونی؟

عنکبوت: نه فقط شنیدم انس با قرآن خیلی خوبه.

مجری: خب من الان بهت می گم. انس با قرآن یعنی اینکه قرآن رو یه جوری بخونی که یاد بگیری، اونوقت بتونی هم به دیگران یاد بدی، هم خودت بهش عمل کنی.یه جوری که انگار قرآن همیشه همراهته. متوجه شدی؟

عنکبوت: بله، بله فهمیدم، دست شما درد نکنه.

مجری: چه ها الان من یه دور اسم همه ی حیواناتی که توی قرآن آمده رو واستون می گم  وشما هم خوب گوش کنین که این اسم ها رو یاد بگیرید چون بعدش می خوایم با هم بازی کنیم. بلدرچین، پشه، مگس، زنبور عسل، عنکبوت، ملخ، هدهد، کلاغ، مورچه، پروانه، شپش، میمون، استر، گوسفند، گرگ، شتر، شیر، اسب، گاو، گوساله، مار، اژدها، الاغ، خوک، سگ، ماهی، قورباغه، فیل

مجری: خب حالا بریم بازی کنیم؟

عنکبوت: آخ جون، آی بازی، بازی، بازی   با دوستای هم بازی     زودباش بگو چه بازی.

 

The spider: Yes. Yes. That spider was something like the father of father of father of my grandfather. Dear auntie! Now that it looks like you know many good things, would you mind teaching me the name of some of the creatures mentioned in the Quran? You know, I want to familiarize myself with the Quran. I mean to be fond of Quran.

Main actor: Yes, the name of the creatures I will ask that auntie to tell us. But do you know the meaning of being familiarized with the Quran?

The spider: No, I have just heard that it is good to be familiarized with the Quran.

Main actor: OK, I will tell you now. To be familiarized with the Quran means to read the Quran in a way to learn it, then you can teach it to others and you will perform its orders. It is like that the Quran is always with you. Did you understand?

The spider: Yes, Yes. I got it. Thank you.

Main actor: Dear auntie! Please would you teach us the name of some of the creatures mentioned in the Quran to me and the spider? My dear children, you listen carefully too, to learn their names because we are going to play a little game afterward.

Auntie: Hello my dear children. Right now I will tell you once the name of the creatures mentioned in the Quran and you listen carefully. Quail, mosquito, fly, bee, spider, locust, hoopoe, crow, butterfly, louse, monkey, mule, sheep, wolf, camel, lion, horse, cow, calf, snake, dragon, donkey, pig, dog, fish, frog and elephant.

Main actor: Now, let’s play a game.

The spider: Hurrah, play, play, play, with playmates. Hurry up, tell us what the play is?

 



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), حدیث برای کودکان, قرآن برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 10 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1868 مرتبه

 

«میهمانی ماه مهربان »

«جشن نیمه رمضان؛ میلاد امام حسن مجتبی(علیه السلام)»

رمضان 

الف- وجه تسمیه (چرا میهمانی ماه مهربان؟):

در حدیث داریم:«...خداوند از نور وجود امام حسن مجتبی(ع) ماه  و خورشید را آفرید.»

از ابعاد وجودی انسان، که خدای متعال در قرآن بیان فرموده است، کرامت انسان است . کرامت از ماده کَرُمَ، به معنای شرافت و شریف بودن است؛کریم اهل بیت (علیهم السلام)، امام حسن مجتبی (علیه السلام) می باشند، که «بنیاد سفینه » در نظر دارد کرامت و کریم بودن را با بازی و بیانی کودکانه و با روش علمی اصطلاحاEdutainment(سرگرم آموزی) از طریق سرگرمی، جذابیت، خلاقیت و تغییر نگرش و گرایش به میهمانان کوچک خود منتقل سازد.

 

کودکان در جشن

و از معیارهای کرامت ،نرم خویی و مهربانی است و فردکریم بر خلاف فرد لئیم، از خوراندن لذت می دهد؛پس با هم برسرسفره ی جود و بخشش کریم اهل بیت می نشینیم.تشویق



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), تربیت دینی, حدیث برای کودکان, بازی و کاردستی, ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان)
تاريخ : 7 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1189 مرتبه

پیامبر اکرم(ص):

رمضان شهر الله

  رمضان،ماه خداست

 

  

      رمضان ماه خداست                       ماه زیبای دعاست

        مثل عید، مثل بهار                         شب و روزش زیباست

 

 شاعر:محمد مهاجرانی،تهیه وتنظیم:رضوی



موضوع : ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), حدیث برای کودکان, شعر و قصه
تاريخ : 7 خرداد 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1665 مرتبه

پیامبر اکرم (ص): صُومُوا تَصِحُّوا

روزه بگیرید تا سالم بمانید.

(منتخب میزان الحکمه، حدیث ٣٧١٦)

روزه بگیر که روزه دار                   جان و تنش سلامت است

وقتی که روزه دار باشی              خواب تو هم عبادت است

 سروده ی سید محمد مهاجرانی



موضوع : ماه بندگی خدا (ماه مبارک رمضان), حدیث برای کودکان, مناسبت های مذهبی, شعر و قصه
تاريخ : پنجشنبه 14 ارديبهشت 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 4757 مرتبه

 

«یاحق»

در مورخ 13 تیر 91 مصادف با 13 شعبان 1433 جشنی به مناسبت سالروز میلاد امام عصر «حجه ابن الحسن العسکری (عجل الله تعالی فرجه الشریف)» ویژه کودکان 3 تا 6 ساله  توسط «بنیاد سفینه » برگزار گردید.

 برای این جشن بازوبند های ویژه ای طراحی شده بود که روی هر کدام «یاور کوچولوی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)»نوشته شده بود.

کنار در ورودی سالن، مقوایی نصب شده بودکه بالای آن نوشته شده بود:«یاوران کوچک مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)»  هریک از میهمانان کوچک انگشت خود راداخل استامپ زده ودر زیر اثر انگشت خود نام وسن خود را نیز ثبت می کردند. سپس یک بازوبند به هر یک اهدا می شد و به این طریق  در سپاه یاوران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)ثبت نام می کردند و یاور کوچک حضرت می شدند و در حالی که با بستنی پذیرایی می شدند به داخل سالن راهنمایی می گشتند.

 جشن

 برای احترام به کسانی که به موقع در جشن حاضر شده بودند بازی مارپله ی بزرگی روی بنری طراحی شده بود و در روی کف زمین در قسمتی از سالن تعبیه شده بود که این کودکان علاوه بر امتیازبازی کردن با مارپله(رأس ساعت 16 مارپله جمع شد.) اسم آنان یادداشت شده وبرای شرکت درمسابقات جشن ،این افراد از الویت برخوردار بودند.در این هنگام سرودهای کودکانه پیرامون موضوع امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) جهت آماده سازی شروع برنامه پخش شد.

 جشن2

 ابتدای جشن با تلاوت سوره ی توحید توسط کودکی 3 ساله آغاز شد که ترجمه ی سوره به صورت  شعر توسط مجریان اجرا شد که در ذیل شعر به حضورتان تقدیم می گردد:

کارهای ما شروع می شه                          با نام خداجون همیشه

به ما می ده هر چی بخوایم                       مهربونیش کم نمیشه

همه بگیم با یک صدا                                تنها اونه فقط خدا

یگانه وبی شریکه                                    صاحب این دنیای ما

نه به ما نیاز داره ،                                    نه محتاج یاری ماست   

جای این خدای ما                                      تو دل ما بچه ها ست

نه مامان بابا داره                                   نه مامان بابا می شه

خانواده نداره                                         تک وتنهاست همیشه

هممون خوب می دونیم                                  هیچکی خدا جون نمی شه

بعد از اجرای یک شعر داستانی در مورد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) توسط یکی از بچه ها ،این شعر که مخاطبان با بله و خیر باید همراهی می کردند فضای متفاوتی را در جلسه حاکم کرد:

آی بچه های با صفا  بله      

کوچولوهای با وفا    بله    

امید سرزمین ما  بله

 بچه ی خوب نماز خونه  بله

نماز رو با ناز می خونه    نخیر(با علاقه می خونه) 

شماها روزه می گیرین ؟  بله 

روزه رو با زور می گیرین ؟ نخیر(اصلا شما روزه کله گنجشکی می گیرین)  

خدا شما رو دوست داره؟ بله  

مسلمونا رو دوست داره ؟ بله

بچه مسلمونید شما؟ بله  

دوستای شیطونید شما؟ نخیر  

خدا شما رو دوست داره؟ بله   

شما خدا  رو دوست دارید؟ بله     

  پیامبر ا رو دوست دارید؟ بله           

اماماتون رودوست دارید؟ بله 

امام زمان رو رودوست دارید؟ بله      

    امام زمان هم شما گل های قشنگ را خیلی دوست داره.

     

جشن3                                                                                 

 



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), بازی و کاردستی, حدیث برای کودکان, مناسبت های مذهبی, تربیت دینی, شعر و قصه, جشن نیمه شعبان, خلاقیت
تاريخ : دوشنبه 11 ارديبهشت 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : شنبه 2 ارديبهشت 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1211 مرتبه

 



موضوع : حدیث برای کودکان, مناسبت های مذهبی
تاريخ : دوشنبه 21 فروردين 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2469 مرتبه

 

منبع:وبلاگ تجربه های قرآنی



موضوع : تربیت دینی, حدیث برای کودکان, مناسبت های مذهبی, ماه رجب
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 9 صفحه بعد
درباره وبلاگ

«بنیاد تخصصی کودک و ولایت سفینه» در نظر دارد با استفاده از شیوه های گوناگون جذاب و تجربه شده، کودکان مسلمان شیعه را با مفهوم ولایت و با اولیای دینی خود آشنا کند، انس دهد و آموزه های ایشان را به آنان منتقل کند. این بنیاد اهداف ذیل را دنبال می کند: ۱- کسب رضایت خداوند سبحان و اولیای او ۲- تربیت جامعه مهدوی در راستای زمینه سازی ظهور حضرت ۳- آشنا کردن کودکان با مفهوم ولایت و با اولیا دینی ۴- ارائه الگوی سبک زندگی اسلامی برای کودکان و خانواده ها در زمینه ی تربیتی ۵- آشنا کردن کودکان و والدین با فرهنگ اسلامی و نظریه های تربیت دینی ۶- ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرای نظریه های تربیت دینی ۷- پرورش علمی و هنری و ادبی کودکان ۸- پرورش خلاقیت در کودکان ۹- جهاد فرهنگی در عرصه جنگ نرم. دوستانی که تمایل دارند با « بنیاد سفینه» ارتباط بگیرند،در قسمت نظرات،به ما اعلام کنند. با تشکر

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 6 نفر
بازديدهاي امروز : 3123 نفر
بازديدهاي ديروز : 2852 نفر
بازدید هفته قبل : 3123 نفر
كل بازديدها : 3587440 نفر
امکانات جانبی