سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

کلاس شیرین تر از عسل (حدیث امام حسن(ع))

  یادگیری نحوه نوشتن اعداد 1 تا 10 و شمارش آن ها با پوست گردو: تکرار حدیث امام حسن(ع) و بازی "از کدوم تونل رد شه؟"؛   ( بچه ها باید توپ رو، از تونل انتخابی رول دستمال کاغذی( صورتی،آبی و..) با چرخاندن کل صفحه ی بازی،انجام می دادند): بچه ها در حین تکرار حدیث،ماسک های زیبا درست کردند و کلی شاد شدند و حسابی بازی کردند: ​​​​​​ مربی: مرثا نورانی ...
24 دی 1396

کلاس شیرین تر از عسل (آیه ی "هذا بیان للناس")

  سینی  یکبار مصرف کیک را، به خوبی شسته بودم،قرار شد با قرار دادن این سینی، روی سر هر کدام از بچه ها،تصاویر جالب و خلاقانه ای توسط بچه ها،آفریده شوند،هیجان بچه ها وصف ناشدنی بود. آیه ی این جلسه مون در مورد خود قرآن بود: داستان حضرت نوح(ع) را با کمک بچه ها،بازگو کردیم: بچه ها نقاشی کشیدند و آن ها را تبدیل به پازل کردند: و آخر سر هم بازی های تمرکزی،زینت بخش کلاسمان بود: مربی: مرثا نورانی ​​​​ ...
21 آذر 1396

قاصدک خوش خبر ، اومد ربیع الاول51 (جشن عسلانه)

زنبور کوچولوی روی دیوار لبخند زیبایی به بچه ها می زد. مجری بعد از سلام و احوال پرسی ادامه داد: پیامبر عزیز ما   خنده به لب سلام می داد به هر کی حتی بچه ها   بچه ها از سلام اون خوشحال و خندون می شدند. کوچه ها از سلام او مثل گلستون می شدند. بزرگترها  کوچیکترا  مبارکه  عید شما واای چه بچه های ناز و سرحالی،حتما صبحونه شون رو خوب خوردند.کیا عسل می خورند؟ عسل چه رنگیه؟ چه مزه ایه؟  بچه ها: شیرین و خوشمزه است. مجری: مامان های عزیز،الان بچه ها زنبوری می شوند به شما می گویند چرا عسل ان قدر،شیرین و ...
20 آذر 1396

قاصدک خوش خبر ، اومد ربیع الاول27(ترجمه جشن عسلانه(2) به زبان انگلیسی( نمایش خلاق خونه ی کی از همه محکم تره!))

  «بسم الله الرحمن الرحیم» به مناسبت میلاد پیامبر عزیزمون و امام جعفر صادق (علیه السلام) یه جشن داشتیم برای بچه های به نام عسلانه توی جشن عسلانه، قرار شد بچه ها، نمایش خلاق"خونه ی کی از همه محکم تره؟" رو بازی کنند. بچه ها از این که خودشون می توانستند نقش آفرینی کنند،بسیار خوشحال بودند و کاملا همکاری می کردند. این نمایش بر اساس ایه ی40 سوره توبه که به داستان پناه بردن پیامبر به داخل غار اشاره می کنه،نوشته شده است. In the name of God, The Compassionate, The Merciful On the occasion of birthday of our great Prophet (PBUH) and Imam Sadiq (PBUH), we intended to...
12 آذر 1396

گزارش از کلاس شیرین تر از عسل(آیه ی "و ثیابک فطهر")

  آیه ی این جلسه در مورد نظافت و پاکی لباس ها بود،در مورد این موضوع نظر بچه ها رو جویا شدم. عکس پیراهن و شلواری رو، روی کاغذ کشیده بودم و روی آن چسب نواری زده بودم،با ماژیک، لباس مثلا آلوده می شد و بچه ها با برس شستشو،لباس را پاکیزه می کردند و آیه رو تکرار می کردند. بعد،به کمک بچه ها، لباس هایی رو کشیدیم و بچه ها اون ها رو رنگ کردند و پس از دوربری آن ها،لباس ها رو مثلا شسته و روی طناب پهن کردیم؛ در طی تمامی این مراحل بچه ها آیه و شعر مرتبط رو تکرار می کردند. وبعد هم،انواع بازی ها  با طناب رو داشتیم؛ طناب زدن،از زیر طناب رد شدن؛ چون زی...
5 آذر 1396

گزارش از کلاس شیرین تر از عسل(آیه ی "لایسخر..")

  ​​​​​​چون این جلسه ی کلاسمون، نزدیک اربعین بود با مقدمه ی سفر و وسایل نقلیه بحث رو شروع کردم.؛ بچه ها، هم پازل وسایل نقلیه رو درست کردند. بعد،همه ی بچه ها هواپیما شدند و به کربلا رفتند و به امام حسین (ع) سلام دادند. بعد،قصه ی جذاب عقاب مغرور رو شنیدند؛ عقابی که به پرهای قوی و چشم های تیزبین خودش می نازید و پرنده های دیگر رو که می خواستند توی مسابقه ی قوی ترین و شجاع ترین پرنده شرکت کنند رو مسخره می کرد ولی سرانجام،پلیکان که در حین مسابقه  بچه موشی که داخل آب افتاده بود و جان اون رو نجات داده بود،برنده ی قوی ترین پرنده شد؛ (بچه ها چشم هاشون رو مثل عقاب تیز کرده اند.) ...
21 آبان 1396

کلاس شیرین تر از عسل (آیه ی تتفکروا)

  قرار بود بچه ها،خوب فکر کردن را بیاموزند؛ وقتی که گم می شوند چه کاری انجام دهند؟، وقتی برادر یا خواهر کوچکتر آن ها،اسباب بازی هایشان را برمی دارد چگونه بدون ایجاد تنش،مساله خودشان را حل کنند،به زیبایی های طبیعت اطراف خود نگاه کنند و خوب فکر کنند،در روزهای سرد زمستانی،فکر کنند که چگونه می توانند خودشان را سرگرم کنند و... بچه ها به جوجه تیغی که می خواست بره خونه ی خرگوش جونی کمک کردند تا بندهای کفشش رو ببنده؛ و در تقویت عضلات ریز انگشتانشون و هماهنگی چشم و دستانشون گامی برداشتند. بازی بعدی صدای کیه؟ صدای چیه؟ با چشم بسته بود: ...
15 آبان 1396

کلاس شیرین تر از عسل (آیه ی نیکی به مادر و پدر)

  برایم خیلی جالب بود،بچه ها انگار پلک هم نمی زدند و مشتاقانه قصه ی بچه جوجه تیغی رو گوش می دادند؛ جوجه تیغی  که حرف مامانش رو گوش نمی کرد و به او کمک نمی کرد تا این که مامان جوجه تیغی مریض شد و همه ی تیغ هاش ریخت،بچه جوجه تیغی به اشتباهش پی برد و شروع کرد هوای مامانش رو داشتند.  ​​​​​​ مامانش هم حالش خوب شد و تیغ های جدید در آورد. بچه ها در حال زدن تیغ های مامان جوجه تیغی! جلسه ی امروزمون در مورد،احترام به پدر و مادر بود. بچه ها سخت مشغول اند تا یه نقاشی خوشگل بکشند و بعد به مامانشون هدیه بدهند و بگویند چه قدر دوستشون دارند. بچ...
1 آبان 1396

کلاس شیرین تر از عسل (آیه ی "ولا تنازعوا")

  برای سرگرم آموزی(Edutainment)،نیازی نیست که وسایل گران قیمت داشته باشید؛ با کمی خلاقیت هم بچه ها رو سرگرم خواهید کرد و هم آموزش های لازم به آن ها خواهید داد؛ در این جلسه با جوجه تیغی که روی یونولیت(ظرف غذاهای یکبار مصرف) کشیده بودم،داستان جوجه تیغی که با حیوانات جنگل،خوش اخلاق نبود و به آن ها تیغ می انداخت و دعوا می کرد تا این که دیگر هیچ حیوانی با او دوست نبود و تصمیم گرفت دیگر دعوا نکند و با دیگران با مهربانی رفتار کند و به آن ها سیب بدهد،را تعریف کردم. سپس،بچه ها در حینی که آیه ی "ولا تنازعوا" رو به همراه شعر اون زمزمه می کردند تیغ های جوجه تیغی(خلال دندان) رو در جاهای مشخص...
27 مهر 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد