سفینه

برگزار کننده ی تخصصی مراسمات مذهبی ویژه کودکان

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 59 (بوی محرم که میاد خیمه و پرچمش میاد(۱))

بچه ها، با گچ، پرچم های عزاداری شون رو باسلیقه ی خودشون درست کردند: بچه ها،پرچم ها رو، با خودشون به خونه بردند تا توی خونه شون نصب کنند، آخه هر خونه ای که پرچم امام حسین توش باشه، همون جا میشه هیات امام حسین(ع): هر کس پرچم اش رو آماده کرده بود،اومد سراغ بازی زیر: وقتی مربی می گفت:"یا مهدی"،بچه ها دستشون رو روی سرشون می گذاشتند: وقتی مربی یا عباس(ع) می گفت، بچه ها می بایست می نشستند: یا علی(ع) می ایستادند و با یا حسین(ع) سینه می زدند: برای جذاب تر شدن، مربی خودش حرکات رو گاهی اشتباه انجام می داد یا ذکری رومی گفت که در بازی...
24 شهريور 1399

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 58 (گزارش همایش قاصدک(10) مسجد سید الشهدا)

بعد از سلام و احوال پرسی و قبولی گفتن عزاداری ها،بچه ها با صدای گریه ی دختر کوچولویی رو به رو شدند و آغازی برای دیدن نمایش کوتاه و تاثیرگذار «قاصدک» با هدف الگوسازی برای کودکان متناسب با سن و شرایط آنان و این که اگر امروز از رقیه ی سه ساله ی امام حسین(ع) یادمی کنیم قرار است چه تاثیری در زندگی امروز ما و کودکانمان داشته باشد. بچه ها قرار شد با کارهای خوبشان رقیه کوچولو رو یاری کنند،کارهایی مانند:گوش دادن به حرف پدر و مادر و مربیانشان،سلام دادن،خوش اخلاقی و بهانه نگرفتن در خرید و مهمانی ها و.... بعد آشنانی با عموی مهربون رقیه کوچولو؛«عمو عباس شجاع و قهرمان»  و یار عمو عباس شدن و بازی آو...
24 شهريور 1399

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 57 (همایش قاصدک (9)در مسجد امام صادق(ع)

بعد از سلام و احوال پرسی و قبولی گفتن عزاداری ها و شنیدن سرودملی کشورمون،بچه ها با صدای گریه ی دختر کوچولویی رو به رو شدند و آغازی برای دیدن نمایش کوتاه و تاثیرگذار «قاصدک» بود با هدف الگوسازی برای کودکان متناسب با سن و شرایط آنان و این که اگر امروز از رقیه ی سه ساله ی امام حسین(ع) یادمی کنیم قرار است چه تاثیری در زندگی امروز ما و کودکانمان داشته باشد. بچه ها قرار شد با فوت کردن قاصدک به کنار رقیه کوچولو بروند و با کارهای خوبشان او را یاری کنند،کارهایی مانند:گوش دادن به حرف پدر و مادر و مربیانشان،سلام دادن،خوش اخلاقی و بهانه نگرفتن در خرید و مهمانی ها و.... بعد آشنایی با عموی مهربون رقیه کوچ...
23 شهريور 1399

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) ۵۶ (قاصدک(8)گنجشکک اشی مشی و هیئت شهادت حضرت رقیه(س))

    گنجشکک اشی مشی رقیه ی سه ساله رو تو می شناسی؟ تو کاروان اُسَرا                          کوچکترین بود بچه ها وقتی که جنگ تموم شد                دلِ رقیه شاد شد با شادی گفت به عمه                دیگه بابا برمی گرده دلش برای بابا                     ...
23 شهريور 1399

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 53 (همایش قاصدک(6)شهادت حضرت رقیه))

بچه ها،در مورد زندگی حضرت رقیه(س)،بازی لب خوانی رو انجام دادند؛ یعنی یک نفر، کلمه ای  مثل: دختر سه ساله رو انتخاب می کرد و رو به روی بچه ها می ایستاد و بدون صدا و فقط با لب زدن ، اون کلمه رو ادا می کرد،دوستان او هم باید حدس می زدند کلمه ی مورد نظر چه کلمه ای بوده است.   بچه ها،دستانشون رو،دوربین کردند و با تاریخ همراه شدند.   مشک ها رو به گردن هاشون انداختند و یاران حضرت عباس(ع) شدند و از چشمه برای رقیه کوچولو(س) آب آوردند.   بچه ها، با موضوع کربلا،تلفن بازی کردند؛ یعنی  بچه ها کنار هم ،در یک ردیف می نشینند،نفر اول کلمه ای م...
18 شهريور 1399

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 50 (همایش قاصدک(3)شهادت حضرت رقیه(س))

یکی دیگه از بخش هایی که توی همایش قاصدک برای کودکان جذابیت داشت نمایش خلاق بود در این بخش متن نمایش نامه رو تقدیمتون می کنیم امیدواریم که مفید و کاربردی باشه. (مجری اول): مامان جون من خوابم نمی بره آخه بابا یی پس کی می آد؟آخه من خیلی دلم  براشون تنگ شده! (مجری دوم): دختر گلم ،بابا زودی میان،نگران نباش .می خوای قصه ی دختر خانمی را برات بگم که خیلی بیشتر از تو دلش برای باباش تنگ شده بود. (مجری اول): بله لطفا واسم بگین. (مجری اول) : یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود.یه شهری بود که قشنگ نبود شهر تاریکی ها بود شهر بدی ها بود. مردم اون شهر نور و روشنایی رو دوست نداشتن، به خاطر همین اما...
17 شهريور 1399

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 49 (همایش قاصدک(2)شهادت حضرت رقیه(س))

یکی از کارهای خوبی که در همایش قاصدک، مورد توجه بچه ها قرار گرفت، پرده خوانی کودکانه بود؛ یعنی کتاب«خدای مهربون حضرت رقیه» که  -در زیر بعضی از تصاویر کتاب رو می بینید-رو  به صورت بنر در آوردیم و یه مجری  به همراه یه کودک (حالت مرشد و بچه مرشد) شعرهای اون رو،همون طور که تصاویر رو نشون می دادند برای بچه ها خواندند. حالا،شما می تونید این کتاب،یا هر کتاب دیگه رو به صورت پرده خوانی اجرا کنید و اما تصاویر: خداوند،تمامی کسانی رو که در راه شناخت صحیح و زیبا ی دین  برای کودکان گام  برمی دارند رو حفظ کنه. تهیه و تنظ...
16 شهريور 1399

سردار کوچک سپاهم یا حسین (علیه السلام) 46 (مصباح کوچولو)

مجری ها در حالی که صحنه تاریک است و نوری در صحنه نمی باشد وارد صحنه می شوند. مجری اول: چقدر همه جا تاریکه. ای وای یه چیزی رفت زیر پام الان می خورم زمین. مجری دوم : مراقب باش.  الان یه چیزی روشن می کنم تا اطرافمون رو بهتر ببینیم. هر دو مجری فانوس های تزیینی در دست دارند که یکی کوچکتر و دیگری بزرگ تر است. وقتی فانوس روشن می شود لامپ های داخل سالن هم روشن می شوند. بعد مجری ها با روشن شدن سالن متوجه حضور بچه ها می شوند مجری اول: سلام بچه ها،شما ها کی اومدید اینجا،و حال و احوال پرسی می کنه" و در ادامه می گوید:"عزاداری هاتون قبول باشه". مجری دوم: دستش رو به نشونه ی هیس روی بینیش می ذاره و می گه یه صدایی...
16 شهريور 1399
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد