سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

غدیرانه ۲۸(ترجمه ی جشن مهمونی برکه کوچولو)

«بسمه تعالی» In his exalted name هنگام ورود بچه ها دو نفر دم در ایستاده دستانشان را به هم می دهند و به حالت ریتمیک عبارت «من کنت مولاه   فهذا علی مولاه» را می خوانند و با بچه ها بازی می کنند دستانشان را بالا و پایین می برند تا بچه ها از زیر دستانشان رد شوند. When the children enter, two person take each other’s arms and recite the line: “This Ali shall be master to anyone whose master is me” in a rhythmic fashion while playing with the children by shaking their hands up and down so the children pass under their han...
6 شهريور 1397

غدیرانه۲۷(شعر کودکانه: لی لی لی لی حوضک غدیری (یک نمایش نامه کوچک)

    لی لی لی لی حوضک گنجیشکه اومد آب بخوره دید برکه ای کوچک ماهیه گفت:خوش اومدی دوست ما،اسمش غدیره اینجا قورباغه گفت:بفرمایید کمی بنوشید از این آب گوارا لاک پشته گفت:پیام غدیر رو شنیدی؟همون پیام زیبا   سنجاقک گفت:مبارکه،هیجدهم ذیحجه عیدهمه شیعه ها هدهده گفت:به به امام علی (علیه السلام)، برهمگان شد مولا     سلام به مربیان خوب و تبریک به مناسبت عید بزرگ غدیر حتی اگه عروسک حیوانات لی لی حوضک رو داشته باشید یا عروسک انگشتی هاشون رو می تونید لی لی حوضک رو  به صورت یه نمایشنامه کوچولو واسه بچه ها بازی کنید و برای هر کدوم از ...
6 شهريور 1397

غدیرانه ۲۶(جشنی متفاوت؛جشن اعلام یاور کوچولوی مهدی(عج) بودن به مهمانان)

  دوست داشت یاور کوچک مهدی (عج)بودن فرزندش را به دیگران بگوید. در ماه صفر این فرشته ی کوچک پا بر زمین خاکی خواهد گذاشت پس نزدیکان را در روز عید غدیر  دعوت کرد. برنامه را این گونه آغاز کردیم: «به نام وجودی که وجودم از وجود پروجودش به وجود آمده است.» از مهمانان خواستیم که همین جمله ی آغازین را سه بار تکرار کنند.  سپس از عکس های دوران کودکی پدر و مادر کودکی که هنوز به دنیا نیامده ،کارت هایی تهیه کرده بودیم؛به این صورت که بدنه ی همه ی عکس ها مشابه بود و سر هر عکس مربوط به دوران کودکی مادر یا پدر بود. و پشت کارت های عکس،حروف نام کودک نوشته شده بود و...
6 شهريور 1397

غدیرانه 24(ترجمه انگلیسی بازی غواص شو)

بازی جستجوی گنج در اعماق اقیانوس توضیح بازی: عکس زیر را پرینت می گیریم ، یک ظرف یکبار مصرف شفاف را بر روی عکس می گذاریم و درون ظرف را رنگ می ریزم، سپس یکی از بچه ها را انتخاب کرده و به او یک عینک غواصی می دهیم تا حس غواصی به او بدهد و با قوه ی تخیل خود به درون اقیانوس سفر کند.سپس به او می گوییم که با یک بطری شیشه ای بر سطح رنگ فشار وارد کند تا تصویر زیر ظرف مشاهده شود و سپس داستان غدیر خم  برای بچه ها تعریف خواهد شد. Search of treasure in the depth of ocean Description: First we print the following picture, put a transparent disposable container on the ...
5 شهريور 1397

غدیرانه 22(مهمونی برکه کوچولو (6)در مدرسه تزکیه2)

              با تشکر از مسئولین خوب دبستان پیش دبستان تزکیه۲ و اجرای خوب خانم زینب شفیعی زاده تهیه و تنظیم: مرثا نورانی ...
5 شهريور 1397

غدیرانه21 (گزارش جشن مهمونی برکه کوچولو5)

  اگه گزارش های قبلی «جشن مهمونی برکه کوچولو» رو خوانده باشید می دونید که قراره توی این جشن، بچه ها با اصل توحید،اصل نبوت،اصل امامت و ولایت پذیری به صورت مقدماتی آشنا بشوند.(برای اطلاعات از جزییات بیشتر به ۴ گزارش جشن مهمونی برکه کوچولو،مراجعه کنید.)  بازی بخش اول:  پرچم هایی که روی آن ها نوشته شده بود :«فقط خدای یکتاست،تو قلب ما بچه ها» روی سنگ یونولیتی قرار داشتند،یکی از بچه ها،می بایست،یکی یکی پرچم ها را برداشته و روی سنگی که کنار کعبه قرار داشت نصب کند،بچه های دیگر هم تشویق می کردند و می گفتند:« لا اله الا الله،فقط خدای یکتاست توقلب ما بچه ها». ...
5 شهريور 1397

غدیرانه20(جشن کودکانه (مهمونی برکه کوچولو 4): عید غدیر)

بخش چهارم لاک پشت داره می ره که توی برکه آب تنی کنه که مجری جلوش رو می گیره و بهش می گه کجا لاک لاکی قصه که هنوز تموم نشده بیا لاک پشت: وقت آب تنیم شده دارم می رم توی برکه آب تنی کنم مجری: نه نه بیا  اول بقیه ی قصه رو بگو و باز دوباره با بچه ها می خونه و بچه ها دست می زنن لاک لاکی بگو قصه بگو لاک پشت: تا کجا تعریف کردم؟ مجری: تا اونجایی که پیامبر دست امام علی(علیه السلام) رو برد بالا لاک پشت : آهان آهان بعدش پیغمبر گفت بعد من،  علی هست ولی و مولایتان. بعد همه ی حاجی ها ،فریاد زدن یکصدا: علی ولی الله علی ولی الله. مجری : ما هم بگیم حاجی ...
4 شهريور 1397

غدیرانه 19(جشن کودکانه (مهمونی برکه کوچولو 3): عید غدیر)

بخش سوم مجری : خب لاک لاکی بقیه ی قصه رو بگو لاک پشت: به روی یک بلندی،  پیامبر ما ایستاد،  شروع کرد به صحبت،  برای اون حاجی ها. همه گی خوب گوش کردن،  به حرف های پیامبر ،پیامبر مون چی گفت، خوب یادمه غنچه ها اول گفت حمد خدا،  گواهی داد به الله، به بندگی خدا. گفت اگه روزی رفتم، از بینتون حاجی ها، باید که خوب گوش بدیم به حرف یک ولی ما. مجری : پرسیدن اون حاجی ها: کیه اون ولی ما؟ کیه اون ولی ما؟  لاک پشت: پیامبرم صدا زد،  گفت علی جون زود بیا،  دست علی رو گرفت،  بردش بالا بچه ها. بازی و مسابقه (بخش سوم) ...
4 شهريور 1397

غدیرانه18(جشن کودکانه (مهمونی برکه کوچولو 2): عید غدیر)

  بخش دوم لاک پشت و مجری از سمت فضای بیابون به سمت برکه حرکت می کنند. مجری: دستش با آب برکه می شوید و میگه آخیش خنک شدم.بچه ها یادتونه باهم رفتیم زیارت و حاجی شدیم؟ حالا بیاین از لاک لاکی بخوایم  بقیه ی قصه اش  رو واسمون تعریف کنه. مجری: لاک لاکی بگو قصه بگو.  لاک پشت: چی گفت؟ چی گفت؟ چی گفت؟ چی گفت؟ من گوشم سنگینه . نشنیدم. مجری بچه ها رو تشویق می کنه که باهاش همصدا شن و چند بار تکرار کنن و دست بزنن. لاک لاکی بگو قصه بگو لاک پشت: جا می خوره آهان، آهان قصه بگم خب از اول بگو قصه بگو چرا داد می زنی؟ اتل متل یه برکه، برکه نزدیک مکه، می خواین بگم اسمش رو، تا...
3 شهريور 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد