گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه)
سفینه
بنیاد تخصصی کودک و ولایت
تاريخ : شنبه 23 بهمن 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : مرتبه

 

به  نام خدا

 

 

 

 

دوستان خوب سفینه ای :

چه قدر خوبه که وقتی مطلبی رو از وبسایت ما استفاده می کنید منبع و نام صاحب اثر رو هم ذکر می کنید.

باز هم از امانت داری تون سپاستشویق

با کمال افتخار، به درخواست شما عزیزان، لینک  کانال تلگرامی بنیاد سفینه تقدیم می گردد.

https://telegram.me/joinchat/BID9ojwDXxMTwlSjyn-B1g

 

 

(با ما باشید!)چشمک



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 9 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : 8 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 643 مرتبه

 

 

صوت این داستان رو می توانید از اینجا دانلود کنید

http://uplod.ir/0ladgvv1tksk/tasbih_baruni.mp3.htm

 

 

ایده پردازان: مرثا نورانی، ساجده طالبی

نویسنده و تهیه و تنظیم : ساجده طالبی

عکس : مرثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), فاطمیه, حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : شنبه 7 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1038 مرتبه

 

 

اینبار بنیاد سفینه با یه ابتکار جدید بچه ها رو  فعالانه وارد صحنه ی داستان کرد، در واقع شخصیت های داستان تسبیح بارونی رو  تبدیل به عکس کرد تا بچه ها بتونن با مربی شون که داره براشون قصه می گه همراه شن و قصه رو باهم تعریف کنن.

 

این اتفاق خوشایند توی یک کارگاه کودک و مادر رخ داد که نه تنها در حین قصه گویی کودکان به وجد اومده بودند، بلکه مادران هم آروم آروم با بچه ها هم صدا شدن و  شروع به فعالیت کردند.

یکی دیگه از مشتری های پر و پاقرص این مدل قصه گویی، کودکانی بودن که نه تنها سواد خوندن و نوشتن نداشتن، بلکه حتی  هنوز خیلی هم به صورت حرفه ای بلد نبودن حرف بزنن، اما جاتون خالی بود ببینین چه طوری اسم شخصیت ها رو با اون زبون بامزه شون تکرار می کردن و بعدش هم خودشون کلی ذوق می کردن.



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), فاطمیه, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : شنبه 7 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 631 مرتبه

 

 پشمولک که حالا راز دونه های نورانی رو فهمیده بود، دلش پر از شادی شده بود و کلی ذوق و شوق داشت. به ستاره کوچولو گفت منم، دلم یه تسبیح می خواد.

ستاره کوچولو گفت :آخه چه طوری؟

پشمولک گفت: دنبالم بیا تا بهت بگم.

پشمولک و ستاره کوچولو، هر دو با هم رفتن پیش یخمولک.

پشمولک به یخمولک گفت: سلام دوست خوبم، می شه از توی کوله پشتی ات 100 تا از اون دونه های بارونت به من بدی؟ آخه می خوام با اون ها واسه خودم یه تسبیح بسازم.

یخمولک هم که دید اینطوری می تونه دوستش رو خوشحال کنه قبول کرد، در کوله پشتی اش روباز کرد و به پشمولک گفت: هر چندتا دونه ی بارون می خواهی از توی کوله پشتیم بردار.

ستاره کوچولو به پشمولک گفت: حالا اینها رو چطوری می خوای یه جا جمع کنی؟

پشمولک گفت: فکر اون رو هم کردم، الان می ریم پیش عموجون رعد و برق.

 پشمولک و ستاره کوچولو، هر دو با هم رفتن پیش عموجون رعد و برق.

پشمولک خیلی مؤدبانه به عموجون رعد و برق گفت:سلام، عمو رعد و برق جونم، شما می دونید تسبیح چیه؟ عموجون رعد و برق خنده ای کرد و گفت: بله که می دونم، چطور مگه؟

پشمولک خوشحال شد و گفت: من می خوام با دونه های بارونی که یخمولک بهم داده برای خودم یه تسبیح بسازم، اومدم از شما خواهش کنم که یه برق از اون رعدو برق هاتون به من بدین تا از اون به عنوان نخ تسبیح استفاده کنم .

عموجون رعد و برق هم با کمال میل قبول کرد و یه برق زد و اون رو به پشمولک داد.

پشمولک و ستاره کوچولو با کمک هم یه تسبیح بارونی ساختن، و بعد با خوشحالی اون رو به همه نشون دادن.

حالا دیگه پشمولک هم دلش پر از نور شده، چون واسه خودش یه تسبیح بارونی دارد.

منابع :

1-من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص ۲۱۱، ح ۳۲، چهار مجلّدی. این حدیث به صورت تقطیع شده در وسائل، ج ۴، ص ۱۰۲۶، ح ۲، باب ۱۱، ازابواب تعقیب آمده است. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۳۲۹ عین این حدیث را از علل الشرایع آورده است.

2- فروع کافى، کتاب الصلاه، ص ۳۴۳، ح ۱۳٫

فعالیت های تعریف شده برای داستان

1-دادن یک سری دانه های مروارید به همراه نخ به بچه ها  و کمک کردن به آن ها برای ساختن تسبیح

2-داستان را به صورت نمایش خلاق با بچه ها بازی کردن ودادن نقش به هرکدام از بچه ها.

3-انجام بازی های گروهی که در آن ها نیاز به اتحاد بچه ها با یکدیگر باشد و در پایان اتحاد بچه ها را تشبیه کردن، به یک تسبیح و ایجاد روحیه ی جمعی در بچه ها.

پایان

با ما همراه باشید

ایده پردازان: مرثا نورانی، ساجده طالبی

نویسنده و تهیه و تنظیم : ساجده طالبی

عکس : مر ثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), فاطمیه, حدیث برای کودکان, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : شنبه 7 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 579 مرتبه

 

پشمولک اونقدر هیجان زده بود که تا صبح خوابش نبرد. اون تا صبح فکر کردکه باید سؤالش رو از کی بپرسه که زود به جواب برسه.

پشمولک صبح خیلی زود، وقتی که حتی ستاره ها هنوز توی آسمون بودند، با ذوق و شوق رفت پیش ستاره کوچولو وگفت من فهمیدم باید سؤالمون رو از کی بپرسیم.

ستاره کوچولو گفت: سلام پشمولک، واقعاً!!! از کی باید بپرسیم؟

پشمولک گفت: از فرشته ی مهربون.

پشمولک و ستاره کوچولو با هم رفتن پیش فرشته ی مهربون.

پشمولک گفت: سلام فرشته ی مهربون. خوبین؟ ما دیشب روی زمین یه چیز خیلی عجیب دیدیم.

فرشته ی مهربون گفت : چی دیدین؟

ستاره کوچولو گفت: یه عالمه نور ، ما هم سوار خاله جون باد شدیم و باهاش رفتیم روی زمین تا ببینیم  اون همه نور از چیه.

پشمولک دیگه نتونست صبر کنه و پرید وسط حرف ستاره کوچولو و گفت: اونجا یه چیزی بود شبیه گردنبند، ولی گردنبند نبود. یه سری دونه ها همشون توی یه نخ بودن، امّا نور از اون ها بود، حسابی می درخشیدند. تو می دونی اون چیه فرشته جون؟

فرشته ی مهربون گفت: بله می دونم. اون تسبیح هست.می خواین قصه ی تسبیح رو واستون تعریف کنم؟

پشمولک و ستاره کوچولو هر دو با هم گفتن بله و با کلی هیجان نشستن تا به قصه ی فرشته مهربون گوش کنن.

فرشته ی مهربون گفت: پس چشماتون رو ببندین تا توی خیالمون با هم بریم سفر و بعد شروع کرد به گفتن داستان.

یه روزی اون دور دورا، یه مردی بود باخدا، ایشون پیامبر بودن، محمّد مصطفی «صلی الله علیه وآله و سلم»،

یه دونه دختر داشتن، نامش فاطمه «سلام الله علیها»،زهرا «سلام الله علیها».

گفت به پدر خسته ام، زیاده خیلی کارها،

 یه دوست می خوام که من رو یاری کنه، یه همراه،

گفت پدر، دخترم، هدیه می دهم به تو ، چیزی بهتر از یه دوست، یا که تمام دنیا

بگو تو بعد از نماز،

 سی و چهار مرتبه الله اکبر  یعنی بزرگتر است از همه چیزی خدا

بعد، سی و سه مرتبه بگو الحمدلله یعنی حمد و سپاس هست فقط مخصوص خدا

بعد سی و سه مرتبه بگو تو، سبحان الله یعنی پاک است از هرچیز خدای خوب و دانا

هر وقت بگی این ها رو، درود می فرستند بر تو همه ی فرشته ها

گفتن حضرت زهرا  «سلام الله علیها» ، راضی شدم  از خدا و از رسول خدا

اینجوری بود که کارها آسون شدن برای خانم حضرت زهرا «سلام الله علیها»

بعد از اون حضرت فاطمه «سلام الله علیها» ، برای خودشون یه تسبیح ساختن. و از اون به بعد دیگه هیچ کاری برای ایشون سخت نبود.

پشمولک و ستاره کوچولو بعد از شنیدن داستان از فرشته ی مهربون تشکر کردن و بعد از خداحافظی از فرشته ی مهربون جداشدن.

ادامه دارد ......

با ما همراه باشید

ایده پردازان: مرثا نورانی، ساجده طالبی

نویسنده و تهیه و تنظیم : ساجده طالبی

عکس : مر ثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), فاطمیه, حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : جمعه 6 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 633 مرتبه

 

داستان تسبیح بارونی با فلسفه ی روایتی از امام صادق«علیه السلام» که از تعلیم تسبیح حضرت فاطمه«سلام الله علیها» به کودکان سخن فرموده اند نوشته شده است. در این داستان از منابع روایی دیگری نیز استفاده شده است که در پایان از منابع یاد شده است.

 روزى امام صادق(علیه السلام) ابوهارون را مخاطب ساخت و از تعلیم تسبیح حضرت فاطمه به کودکان سخن فرمود«یا ابا هارون، انا نامر صبیاننا بتسبیح فاطمة(سلام الله علیها) کما نامرهم بالصلاة، فالزمه، فانه لم یلزمه عبد فشقى. اى ابوهارون، ما تسبیح فاطمه(سلام الله علیها) را به فرزندان خود سفارش می‏کنیم همچنانکه آنها را به نماز توصیه می‏کنیم. تو نیز بر آن مداومت کنزیرا هر بنده‏اى که بر آن مواظبت و مداومت کند، سرانجام نیکو خواهد داشت.» فروع کافى، کتاب الصلاه، ص ۳۴۳، ح ۱۳٫

 

توی آسمون دو تا ابر کوچولو با هم دوست و همبازی بودند. اسم یکی شون پشمولک بود و اسم اون یکی یخمولک.

پشمولک سفید و شیرین زبون  عین پشمک، همیشه شادِ شاد، درحال بازی کردن بود.

یخمولک خاکستری بود و به خاطر کوله پشتی خیلی سنگینش که توش پر از برف و بارون بود و همیشه همراه خودش داشت، خیلی نمی تونست بازی کنه، با اینکه بازی کردن رو خیلی دوست داشت.

شب بود و هوا دیگه تاریک شده بود. ستاره ها تازه بیدار شده بودند، تا مثل همیشه آسمون رو نورانی کنند؛بقیه هم داشتند آروم آروم خودشون رو برای خواب آماده می کردند. اما پشمولک بازیگوش مثل همیشه داشت واسه خودش بازی می کرد که یکهو یه چیزی از روی زمین توجهش رو به خودش جلب کرد.

بله پشمولک از توی آسمون، روی زمین یه خونه ی نورانی دیده بود. باعجله و کلی سر و صدا رفت پیش ستاره کوچولو و گفت: ستاره کوچولو،  ستاره کوچولو، بیا.

ستاره کوچولو اومد پیش پشمولک و گفت: هیسسس، مگه نمی بینی بقیه دارن می خوابن!! چی شده چرا اینقدر شلوغ می کنی؟

پشمولک گفت: روی زمین هم کلی ستاره است. من با چشم های خودم دیدم.

ستاره کوچولو گفت: ببین پشمولک، خوابت می آید، چشمات خسته هستند. چی می گی آخه؟ ما ستاره ها فقط توی آسمون خونه داریم نه روی زمین.

پشمولک گفت: چیه؟ مگه چیه؟ نخیرشم اصلاً هم خوابم نمیاد. خیلی هم درست دیدم. اگه می خوای بیا بریم تا خودت ستاره های روی زمین رو ببینی.

ستاره کوچولو گفت: آخه چه طوری؟

پشمولک گفت: همراه من بیا بهت می گم. می دونی که من کار هر روزمه، باید بریم پیش خاله جون باد.

پشمولک و ستاره کوچولو با هم رفتن پیش خاله جون باد و به خاله جون باد گفتن: می شه ما سوار شما بشیم تا شما، ما رو ببری نزدیک یکی از خونه های زمین؟

خاله جون باد گفت: آخه این موقع شب چه اتفاق مهمّی افتاده که می خواین برین روی زمین؟

ستاره کوچولو گفت : پشمولک می گه روی زمین یه عالمه ستاره های نورانی دیده، حالا می خوایم بریم روی زمین ببینیم اون ها چی هستن؟

خاله جون باد گفت: باشه پس زود سوار شین و محکم من رو بگیرین.

و خاله جون باد با راهنمایی پشمولک اون ها رو برد نزدیک اون خونه ای که نورانی بود.

پشمولک و ستاره کوچولو هرچی گشتن اونجا هیچ ستاره ای ندیدن، اما اونجا یه تسبیح دیدن که تمام دونه های تسبیح از بس نورانی بودن می درخشیدند. امّا اون ها هیچ کدومشون نمی دونستن که اون چیه؟

اون ها از خاله جون باد پرسیدن که :آیا اون می دونه این نور از چیه؟ امّا خاله جون باد جواب سؤالشون رو نمی دونست.

بالأخره اون دو تا، با خاله جون باد برگشتن و پشمولک رفت که بخوابه و ستاره کوچولو هم رفت تا بیدار بمونه و آسمون رو نورانی کنه.

ادامه دارد ......

با ما همراه باشید

ایده پردازان: مرثا نورانی، ساجده طالبی

نویسنده و تهیه و تنظیم : ساجده طالبی

عکس : مر ثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), فاطمیه, حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 4 اسفند 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 16 مرتبه

 

تشویقحدیث این جلسمون،در مورد خوش اخلاقی از امام حسن مجتبی(ع) بود.

لبخندبچه ها نمایش خرگوش کوچولو و گاو کوچولو رو دیدند و با مصداق های خوش اخلاقی بیشتر آشنا شدند.

(خرگوش کوچولو مهمان گاو کوچولو بود ولی گاو کوچولو هیچ کدام از اسباب بازی های خود را به خرگوش کوچولو نمی داد و...)

تشویق خیلی از بد اخلاقی بچه ها، موقع لباس پوشیدن و آماده شدن برای بیرون رفتن هست،به خاطر همین بچه ها به خرگوش کوچولوی خوش اخلاق کمک کردند تا بند کفش هایش رو ببندد و مهارت های ظریف دستان خودشون رو این جوری تقویت کردند.

فرشتهاما حدیثمون:

تشویق بازی دیگری که بچه ها انجام دادند؛

سه تا اسباب بازی رو، روی کاغذ قرار دادیم و دور اون ها رو به صورت اشکال هندسی کشیدیم: دایره،بیضی و مستطیل.

چشمک بچه ها در حین خواندن حدیث باید هر یک از اسباب بازی ها رو سر جای خودش قرار می دادند و به این طریق با اشکال هندسی هم،آشنا می شدند.

مربی: مرثا نورانی

  



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, حدیث برای کودکان, تربیت دینی, بازی و کاردستی
تاريخ : چهارشنبه 27 بهمن 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 702 مرتبه

فرشته چه قدر زیبا است که خاطرات زیبای کودکی

با نام و یاد اهل بیت(علیهم السلام) گره می خورند.

کارت آموزه این جلسه:

( که باید معنی کلمات ایثار،تدبیر و تطهیر برای بچه هاتوضیح داده بشه) 

صوت کارت آموزه را از اینجا دانلود کنید.

http://majiddownload.com/up1/12478/1484413683.mp3

لبخندبچه ها،همین طور که آیه و شعر ۸ سوره انسان رو زمزمه می کردند،بازی تخم مرغ تعادل رو هم، انجام می دادند.

(باید مراقب بودند که تخم مرغ از روی پایه نیفتد و آیه و شعر رو هم به همراه دوستانشون تکرار می کردند.)

تشویقبچه ها نمایش« بخشنده ترین انسان ها » رو بر اساس آیه ۸ سوره انسان بازی کردند.

فرشتهبخش پایانی نمایش؛نزول جبرئیل و قرائت آیه:

«وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), قرآن برای کودکان, خلاقیت, فاطمیه, تربیت دینی, پیام شادمانی(کلاس قرآن)
بازدید : 658 مرتبه

 

شعر زیر تفسیری کودکانه است از آیات مربوط به اهل بیت «علیهم السلام» در سوره مبارکه ی انسان با نگاهی بر شأن نزول و روایات باشد که مورد قبول درگاه حق و ائمه معصومین «علیهم السلام» قرار گیرد.

صوت شعر زیر را از اینجا دانلود کنید

http://majiddownload.com/up1/12478/1458238518.mp3

سلام  سلام  بچه های مهربون

می خوام بگم یه قصه من براتون

قصه ی بیماریِ، دو تا از امام هامون

وقتی کوچولو بودن امام حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام)  جون

مریض شدن خیلی سخت، بد بود خیلی حالشون

اومدن به عیادت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) خوبمون

پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) گفت دخترم، یه نذری کن براشون

گفت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) ای خدای مهربون

سه روز روزه می گیریم تا خوب شن بچه هامون

وفای به عهد کردن، وقتی خوب شد حالشون

سه روز روزه گرفتن، همه اهل خونشون

افطار توی سفره شون، آب بود و پنج قرص نون

تق و تق و تق هر سه شب زدن  در خونشون

مسکین و یتیم و اسیرشده بودن مهمونشون

اونها گرسنه بودن، اما بخشنده بودن

غذاهاشون رو هر شب، می بخشیدن به مهمون

به جبرئیل پیام  داد خدای خوب و دانا

جبرئیل اومد پایین، نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) ما

گفت این آیه نازل شد واسه همسر و بچه های خوب حضرت زهرا (سلام الله علیها)  

وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا

 (آیه ی 8 سوره مبارکه انسان)

ایده پرداز: مرثا نورانی

شاعر: ساجده طالبی

 



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), مناسبت های مذهبی, شعر و قصه, تربیت دینی, حدیث برای کودکان, فاطمیه, قرآن برای کودکان
تاريخ : سه شنبه 26 بهمن 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 662 مرتبه

 

 

اللّهُمَ صَلّ عَلی فاطِمَه و  اَبیها و بَعلِها وَ بَنیها
وَ السِّر المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ به عِلمُکَ
"بار پرودگارا، درود فرست بر فاطمه و پدربزرگوارش و همسر گرامی اش و فرزندان عزیزش (و آن رازی که در وجود او به ودیعه نهادی) ، به تعداد آنچه دانش تو بر آن احاطه دارد."

صوت شعر زیر را از اینجا دانلود کنید:

http://majiddownload.com/up1/12478/1461097310.mp3

صلوات خاصه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به زبان کودکانه 


خدا جون، خدای خوبم برسان سلام ما را

به بانوی هر دو عالم به خانم حضرت زهرا(سلام الله علیها)

خدا جون، خدای خوبم برسان سلام ما را

به پیامبر(صلی الله و علیه وآله وسلم) عزیزت، پدر حضرت زهرا (سلام الله علیها)

خدا جون، خدای خوبم برسان سلام ما را

به آقا امام علی جان(علیه السلام)  همسر حضرت زهرا(سلام الله علیها)

خدا جون، خدای خوبم برسان سلام ما را

به حسن (علیه السلام) جان و حسین (علیه السلام) جان پسران بانوزهرا (سلام الله علیها)

خدا جون، خدای خوبم برسان سلام ما را

 به همان راز نهفته در وجود بانو زهرا(سلام الله علیها)

خدا جون، خدای خوبم برسان سلام  مارا

به اهل بیت نبوت (علیهم السلام) تو به اندازه ی علمت

  

ایده پرداز مرثا نورانی

شاعر :ساجده طالبی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی, فاطمیه
تاريخ : شنبه 23 بهمن 1395 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : جمعه 22 بهمن 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1559 مرتبه

 

تشویقدختر کوچولویم روی شونه هایم خواب بود،باران می بارید و  چتر بدست بودم،اما دلم نمی آمد زیبایی های رو که می دیدم  بی تفاوت از کنارشون بگذرم.

محبتدلم می خواهد تمام خوبی ها و زیبایی ها  رو، به تموم مردم عالم هدیه کنم.

خندونکپیش خودم می گفتم: می تونستم خبرنگار هم بشم؛ البته اون وقت، فقط و فقط خبرهای خوب  و خوش رو به سراسر عالم، مخابره می کردم!

تشویقچه پیرمرد نازنینی بود! خوش ذوق و با سلیقه!

چشمکلباس نارنجی پوشیده بود و بلند می گفت:

مرگ بر آمریکا یادت نره!

مرگ بر اسرائیل یادت نره!

خندونکبه به! این عکس هم که واقعا هنری شد!

(البته مشک آن است که خود ببوید  نه آن که عطار بگوید!!)

محبتبالن هایی که رویشان نوشته بود؛جای شهدا خالی.

تشویقنمی دونم،شاید جای ما پیش شهدا خالیه.

تشویقپسر کوچولویی،با فکر خودش پرچم اسرائیل رو درست کرده بود تا اون رو آتش بزنه.

تشویقهمه بودند:پیر،جوون،کوچیک،بزرگ،مرد،زن...

برای انقلابشون.

تهیه و تنظیم:مرثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), مناسبت های مذهبی, دهه ی فجر, مناسبت های ملی
تاريخ : جمعه 22 بهمن 1395 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 43 مرتبه

 

تشویقدر سالروز میلاد بانوی صبر و استقامت، کلاس "پیام شادمانی" یک ساله می شد،پس به مناسبت این میلاد بزرگ،دهه ی فجر،تولد یکی از بچه ها،یک اردو حسابی ترتیب دادیم؛ اردو در سالن تیراندازی در یک روز برفی:

تشویقبچه ها تیر اندازی کردند:

تشویقشعرها و سرودهای انقلابی خواندند:

تشویقبرای دوستشان تولد گرفتند:

تشویقمولودی زیبا و کوتاهی رو در مورد "عمه سادات" تمرین و اجرا کردند:

فرشتهاین هم متن مولودی:

تشویقکلی بازی نشستنی انجام دادند:

هماهنگی و اجرا: مرثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), دهه ی فجر, خلاقیت, خلاقیت, خلاقیت, خلاقیت, خلاقیت, مناسبت های ملی, پیام شادمانی(کلاس قرآن), تربیت دینی, شعر و قصه, شعر و قصه
تاريخ : چهارشنبه 20 بهمن 1395 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : چهارشنبه 20 بهمن 1395 | نویسنده : یکی از ما
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 30 صفحه بعد
درباره وبلاگ

«بنیاد تخصصی کودک و ولایت سفینه» در نظر دارد با استفاده از شیوه های گوناگون جذاب و تجربه شده، کودکان مسلمان شیعه را با مفهوم ولایت و با اولیای دینی خود آشنا کند، انس دهد و آموزه های ایشان را به آنان منتقل کند. این بنیاد اهداف ذیل را دنبال می کند: ۱- کسب رضایت خداوند سبحان و اولیای او ۲- تربیت جامعه مهدوی در راستای زمینه سازی ظهور حضرت ۳- آشنا کردن کودکان با مفهوم ولایت و با اولیا دینی ۴- ارائه الگوی سبک زندگی اسلامی برای کودکان و خانواده ها در زمینه ی تربیتی ۵- آشنا کردن کودکان و والدین با فرهنگ اسلامی و نظریه های تربیت دینی ۶- ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرای نظریه های تربیت دینی ۷- پرورش علمی و هنری و ادبی کودکان ۸- پرورش خلاقیت در کودکان ۹- جهاد فرهنگی در عرصه جنگ نرم. دوستانی که تمایل دارند با « بنیاد سفینه» ارتباط بگیرند،در قسمت نظرات،به ما اعلام کنند. با تشکر

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 10 نفر
بازديدهاي امروز : 309 نفر
بازديدهاي ديروز : 5246 نفر
بازدید هفته قبل : 309 نفر
كل بازديدها : 2813333 نفر
امکانات جانبی