سفینه
سفینه
بنیاد تخصصی کودک و ولایت
تاريخ : يکشنبه 29 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : مرتبه

 

به  نام خدا

 

 

دوستان خوب سفینه ای :

چه قدر خوبه که وقتی مطلبی رو از وبسایت ما استفاده می کنید منبع و نام صاحب اثر رو هم ذکر می کنید.

باز هم از امانت داری تون سپاستشویق

تشویقمژده مژده "سفینه" به لطف خدا چند زبانه شد.
از این پس ترجمه(به زبان انگلیسی و عربی) گزارش جشن های بنیاد سفینه رو در وبسایت ببینید.🌺🌹
تشویق

امید است قدمی در زمینه سازی ظهور مولایمان باشد.

با کمال افتخار، به درخواست شما عزیزان، لینک  کانال تلگرامی بنیاد سفینه تقدیم می گردد:

https://telegram.me/bonyadsafineh

(با ما باشید!)چشمک



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 27 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1384 مرتبه

 

 

 

لی لی  لی لی حوضک

گنجیشکه اومد آب بخوره یادش اومد تو کربلا، بچه ها تشنه اند

عمو عباس رفت آب بیاره واسه بچه ها

امام حسین (علیه السلام) رفت تا که بجنگه با آدم بدا

عمه زینب هم مراقبه تو خیمه ها

سلام بر حسین، وقت آب خوردن، شد  شعار ما

 

 

طراح و ایده پرداز: گروه سفینه

شاعر: ساجده طالبی



موضوع : خلاقیت, ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : دوشنبه 27 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : دوشنبه 27 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1116 مرتبه

 

 

 

 



موضوع : خلاقیت, ماه محرم و صفر , تربیت دینی
تاريخ : دوشنبه 27 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1529 مرتبه
شهادت 

مانده در “بقیع”

جسم پاک او

داده بر زمین

اشک و آبرو

روی ماه او

رفته زیر خاک

رفته رهبری

مهربان و پاک

 



ادامه مطلب...

موضوع : ماه محرم و صفر , شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : شنبه 25 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2095 مرتبه

 

 

این اشعار صرفاً برای کودکان سروده شده تا بتونن موقع خوندنش بزرگترها رو یاری کنن و تکرارش واسشون راحت باشه می گید نه؟؟؟ امتحان کنید. راستی وقتی به همراه کوچولوهاتون مشغول عزاداری هستید ما رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید به بچه ها هم بگید ما رو دعا کنن.

سقای دشت کربلا ابالفضل ابالفضل                                ای پهلوان کربلا ابالفضل ابالفضل

ای مهربان عموی ما ابالفضل ابالفضل                         ای باوفا عموی ما ابالفضل ابالفضل

ای نازنین برادرم ابالفضل ابالفضل                           ای تک سوار لشکرم ابالفضل ابالفضل

ای پاسدار خیمه ها ابالفضل ابالفضل                           ای پسر شیر خدا ابالفضل ابالفضل

عباس علمدار حسین ابالفضل ابالفضل                     میر و سپهدار حسین ابالفضل ابالفضل

همراه و غمخوار حسین ابالفضل ابالفضل             ساقی و سردار حسین ابالفضل ابالفضل

برادر و یار حسین ابالفضل ابالفضل                          عباس وفادار حسین ابالفضل ابالفضل

شاعر: ساجده طالبی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : شنبه 25 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 6307 مرتبه

 

قلبکاردستی های خوب مهد قرآنی گل نرگس مجتمع امام خمینی با مربیگری خانوم علیخانی

و دوستانشون

با تشکر از مدیریت مجموعه،سرکارخانم خندابی به خاطر ارسال تصاویر.



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , تربیت دینی
تاريخ : شنبه 25 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1732 مرتبه

عمو عباس

آن روز حسین آن گل یاس          اینجور بگفت او به عباس

سردار با وفایم                        سقای بچه­ هایم

این بچه­ ها تشنه ­اند                 غمگین و دل­خسته­ اندگریه

عباس شتابان دوید                  تا که به میدان رسید

با دشمنان بجنگید                   خود را به آب رسانید

گفتا به آب عباس:                  « آقا غریب و تنهاست.»

از تو نمی­خورم من                  بر لب نمی­زنم من

زیرا حسین زهرا                     فرزند پاک مولا

در بین سیل غم­ها                  لب تشنه است و تنها»»

باز نشر: وب سایت سفینه

 



موضوع : ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : پنجشنبه 23 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1351 مرتبه

 

دویدم و دویدم          به کربلا رسیدم.

کنار نهر آبی           لبای تشنه دیدم.

یه باغبون خسته         بایک دل شکسته

کنار باغ تشنه          زانو زده نشسته

حسین حسین حسین جان(4)

کوچولوی شش ماهه    که پاک و بی گناهه

اگر طاقت بیاره         عمو جونش تو راهه

حسین حسین حسین جان(4)

آهای آهای ستاره        یه دختر سه ساله

خواب بابا شو دیده      اشک میریزه می باره

حسین حسین حسین جان(4)

امام مظلوم من          کاشکی کنارت بودم

وقتی که تنها موندی     رفیق و یارت بودم

حسین حسین حسین جان(4)

باز نشر: وب سایت سفینه

تهیه و تنظیم:مرثا نورانی.



موضوع : ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : پنجشنبه 23 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1879 مرتبه

 

 

چه قدر بعضی از شعر ها کامل اند و زیبا، مثل شعر زیر که با زبانی کودکانه کل پیام عاشورا را بیان کرده ،دست شاعرش درد نکنه. شاعرش را نمی شناسم اگر اطلاع دارید، بگویید لطفاَ:

حسین عزیز دل ها                                                          وقتی رسید به کربلا

گفت که اگه بمیرم                                                           ظلم نمی پذیرم

آمده ام به کربلا                                                                زنده کنم دین خدا

بدی ها را جدا کنم                                                           خوبی ها رو صدا کنم

حسین حسین جان(3)

باز نشر: وب سایت سفینه

تهیه و تنظیم:مرثا نورانی



موضوع : ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 22 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1589 مرتبه

سلام  به همراهان همیشگی و عزیز

بازم بوی محرم  میاد و روضه ی ارباب

روی  صحبتم با شما مادر پدر های مهربون و عزیزیه که می دونم روح کودکشون یکی از پر اهمیت ترین مسائل توی زندگی اون هاست.

ممکنه کودکی داشته باشین که صدای بلند اذیتش می کنه.

ممکنه کودکی داشته باشین که تاریکی اون رو می ترسونه.

ممکنه کودکی داشته باشین که از یه جا نشستن و آروم نشستن حوصله اش سر می ره  و کلاً اهل بازی های آروم نیست و فقط شلوغ بازی و دویدن و جنگیدن رو دوست داره و......................

هر مطلبی دیگه ای در مورد کودکتون که شما رو ازرفتن به روضه ی امام حسین(علیه السلام) باز می داره یا روضه رفتن رو برای شما سخت می  کنه.



ادامه مطلب...

موضوع : ماه محرم و صفر , تربیت دینی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 22 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : چهارشنبه 22 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 60 مرتبه

«بسمه تعالی»

In his exalted name

هنگام ورود بچه ها دو نفر دم در ایستاده دستانشان را به هم می دهند و به حالت ریتمیک عبارت «من کنت مولاه   فهذا علی مولاه» را می خوانند و با بچه ها بازی می کنند دستانشان را بالا و پایین می برند تا بچه ها از زیر دستانشان رد شوند.

When the children enter, two person take each other’s arms and recite the line: “This Ali shall be master to anyone whose master is me” in a rhythmic fashion while playing with the children by shaking their hands up and down so the children pass under their

hands. 

مجری با بچه ها سلام و احوال پرسی می کنه در ابتدا شعر زیر را آهنگین برای بچه ها می خونه تا بچه ها کمی دست بزنند و بچه ها را به فضای جشن می برد.

The main actor greets the children and sings the following rhyme for the children and the children clap their hands and the ceremony begins.

غدیر چشمة جوشان غدیر ، آب خروشان

غدیر، یه برکة خوب غدیر، یه روز محبوب

غدیر، یه روز زیبا یه عیدِ خوبِ خدا

غدیر، عید ولایت شده روز هدایت

پیغمبر خدا گفت نبی مصطفی گفت:

«علی امام شماست برایتان رهنماست»

امام متقینه امیرالمؤمنینه

حرف شیطون گوش نشه غدیر فراموش نشه

ما بچه‌های شیعه با هم می‌گیم همیشه

غدیرو دوست می‌داریم جشنای خوب می گیریم

“Qadir is a spring full of roaring water

Qadir is a blessed pond and a beloved day

Qadir is a beautiful day and a god’s good festivity

Qadir is the festivity of “Vilayat” which is the day of guidance.

The holy Prophet (PBUH) said:

“Ali is your Imam and leader”

He is the leader of faithful and their master

The word of evil should not be listened so that Qadir be forgotten

We, as Shiate children, shall always say together

We love the day of Qadir and we hold great festivities.

واسشون توضیح می ده که امروز به مهمونی برکه کوچولو اومدیم و...

Then he/she says that they are going to a small pond and …

بخش اول

لاک پشت کنار برکه در حالی که بدنش رو به حالت خمیازه کش و قوس می ده می ره و کنار برکه می خوابه.

Part I

The turtle stretches his body while yawning and then walk to the pond to sleep.

مجری فضای عطش و گرما رو منتقل می کنه و ازبچه ها سراغ لاک پشتی رو که دیده بود می گیره و کمی گیج می زنه و اشتباهی دنباله لاک پشت می ره (مثلاً بچه ها بهش سمت برکه رو نشون می دن و اون اشتباهی سمت بیابون می ره و بعد از بچه ها باز خورد می گیره و وقتی بچه ها دوباره راهنماییش می کنن به سمت برکه می ره و اشتباهی می خواد بشینه روی لاکِ  لاک پشت که لاک پشت تکون می خوره. مجری از تکون خوردن لاک پشت می ترسه و جا می خوره.

The main actor conveys the sense of thirst and heat to the children and then asks about the turtle and follows it while looking a little bit dizzy. (For example the children show him the direction of the pond but he moves toward the desert and asks again. When the children direct him/her again, moves toward the pond and tries to sit on turtle’s shell when the turtle moves. The main actor is surprised and startles.

لاک پشت: آهای چیکار می کنی؟ داشتی من رو له می کردی.

مجری: اِ شما اینجا چیکار می کنی؟

لاک پشت: کی؟ من؟... من؟ خب من خونم اینجاست.بیش تر از 1400ساله که اینجا زندگی می کنم. شما اینجا چیکار می کنین؟

من و بچه ها اومده بودیم مهمونی برکه کوچولو

لاک پشت: آهان حتماً اومدین قصه ی همیشگی برکه کوچولو رو بشنوین.

مجری : اتل متل بچه ها، بریم شهر قصه ها، بریم شهر قصه ها؛ بریم سفر غنچه ها؟

یک سفر پر از شور، تو اون زمان های دور؟؟؟ با آهنگ اتل متل باد اومد......

بعد مجری از بچه ها باز خورد مثبت می گیره و می گه

خب لاک لاکی جون  واسمون قصه می گی؟

Turtle: Hey, What are you doing? You were crushing me!

Main actor: What are you doing, here?

Turtle: Who? Me? … Me? Well, I live here. I have lived here for more than 1400 years. What are YOU doing here?

We came here to join the feast of this little pond.

Turtle: Aha, so you’ve come to hear the usual tale of this pond.

Main actor: My dear kids! Let’s go to the land of tales! Let’s go to a journey my little flowers!

A journey full of passion and excitement, on the faraway times.

When the main actor is welcomed by the children, he/she says:

Well, my dear turtle, will you tell us a tale?

لاک پشت:

سلام سلام بچه ها، غنچه های آشنا

یک روزی اون دور دورا، وقتی هنوز زنده بود، پیامبر دین ما، محمد مصطفی(ص).

مجری: آروم صلوات می فرسته.

لاک پشت: (انگار داره با خودش حرف می زنه) سرش رو تند تند تکون می ده و می گه چی گفت؟ چی گفت؟ چی گفت؟ چی گفت؟ من گوشم سنگینه . نشنیدم.

مجری: اسم پیامبر شنیدم     زود صلوات فرستادم

لاک پشت: جانم؟

مجری: صلوات

لاک پشت: نمی شنوم. بلندتر بگو

مجری: بچه ها بیاین همه با هم یه صلوات بلند بفرستیم شاید لاک لاکی شنید.

Turtle: Hello, my children! My dear flowers!

Once upon a time, long long ago, when our dear prophet, the prophet of our religion, our beloved Prophet Muhammad (PBUH) was still alive …

Main Actor quietly says Salawat.

Turtle: (as though it is speaking with himself) shakes his head quickly and says: what did he/she say? What did he/she say? I am a little hard of hearing. I didn’t hear you.

Main actor: I heard the name of the Prophet (PBUH) so I quickly said Salawat.

Turtle: Excuse me?

Main Actor: Salawat!

Turtle: I can’t hear you. Speak louder.

Main actor: My children! Let’s say together a loud Salawat, so

that the turtle can hear it.

لاک پشت: (جا می خوره ) خب چرا داد می زنین؟ یه ذره هم رعایت سن و سال من روبکنین. نمی گی یه وقت قلبم وایسته؟ خب آروم بگو صلوات دیگه خب داشتم چی می گفتم؟

مجری: یک روزی اون دور دورا، وقتی هنوز زنده بود، پیامبر دین ما

لاک پشت: آهان آهان یادم اومد تویک روز آفتابی، که خیلی گرم بود هوا ،(گرما رو منتقل می کنه) مشغول گشتن بودم توی این بیابون ها.

یه عده آدم دیدم که جمع شدن دور هم.

هم کاروانی بودن ،همه گی حاجی بودن، راستی گل های خندون، به کی می گن حاجی هان؟

حاجی یعنی اون کسی که رفته به یک سفر، سفر که نه زیارت،  زیارت کی گل ها؟

می خواین بریم زیارت؟،  بریم خونه ی خدا؟ ، بگردیم و بگردیم به دور اون خونه ما؟

کی می دونه اسمش رو دستش بالا بچه ها!

Turtle (startled): Why are you shouting? Think about my old age! My heart may stop beating by your shouting! Say Salawat calmly and I will hear. Anyway, where were we?

Main actor: once upon a time, in a faraway land, when the Prophet (PBUH) was still alive …

Turtle: Yes, yes, I recalled. On a sunny day, when it was very hot, (it conveys the feeling of warmth) I was wandering in these deserts.

A bunch of people gathered here.

Some of them were travelers and some of them were Hajjis. My dear children! Do you know who are Hajjis?

Hajji means the person who has gone to a journey, not an ordinary journey, but pilgrimage. Pilgrimage to where, do you ask?

Well, let’s go to a pilgrimage! Shall we go to the house of god? Let’s round about this house. Whoever knows the name of this house, raises his hand.

 

بازی و مسابقه (بخش اول)

مجری: بچه ها رو تفهیم می کنه که باید اسم خونه خدا رو بگن تا بتونن توی مسابقه  شرکت کنن و اون ها رو تشویق می کنه که هرکی اسم خونه ی خدا رو بلده دستش رو ببره بالا ازچند تاشون سؤال می کنه بچه هایی که جواب درست دادن رو برای مسابقه دعوت می کنه و بازی رو واسشون توضیح می ده.

توضیح بازی: ذکر لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، ان الحمده و نعمته، لک و الملک، لا شریک لک لبیک توسط مجری و بقیه ی بچه ها تماشاچی خونده می شه و بچه ها به دور خونه ی کعبه می دوند وقتی خوندن قطع می شه بچه ها باید شعار بدن  لااله الاّالله، فقط خدای یکتاست تو قلب ما بچه ها. (فقط تویی خدای ما  ما بنده ایم  و تو خدا)تعداد بچه هایی که قراره مسابقه بدن بستگی به فضا داره لاک پشت هم به همراه بچه ها به دور کعبه می چرخه و شعار رو تکرار می کنه و بچه های تماشاچی رو تشویق به شعار دادن می کنه.

Game and contest (part 1):

Main actor explains to children that they should say the name of the house of god so they may participate in the contest and persuades them to raise their hands and say the name of the house of god. Then he/she ask a few of them and the children who answer correctly are called to participate in the contest and then explains the contest for them.

Game description:

The main actor and the other spectator children sing: “لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، ان الحمده و نعمته، لک و الملک، لا شریک لک لبیک” and the children circle around the house of Kaaba. When the sing is over the children should shout “لااله الاّالله, Only the one god is in our hearts” (you are the only god and we are your servants)

The number of the children who are about to participate in contest, depends on the space of the scene. The turtle circle around the Kaaba too, repeats the phrase and persuade the children to shout the phrase.

میان برنامه (بخش اول)

 شعر زیر توسط مجریان هم خوانی می شود تا بچه هایی که برای اجرای مسابقه آمدند همه سر جای خود قرار بگیرند و مجلس دوباره به نظم و سکوت برسد.

هرکس کسی را دوست دارد  ما هم علی را دوست داریم ازعشق او دست برنداریم  ازبس که اورا دوست داریم

Interlude (part 1)

The following rhyme is sung in chorus by the actors till the children who participate in the contest sit down and silence and order returns to the ceremony.

Everyone loves somebody

And we love Ali

And we will not leave him

Since we love him the most.

 



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, عید غدیر, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی, The report of Islamic ceremonies
تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 46 مرتبه

 

محبتبچه ها،ابتدای کلاس حسابی جشن عید غدیر رو برگزار کردند.

تشویقو بعد هم، بحث قرآنی مون رو با موضوع "لباس"و اشاره ی غیر مستقیم به حجاب رو پیگیری کردیم.

چشمک کتاب متناسب با موضوع رو یعنی "مهدیه و لباس سخنگو" رو با بچه ها خواندیم.

مربی: مرثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), پیام شادمانی(کلاس قرآن), قرآن برای کودکان
تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 46 مرتبه

 

تشویقمجری از فرصت تابستون استفاده می کنه و از بچه ها می پرسه که،بچه ها به مسافرت رفته اند؟ و با چه وسیله ای ؟ بعد همگی سوار بالن شدند و به جاهای مختلف مثل حرم امام رضای مهربون،نجف اشرف؛ حرم امام علی عزیز و کنار برکه خم رفتند(تصاویر با ویدیو پروژکتور روی پرده ی انداخته می شد و مجری با جملات خودش فضا سازی می کرد.)

تشویق بعد در این هنگام خانوم برکه مثلا زنده شد و با زبانی کودکانه داستان غدیر خم رو تعریف کرد.

برای بالن هم نیاز به سوخت بود که با ذکر؛حیدری ام حیدری هر بچه ای،سوخت بالن فراهم شد.

در پایان هم،تصویر دست پیامبر (ص) و امام علی(ع) بر روی دیوار نصب شده بود و بچه ها با گرفتن پیکسل ها  و نصب اون ها بر لباس هاشون،دست هاشون رو روی تصویر می گذاشتند تا با امام علی (ع) بیعت کنند.

تشویق بچه ها قبل از شروع برنامه کاردستی برکه خوشبختی(موسسه دیدار) رو درست کردند.

با تشکر از خانوم ربیع زاده؛مدیر مهد رضوان

مجریان عزیز: هدی امامی به همراه دوست شون خاله معصومه

تهیه و تنظیم؛ مرثا نورانی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), عید غدیر, معرفی محصولات فرهنگی, تربیت دینی, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
درباره وبلاگ

«بنیاد تخصصی کودک و ولایت سفینه» در نظر دارد با استفاده از شیوه های گوناگون جذاب و تجربه شده، کودکان مسلمان شیعه را با مفهوم ولایت و با اولیای دینی خود آشنا کند، انس دهد و آموزه های ایشان را به آنان منتقل کند. این بنیاد اهداف ذیل را دنبال می کند: ۱- کسب رضایت خداوند سبحان و اولیای او ۲- تربیت جامعه مهدوی در راستای زمینه سازی ظهور حضرت ۳- آشنا کردن کودکان با مفهوم ولایت و با اولیا دینی ۴- ارائه الگوی سبک زندگی اسلامی برای کودکان و خانواده ها در زمینه ی تربیتی ۵- آشنا کردن کودکان و والدین با فرهنگ اسلامی و نظریه های تربیت دینی ۶- ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرای نظریه های تربیت دینی ۷- پرورش علمی و هنری و ادبی کودکان ۸- پرورش خلاقیت در کودکان ۹- جهاد فرهنگی در عرصه جنگ نرم. دوستانی که تمایل دارند با « بنیاد سفینه» ارتباط بگیرند،در قسمت نظرات،به ما اعلام کنند. با تشکر

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 16 نفر
بازديدهاي امروز : 1989 نفر
بازديدهاي ديروز : 3131 نفر
بازدید هفته قبل : 1989 نفر
كل بازديدها : 3852811 نفر
امکانات جانبی