سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

غدیرانه 7 (جشن کودکانه (سفر با هدهد دانا): عید غدیر)

بازهم خدای مهربان توفیق داد تا یک بار دیگر برو بچه ها ی سفینه ای یک جشن با شکوه و عالی برای میهمانان کوچولوی خود در پیش دبستانی تزکیه و برای کودکان بی سرپرست به مناسبت عید بزرگ غدیر بر گزار کنند؛ توی این جشن زیبا:   مثل کارهای گذشته ،بنیاد سفینه، کودکان را  با ورود ویژه خود، غافل گیر کرد تا از همان ابتدا مخاطبین با علامت سئوال(Question mark) وارد جشن شوند. این بار، مسیری طراحی شده بود که کودکان پس از عبور از آن  به جایگاهی می رسیدند که با بادکنک های رنگی و کاغذ کشی های زیبا تزیین شده بود و دو مجری در حالی که دستان خود را بالا برده بودند و «من کنت مولاه ، فهذا علی مولاه» را به صورت آه...
25 مرداد 1397

کلاس شیرین تر از عسل(حدیث امام جواد(ع))

    این جلسه،اول بچه ها روی لوله های دستمال کاغذی،یه آدمک نقاشی کشیدند!   بعد با آدمک های ساخته ی دست خود بچه ها،نمایش کوتاهی در مورد حدیث امام جواد(ع)، اجرا کردیم.   برای بچه ها،حدیث خوانده می شد،در حالی که بچه ها آدمک های خودشون رو ،روی طناب جلو و عقب می بردند و می خندیدند.   از این خانوم کوچولو وقتی می پرسی،می روی مسجد چی کار می کنی؟ جواب می ده:«بدو بدو،ادیث»   یعنی بدو بدو و بازی می کنیم و حدیث یاد می گیریم! گاهی با سرعت حرکت می کردند و گاهی به آرامی، مثل واگن های یک قطار!       ...
21 مرداد 1397

مسافر قطار کوچولو (26)(حرف طلایی امام رضا علیه السلام)

  بچه ها، لی لی حوضک امام رضایی(ع) رو بازی کردند: مثل انگشت شست، کبوتر شدند و به امام مهربونشون سلام دادند:(همچنین به خواهر امام رضای مهربون سلام دادند:) بچه ها، کبوترانه بازی کردند؛ شبیه بازی کلاغ پر، با شنیدن کارهای خوب، دستشون رو مثل کبوتر بالامی آوردند و بق بقو می کردند و با گفتن کارهای اشتباه، یک " نه" جانانه و اپرایی می گفتند!  قصه ی " حرف طلایی"(همان حدیث سلسله الذهب ولی کودکانه) رو شنیدند:  کبوتر کوچولو ها برای...
6 مرداد 1397

مسافر قطار کوچولو(۲۵) کلاس شیرین تر از عسل،حدیث امام رضا(ع)

  توی این جلسه، لاک لاکی، یعنی عروسک لاک پشت کوچولو، به من خیلی کمک کرد. حدیث این جلسه مون ، در مورد پاکیزگی و نظافت بود که لاک لاکی هیچ چیز در مورد آن نمی دانست!!!   لاک لاکی،نمی دانست شامپو چیه؟ وقتی  مربی، شامپو را نشان بچه ها و لاک لاکی می دهد،لاک لاکی می گوید:«این چیه؟ اون رو می خورن؟؟؟» اون وقت صدای خنده ی بچه هاست که به مربی انرژی می دهد برای ادامه ی کار!   بعد، تمام لوازم بهداشتی مثل: شامپو،صابون،شانه،مسواک و...به بچه ها نشان داده می شود و بعد چشم بچه ها را می بندیم،و حدیث مورد نظر را می خوانیم و بچه ها با قدرت لامسه ی خود...
3 مرداد 1397

مسافر قطار کوچولو(21)گزارش جشن خواهر و برادر بهشتی

بسم الله الرحمن الرحیم السلام ای حضرت سلطان عشق یاعلی موسی الرضا،ای جان عشق سلام سلام به همگی،عیدتون مباررک،چه عیدی؟، بله ما تو دهه کرامت هستیم که اولش تولد بانوی مهربان،"حضرت معصومه(س)"هست و آخرش هم میلاد امام مهربان(ع)،امام رضا(علیه السلام)،امام هشتممون هست. پنجره رو وا کنید. خورشید رو پیدا کنید آب بپاشید تو ایوون  گل بکارید تو گلدون عید اومده بچه ها  باشه مبارکه شما بنیاد سفینه مثل هر عیدی دوباره جشن گرفت . عجب جشنی، یه جشن متفاوت  کار سختی بود، اما تجربه ی خوب و شیرینی بود. ...
2 مرداد 1397

مسافر قطار کوچولو(12)(حوض فیروزه ای 3 )

  بخش سوم مجری سنگ ها رو برای سفینه ی خلاق می بره و می ده بهش و می گه بیا این هم سنگ، این ها رو با خودتون ببرین. سفینه ی خلاق: من و حوض فیروزه ای خیلی خوشحالیم و خیلی هم ممنونیم، خاله جون می دونین، من، با یه عالمه کبوتر دوست شدم و قرار شده کبوتر ها بیان و به من کمک کنن تا حوض وسنگ ها و ماهی ها رو ببریم مشهد حرم امام رضا«علیه السلام» تا اونجا همه با هم یه جشن تولد با شکوه برای امام رضا«علیه السلام» بگیریم. باشه سفینه ی خلاق، برو. امیدوارم که تو و حوض فیروزه ای کوچولو، جشن باشکوهی برگزار کنین. خدا نگهدارتون. مراقب خودتون باشین. سفینه ی خلاق: بچه ها جونم...
31 تير 1397

مسافر قطار کوچولو(11)(حوض فیروزه ای 2 )

 بخش دوم: مجری به سمت سفینه خلاق وحوض می ره و ماهی هایی رو که بچه ها توی بازی قبلی گرفتن می ده بهشون و می گه: بیا سفینه ی خلاق این ماهی ها رو بریز توی حوض کوچولو تا هم رنگ و وارنگ شه و هم پولک هاشون برق بزنن و حوض کوچولو هم بدرخشه. مجری: چیه چرا باز هم ناراحتی؟ باز چی شده؟  سفینه ی خلاق: من دیدم که همه ی حوض های صحن امام رضا«علیه السلام»، فواره دارن، حوض من که فواره نداره؟ حالا باید چیکار کنم؟ مجری یه ذره فکر می کنه و می گه : آهان فهمیدم، من و بچه ها یه باز ی با هم می کنیم تا بتونیم یه خورده سنگ واست جمع کنیم. اون وقت تو سنگ رو با خودت ببر مشهد و اونجا بده به...
30 تير 1397

مسافر قطار کوچولو(10)(حوض فیروزه ای1)

  «بسم الله الرحمن الرحیم» مجری:بسم الله الرحمن الرحیم کارهای ما شروع می شه    با نام خدا جون همیشه           به ما می ده  هرچی بخوایم       مهربونیش کم نمی شه سلام به گل، به غنچه ها  سلام من، به بچه ها سلام می دم تا که دلم وابشه  روی لبام شکوفه پیدا بشه سلام سلام همگی سلام   هزار و سیصد تا سلام حالتون خوبه بچه ها؟؟خوش اومدین. خوش اومدین می دونید ما واسه چی دور هم جمع شدیم؟ خب ماه ذیقعده اومده این ماه با  دهه ی کرامت شروع می شه،اول ا...
30 تير 1397

کلاس شیرین تر از عسل(آیه ی سلام کردن)

  بچه ها حدس می زدند که زیر هر لیوانی کدوم حیوون قایم شده و زودتر می توانند بهش سلام بدهند، آخه آیه این جلسمون در مورد سلام کردن بود، ؛ با این بازی بچه ها حافظه شون رو هم تقویت می کردند: بازی بعدی،حمل عروسک ها با پشت دست  در حالی که شعر و آیه مد نظر خوانده می شد از رود خانه ی خیالی و نجات حیوانات  و رساندن اون ها به مادرها و زودتر سلام گفتن بود  که این بازی افزایش دقت و تمرکز رو در پی داره. بچه ها آدم آهنی می شدند و کارهای مختلف مثل حرکت در جهات مختلف، نقاشی کشیدن، مسواک زدن و... انجام می دادند، ...
25 تير 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد