سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 3 (شعردویدم و دویدم : محرم کودکانه)

  دویدم و دویدم          به کربلا رسیدم. کنار نهر آبی           لبای تشنه دیدم. یه باغبون خسته         بایک دل شکسته کنار باغ تشنه          زانو زده نشسته حسین حسین حسین جان(4) کوچولوی شش ماهه    که پاک و بی گناهه اگر طاقت بیاره         عمو جونش تو راهه حسین حسین حسین جان(4) آهای آهای ستاره        یه دختر سه ساله ...
19 شهريور 1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 2 (شعر پیام عاشورا: محرم کودکانه)

    چه قدر بعضی از شعر ها کامل اند و زیبا، مثل شعر زیر که با زبانی کودکانه کل پیام عاشورا را بیان کرده ،دست شاعرش درد نکنه. شاعرش را نمی شناسم اگر اطلاع دارید، بگویید لطفاَ: حسین عزیز دل ها                                                          وقتی رسید به کربلا گفت که اگه بمیرم     ...
19 شهريور 1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 1 (روضه ی ارباب: محرم کودکانه)

سلام  به همراهان همیشگی و عزیز بازم بوی محرم  میاد و روضه ی ارباب روی  صحبتم با شما مادر پدر های مهربون و عزیزیه که می دونم روح کودکشون یکی از پر اهمیت ترین مسائل توی زندگی اون هاست. ممکنه کودکی داشته باشین که صدای بلند اذیتش می کنه. ممکنه کودکی داشته باشین که تاریکی اون رو می ترسونه. ممکنه کودکی داشته باشین که از یه جا نشستن و آروم نشستن حوصله اش سر می ره  و کلاً اهل بازی های آروم نیست و فقط شلوغ بازی و دویدن و جنگیدن رو دوست داره و...................... هر مطلبی دیگه ای در مورد کودکتون که شما رو ازرفتن به روضه ی امام حسین (علیه السلام)   باز می داره یا روضه ر...
19 شهريور 1397

غدیرانه 37(علی که بهترینه امام اولینه)

کلی بازی و شادی از همون اول؛ با گفتن "به نام خدا" مسابقه آغاز شد؛ "به نام وجودی که وجودم از وجود پر وجودش به وجود اومده" حالا نوبت بچه ها بود که سه بار تکرار کنند!! یکی از ابتکارات این جشن، این بود که با سبکی خلاقانه بخش هایی از خطبه ی غدیر برای بچه ها گفته شد؛ می پرسید چه جوری این جوری؛ به بچه ها کارت هایی داده شد که بخش هایی از خطبه غدیر روی اون ها نوشته شد بود، بچه ها باید لباس های مخصوص می پوشیدند و متن رو به روانی و شیوایی می خواندند. برای این کار بهشون زمان داده شد تا اون ها مشغول تمرین و آماده سازی بودند، بچه های دیگر، با تشویق غدیر...
19 شهريور 1397

غدیرانه 36(خوشحال و شاد و خندانم قدر مولا را می دانم)

یه جشن با شکوه و به یادماندنی دیگه به مناسبت "عید بزرگ غدیر": چون تعداد بچه ها زیاد بود و برای این که به راحتی بتوانند بازی های مختلف رو تجربه کنند، با بستن ربان در دورنگ متفاوت به دو گروه تقسیم شدند: گروه اول؛ بازی جذاب ماهیگیری با گیره رو انجام دادند: گروه دوم: بازی هیجان انگیز غواص شو: این دو بازی مقدمه ی داستان غدیر شدند و حالا بچه ها از بازی "من کنت مولاه، فهذا علی مولاه" لذت بردند؛ کیک و فشفشه و مولودیییی!! پرتاپ توپ ها با بالا و پایین کردن پارچه به همراه مولودی و کلی شا...
17 شهريور 1397

غدیرانه 35(چه بی نظیره، عید غدیره)

  باز هم یه جشن شاد و زیبا به مناسبت عید بزرگ و قشنگ غدیر: بچه ها با بازی های مختلف،ذهنشون آماده شد تا قصه غدیر رو بشنوند؛ بازی ای مثل گرفتن ماهی های کوچولو با گیره مخصوص جهت تقویت عضلات ریز انگشتان و هماهنگی چشم و دست و ورودی به بحث برکه ی دوست داشتنی غدیر:  بازی جذاب و اختراعی بعدی، بازی " غواص شو" بود که توضیحش رو در زیر می بینید:   بعد از شنیدن داستان غدیر، حالا بچه ها در حالی که زمزمه ی "من کنت و مولاه، فهذا علی مولاه" گوش دلشون رو نوازش می کنه از بین دو دست دو مربی رد می شوند و شادی مضاعفی به جشن داده میشه: ...
14 شهريور 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد