سفینه
سفینه
بنیاد تخصصی کودک و ولایت
تاريخ : يکشنبه 29 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : مرتبه

 

به  نام خدا

 

 

دوستان خوب سفینه ای :

چه قدر خوبه که وقتی مطلبی رو از وبسایت ما استفاده می کنید منبع و نام صاحب اثر رو هم ذکر می کنید.

باز هم از امانت داری تون سپاستشویق

تشویقمژده مژده "سفینه" به لطف خدا چند زبانه شد.
از این پس ترجمه(به زبان انگلیسی و عربی) گزارش جشن های بنیاد سفینه رو در وبسایت ببینید.🌺🌹
تشویق

امید است قدمی در زمینه سازی ظهور مولایمان باشد.

با کمال افتخار، به درخواست شما عزیزان، لینک  کانال تلگرامی بنیاد سفینه تقدیم می گردد:

https://telegram.me/bonyadsafineh

(با ما باشید!)چشمک



موضوع :
تاريخ : 16 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 62 مرتبه

 

مجری ها در حالی که صحنه تاریک است و نوری در صحنه نمی باشد وارد صحنه می شوند.
مجری اول: چقدر همه جا تاریکه. ای وای یه چیزی رفت زیر پام الان می خورم زمین.
مجری دوم : مراقب باش. 
الان یه چیزی روشن می کنم تا اطرافمون رو بهتر ببینیم.
هر دو مجری فانوس های تزیینی در دست دارند که یکی کوچکتر و دیگری بزرگ تر است.
وقتی فانوس روشن می شود لامپ های داخل سالن هم روشن می شوند.
بعد مجری ها با روشن شدن سالن متوجه حضور بچه ها می شوند
مجری اول: سلام بچه ها،شما ها کی اومدید اینجا،و حال و احوال پرسی می کنه" و در ادامه می گوید:"عزاداری هاتون قبول باشه".
مجری دوم: دستش رو به نشونه ی هیس روی بینیش می ذاره و می گه یه صدایی میاد خاله جون شما هم می شنوی.


مجری اول:گوشش رو تیز می کنه (دستش رو پشت گوشش می ذاره) آره بذار ببینم؟؟
صدا از این فانوسه داره شعر می خونه
مجری دوم:ماجرا داره جالب می شه بچه ها
خب حالا چی می گه؟
مجری اول: بیا شما هم گوش کن.(فانوس رو نزدیک گوششون می گیرند.)
هر دو مجری با هم می خونن

 

دویدم و دویدم

به کربلا رسیدم

کنار چشمه ی آب

یه مشک خالی دیدم.

مشک و دادم به زمین

زمین به من لاله داد

لاله به رنگ خونه

تو گوش من می خوانه

حسین حسین غریبه

حسین حسین شهیده

​​​​​​

بعد مجری اول رو به فانوس می کنه و می گه: چه شعر قشنگی خوندی شما کی هستی؟؟اسمم داری؟اسمت چیه؟
مجری دوم:می گه اسمم مصباح هست.
مجری اول: مصباح؟ مصباح یعنی چی؟
مجری دوم رو به فانوس بزرگتر که توی دست مجری اوله: شما کی هستی؟
مجری اول: می گه من مامان مصباح هستم
مجری دوم:مامان مصباح ؟مصباح یعنی چی؟
مجری اول:می گه یعنی چراغی که همه جا رو روشن می کنه.
مجری دوم:آهان راستی مصباح اسم تو من رو به یاد یه حدیث از پیامبرمان انداخت
خاله جون شما حدیث رو می گی؟
مجری اول:بله پیامبر ما ( ص) فرمودند: «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه»،« امام حسین(ع) چراغ هدایت و کشتی نجات اند.»؛
 مامان مصباح می پرسه؟ این امام حسین علیه السلام کی هستن؟
مجری دوم:بچه ها دوست دارین واستون یه قصه بگم؟
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود.یه شهری بود که قشنگ نبود شهر تاریکی ها بود شهر بدی ها بود. مردم اون شهر نور و روشنایی رو دوست نداشتن، به خاطر همین امام حسین (علیه السلام) رو که مثل خورشید بود و می درخشید رو دوست نداشتن. بچه های امام حسین (علیه السلام) وکه مثل ستاره برق می زدند اون ها رو دوست نداشتن. چون وقتی نور بود بدی های اون ها بیشتر نشون داده می شد.
اون ها می خواستند همه جا زشت و تاریک و بد باشه، به خاطره همین پادشاه شهر تاریکی ها دستور داد تا جلوی امام (علیه السلام)  رو بگیرن که امام حسین(علیه السلام)  و بچه ها و یارانشون نتونن وارد شهر تاریکی ها بشن. 
مجری اول :خاله جون حالا موافقی برای اینکه  به بچه ها مصباح بگیم  امام حسین(علیه السلام) کیه با بچه ها بازی کنیم؟ 
مجری دوم :بله چه جورم؟ 

بازی اول:

بچه ها به صورت دایره وار دستانشان را به هم می دهند و در حالی که شعر زیر را به  همراه مربیان زمزمه می کنند در هر قسمت نیز یک حرکت را متناسب با شعر انجام می دادند برای مثال: به من لاله داد: دستهایشان را مثل گل لاله بالای سر خودشان می بردند و یا مشک هایی طراحی شده بود که به هنگام گفتن مشک رو دادم به زمین    مشک ها رو خم می شدند و به زمین می دادند و...


و اما شعر بازی:
دویدم و دویدم    به کربلا رسیدم   کنار چشمه ی آب     یه مشک خالی دیدم
مشک رو دادم به زمین    زمین به من لاله داد   لاله به رنگ خونه   تو گوش  من می خونه
حسین حسین غریبه  حسین حسین شهیده

مجری اول: خب مصباح کوچولو حالا فهمیدی امام حسین (علیه السلام ) کی بودن؟

مجری دوم : مصباح می گه بلههههه 

فقط می شه یهان خورده بیشتر از ایشون واسم بگین؟؟

احساس می کنم خیییییلیییییی دوستشون دارم.

مجری اول :بله چرا نمی شه فقط خوب به بازی بعدی دقت کن. 

مجری دوم : مصباح می گه چشم.

بازی دوم: 

قرار بود حداقل چهار مورد از پیام های عاشورا در ذهن بچه ها،برای همیشه به یادگار بماندپس همه با هم شعر کودکانه ی زیر رو حفظ کردیم:

حسین عزیز دل ها  وقتی رسید به کربلا

گفت که اگه بمیرم  ظلم نمیپذیرم

آمده ام به کربلا  زنده کنم دین خدا

بدی ها رو جدا کنم  خوبی ها رو صدا کنم

صلح و صفا به پا کنم

سپس،برای ملکه شدن این پیام ها از 4 لیوان یک شکل با رنگ گل های متفاوت استفاده کردیم،وقتی لیوان نارنجی با گل زرد را به بچه ها نشان می دادیم همه با هم باید می گفتند:نپذیرفتن ظلم،لیوان با گل قرمز: زنده کردن دین اسلام،گل صورتی: صدا کردن خوبی ها(امر به معروف) گل نارنجی: جدا کردن بدی ها(نهی از منکر)،بدین ترتیب این چهار پیام عاشورا در ذهن بچه ها حکاکی شد.

بازی سوم:

مجری اول :من یه صدای جیک جیک می شنوم.

مجری دوم : خاله جون یه گنجشک اینجا نشسته، ببینید.

 

مجری اول: «این گنجشک کوچولو،من رو یاد شعر« گنجشکک اشی مشی مشی روی هر بومی نشین» می اندازه،خوب گوش کنید تا براتون بخوانمش:
 

گنجشکک اشی مشی

روی هر بومی نشین

هر بومی ،آب نداره!

هر بومی ،نون نداره!

سر و سامون نداره!

گنجشکک اشی مشی

می تونی پر بکشی 

تا بریم هیئت ما
اون جا بیای

آبت می دن

نونت می دن

همون جا،سا مونت می دن 

 

آب بخوای،ساقی دارن

نون بخوای،نذری دارن

جا به خوای،جا بِت میدن(کلمه ی بِهِت در شعر بِت خوانده بشه)

من گفتم هیئت ما؟؟(حالت پرسشی و با

تعجب خوانده شود.)

هیئت ما نه،آقا؟!

یه آقای با صفا

امام و مولای ما 

(با لحنی باید خوانده شود که صرفا حالت یاد آوری برای بچه ها داشته باشه،چون بچه ها ،قصه ی عاشورا رو از بزرگتر هاشون ،توی این روز ها حتما شنیدن.)

جنگید با آدم بدا

شهید شد تو کربلا

زنده کرد دین خدا

باز می گی، کدوم آقا؟

خُب بپرس از بچه ها

بچه ها، کدوم آقا؟

آقامون امام حسین علیه السلام (2)

بریم هیئت امام حسین علیه السلام

بشناسیم یارِ امام حسین علیه السلام

بشیم یارِ امام حسین علیه السلام

(این قسمت رو بچه ها به همراه مربی یا پدر و مادر شون تکرار می کنند.)

مجری اول: خب بچه ها جونم حالا که امام حسین(علیه السلام ) رو خوب شناختین دوست دارین یار امام حسین باشین؟

مجری دوم: خاله جون همه بچه ها می گن بله.

مجری اول: پس بریم بازی

و اما بازی چهارم:

که عملاَ دو با مانع بود و قرار بود یار های عمو عباس از تمامی موانع بگذرند و خودشان را به چشمه برسانند و بعد از پر کردن مشک به داخل خیمه بروند.

تشویقی که بچه ها دوستان خودشان را می کردند و فضا را هیجان انگیز تر وبه یادماندتی می کرد این بیت بود:

 یار عمو عباس باش    زرنگ و پر تلاش باش    عمو عباس پیروزه      قهرمانه هر روزه

ایده و اجرا:

مرثا نورانی

ساجده طالبی

با تشکر از سرکار خانوم یزدیان بانی محترم



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , حدیث برای کودکان, تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : شنبه 15 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 50 مرتبه

 



موضوع : خلاقیت, مناسبت های ملی, بازی و کاردستی
تاريخ : شنبه 15 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2958 مرتبه
 

یه ایده ی  جالب  واسه کاردستی روز جهانی کودک

 

منبع: وبلاگ فرشته آسمونی

    



موضوع : بازی و کاردستی
تاريخ : شنبه 15 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1389 مرتبه
 

منبع:بوستان نور



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), بازی و کاردستی
تاريخ : شنبه 15 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1731 مرتبه

روز جهانی کودک به تمام کودکان جهان  و مامان و باباهای خوبشون مبارک باد

   

                                       

 

در مقدمه ی کنوانسیون حقوق کودک آمده است :

 (کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی و محبت و تفاهم بزرگ شود )

با این شعار وبا ارزشی که ما ایرانی ها به خانه وافراد خانواده قائلیم ارزش این عضو خانواده کاملا مشخص می گرددو بایدبه این عضو توجه ویژه نمود .عضوی که اگر چه امروز کودک است و معصوم ،اما فردا بزرگ است ومسئول و خود تربیت کننده ی نسلی جدید .نسلی که روز به روز مسیرش عوض می شود.

کودکی که  امروز ریشه ی خانوادگی اصیل دارد بین دو تضاد گرفتار است ،یک سو ته مانده ی ارزشهای نیک قدیمی و از سوی دیگر گرایشهای مد امروزی .گرایشهای تمدن ماشینی شدن .او نمی داند چه کند .ما باید هادیش باشیم .او چون موم در دست ماست. خمیر وجود ش با ما شکل می گیرد .بیائید اورا همراه با اصول صحیح دینی و عرفی تربیت کنیم وچگونه زندگی کردن را به او بیاموزیم .

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) می فرماید: " به کودکان خود محبت کنید و نسبت به آنها ترحم نمایید. وقتی به آنها وعده دادید، وفا کنید زیرا آنها جز اینکه شما را روزی دهنده خود می بینند تصور دیگری ندارند. "[2]


و از امام سجاد (علیه السلام) داریم :
و اما حق فرزند تو این است که بدانی او از تو و پیوسته به تو در خیر و شر امر دنیاست و تو مسئول او از لحاظ نیک ادب کردن و راهنمایی به پروردگارش و کمک به طاعت او هستی. پس عمل تو درباره او ، عمل کسی باشد که می داند در احسان به او پاداش ، و در مسامحه و بدی نسبت به او کیفر می بیند."[3]

اسلام حتی به والدین اجازه کتک زدن کودکان را نداده است . امام علی (علیه السلام) می فرماید: " حتی برای ادب کردن فرزندت نیز او را نزن بلکه با او قهر کن و مراقب باش که زمان قهر طول نکشد. "[4]



ادامه مطلب...

موضوع : تربیت دینی, مطالعات آکادمیک, روان شناسی
تاريخ : پنجشنبه 13 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1453 مرتبه

بازنشر: وب سایت سفینه

عکاس:ساجده طالبی



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , تربیت دینی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1522 مرتبه

اینجا همه چیز به اندازه ی کودکی هایمان است

ثبت نام جزء یاوران امام،خیمه، سقاخانه، مشک، حتی سفره ی ناهار و آش نذری.

همه چیز ساده و بی آلایش است.

حتی سلام کودکان به امامشان.

و چه زیباست سجود بی نظیرشان در وقت نماز.

کاش می شد که ما هم به کودکیمان برگردیم.

تا قبولمان کنند

وقتی تصورات ذهنی کودکان، تصوراتی که با شنیدن قصه ها توی ذهنشون نقش بسته، جون می گیرن و نماد ها به شکل واقعی واسشون عینی و ملموس می شه، کاملاً با تمامی شنیده هاشون ارتباط می گیرن و برای همیشه تو یادشون می مونه.

با عکس یادگاری انگار  همه چیز موندگارتر می شه

وقتی توی خیمه بهشون خوش می گذره،اونجا بازی های لذت بخش می کنن

 با هم تعامل می کنن

 با هم  سینه می زنن

اونوقت عاشقانه به امامشون سلام می دن

و خالصانه در برابر معبود به سجده می افتند.



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : سه شنبه 11 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 467 مرتبه

 

توی یکی از برنامه های بنیاد سفینه با کودکش شرکت کرده بود، صبر کرد تا برنامه تموم شه و بعد قضاوتمون کنه، عضو کانالمون شد و تبلیغ هر کدوم از برنامه هامون رو می دید، واسش فرق نمی کرد کجای تهران باشه دست فرزندش رو می گرفت و توی اون برنامه شرکت می کرد.

تا اینکه یه  روز خواست واسه مسجد محله شون با سفینه ای ها هماهنگ کنه که برن اونجا و خیمه عمو عباس رو واسه بچه ها ی اون مسجد اجرا کنند، اما متأسفانه برنامه شون با هم جور در نمی اومد تا اینکه، تصمیم گرفت خودش بشه مجری برنامه.

یه روز توی خلوت به یکی از سفینه ای ها گفت: توی این فضای غیر دینی که بر مهدکودک ها حاکم شده هیچ امیدی نداشتم تا بتونم کودکم رو همان جوری که اعتقاد دارم بزرگ کنم. اما وقتی با سفینه آشنا شدم نور امید توی دلم جوونه زد.

حالا مجری خیمه عمو عباس شده و از اجراش می گه.

دم در ورودی از بچه ها پذیرایی شد و کتاب و سربند بهشون داده شد

قبل از شروع برنامه چند نوحه کودکانه با مضمون محرم و حضرت رقیه گذاشتیم

بعد مجری با سلام واحوال پرسی مجلس را شروع کرد.

با گریه یک کودک توجه بچه ها رو با داستان حضرت رقیه برد.و بخشی از داستان رو تعریف کرد و بعد سینه زنی رقیه جان رو انجام دادند.

بعد قسمت دیگه داستان .بعد دویدم و دویدم با بچه ها خوانده و بازی شد.

مسابقه ذکر یا رقیه با بچه ها و سپس چندتا مامان.

بازی عمو عباس جان رو با حلقه همه بچه ها انجام دادیم.



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : سه شنبه 11 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : دوشنبه 10 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2016 مرتبه

سلام دوستان

می خوام از یه اتفاق خوب واستون بنویسم، یه اتفاق خوب و شیرین که همه ی ما سفینه ای ها رو خوشحال و امیدوار کرده.

به لطف و یاریه خدا و عنایت اهل بیت (علیهم السلام) و دوستانمون، گروهی از مادران دغدغه مند، همت کردند و با گرفتن ایده از برنامه ی خیمه ی عمو عباس گروه سفینه، اون ها نیز دور هم جمع شدند و امسال هم خیمه ی عمو عباس رو برپا کردند و گزارش این مراسم رو به همراه عکس برای ما ارسال کردند تا دیگران هم بتونند از جزئیات این برنامه مطلع بشن و از اون استفاده کنند.

به امید روزی که تمامی طرح ها، ایده ها و برنامه های سفینه برای تمام کودکان مسلمان و شیعیان جهان به اجرا دربیاد به برکت صلواتی بر محمد و آل محمد.

ابتدا برنامه رو اینجوری آغاز کردیم که: فایل صوتی درد دل کودکی با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)  پخش شد و بعد از  اون٬ ما از بچه ها خواستیم،هر کدوم بعد از معرفی خودشون هر جمله ای که دوست دارن به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)بگن. حرفهای خوبی زده شد تا رسید به جایی که هر کسی گفت وقتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیاد دوست داره چی کاره باشه.

چون برای ناهار بچه ها، آش نذری آماده کرده بودیم، کمی راجع به نذری پختن با بچه ها صحبت کردیم و چند تا چند تا،  بچه ها رو  سر دیگ بردیم و رشته ی  آش رو به دستشون دادیم و از اونها خواستیم رشته ها رو توی دیگ بریزن و دعاها وآرزوهاشون رو بگن.



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
بازدید : 1508 مرتبه

 

تشویقبچه ها، شعر «دویدم و دویدم به کربلا رسیدم » رو  به صورت تعزیه وار اجرا کردند. 

لبخندبچه ها با کمک همدیگر،قطعات پازل رو رنگ آمیزی و کنار یکدیگر چیدند و از کار گروهی لذت بردند. 

چشمکو اما شعر«دویدم و دویدم به کربلا رسیدم»:

دویدم و دویدم   به کربلا رسیدم

کنار چشمه ی آب    یه مشک خالی دیدم

مشک رو دادم به زمین     زمین به من لاله داد

لاله به رنگ خونه        تو گوش من می خونه

حسین حسین غریبه حسین حسین شهیده(۲) 

فرشتهپایان مراسم،با اذان مغرب بود ؛که بچه ها با نحوه ی صحیح وضو گرفتن،اذان گفتن و معانی اون

و نماز خواندن بیشتر از قبل آشنا شدند. 

مجری:مرثا نورانی

با تشکر از بانیان محترم،خانوم ها میزبان و مرعشی و...



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , تربیت دینی
تاريخ : 9 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 391 مرتبه

سلام وقت بخیرآرام

چشمکمن برای نهادینه سازی رابطه متقابل امام حسین (ع) و امام زمان (عج )برای نونهالان قالب بازی رو انتخاب کردم .
تشویقبازی در قالب بازی عمو زنجیر باف قدیم خودمون هست☺ که بچه ها مشارکت دارن و ازشون پرسش میشه پاسخ میدن و عملا با بازی ومتنِ شعرِبازی ؛پیام های قیام عاشورای امام حسین (ع) را دریافت میکنن . و براشون هدف امام حسین از قیام وشهادتشون روشن میشه .

نتیجه تصویری برای عموزنجیرباف

تشویقدر مرحله های بعدی بازی به بیان ویژگی یاران وسربازان امام حسین (ع) و ویژگی مشترک امام زمان(عج) پرداخته شده و در مرحله آخر بازی هم به شباهت قیام امام حسین (ع) و امام زمان (عج ) و هدف مشترک ایشان اشاره شده، البته همه این مفاهیم بازبان کودکانه و با ایجاد هیجان و شادی و نشاط، بازی رو جذاب میکنیم .

چشمکدر طول هفته با بچه ها این بازی رو در اوقاتی که بچه ها پذیرش دارن تکرار میکنیم.وصد البته به صورت مرحله ای به خاطر طولانی بودن متن و حوصله کم بچه ها در آموزش ،یعنی اینکه مرحله به مرحله بازی رو تثبیت میکنیم و مفاهیم رو انتقال میدیم.☝🏻 ونکته ☝🏻مهم و قابل توجه اینه که ☺به خاطر اینکه بچه های مهد ما از روز اول خودشون رو سربازان امام زمان شناختن و میدونن، اسم بازی رو هم اسم خودشون نامگذاری کردیم و یه بازی به اسم خودشون به ثبت رسوندیم😄
اسم بازی : سرباز کوچیکای آقا
بچه ها دست همو میگیرن و حلقه میشن 😊
🔷بازی دارای سه مرحله است.
🔹مرحله اول: معرفی امام حسین علیه السلام،کربلا و هدف قیام امام حسین علیه السلام.
🔹مرحله دوم: معرفی ویژگی مشترک یاران امام حسین و امام زمان علیهما السلام.
🔹مرحله سوم: ویژگی مشترک امام حسین و امام زمان علیهما السلام و هدف مشترکشان.
🔷مرحله اول:

نتیجه تصویری برای عموزنجیرباف
مربی :آی بچه های باصفا! بچه ها:بله 
مربی:سرباز کوچیکای آقا! بچه ها:بله
مربی: میاید بریم به کربلا؟ بچه ها:بله
مربی: بریم به دشت لاله ها؟ بچه ها:بله
مربی: بگم که کربلا کجاست؟ بچه ها:بله بگو و بله بگو
مربی: کربُبلا جاییه که امام حسین شهید شده ،با بچه هاو خواهرش بادوستاوبرادرش
به خاطر دین خدا رفته به جنگ دشمنا،جنگیده با آدم بدا بعضیاشون شهید شدن بعضیاشون اسیر شدن تو کربلا،تابدیها تموم بشه - زنده بشه دین خدا. 
بچه هامیچرخن ومیخندن و میگن: امام حسین دوست داریم امام حسین دوست داریم(تکرار)( منظور لبیکَ یا حسین هست به خاطر قابل درک بودن برای بچه ها نمیگیم )

نتیجه تصویری برای عموزنجیرباف
🔷مرحله دوم بازی: 
مربی :آی بچه های باصفا! بچه ها:بله
مربی: سرباز کوچیکای آقا! بچه ها:بله
مربی: امام حسین رو دوست دارید؟ بچه ها:بله
مربی: میخواید که یاورش باشید؟ بچه ها:بله
مربی: یار دلاورش باشید؟ بچه ها:بله
مربی :مثل یارای با وفاش همراه ویاور باشید؟ بچه ها: بله 
مربی:یار امام حسین ما چطوری بود؟
آی بچه ها میخوایدبگم؟ بچه ها:بله بگوو بله بگوو
مربی:هم قوی بودو هم شجاع بود،باوفا بود مهربون و باخدابود.
مربی:شما هم میخواید مثل یارای باوفاش همرا ه پسرش باشید؟ بچه ها:بله
باید که کار خوب کنید ،حرف خدا روگوش کنید،امام زمان ویاد کنید، اورو فراموش نکنید،یه وقتی تنهاش نزارید!؛
بچه ها میچرخن و میخندن 😄میگن : امام حسین دوست داریم ،امام زمان منتظریم (تکرار) (به جای لبیک یا حسین و لبیک یا مهدی)

نتیجه تصویری برای عموزنجیرباف
🔷 مرحله سوم بازی
مربی :آی بچه های باصفا! بچه ها:بله
مربی: سرباز کوچیکای آقا! بچه ها:بله
مربی: امام زمان رو دوست دارید؟ بچه ها:بله
مربی:میخواید که یاورش باشید ؟ بچه ها:بله
مربی:یار دلاورش باشید‌؟ بچه ها:بله
مربی: بیاید باهم دعا کنیم ابر سیاه کنار بره امام زمانمون بیاد ،تموم شه انتظار ما چون که اگه آقا بیاد مثل بابای مظلومش به خاطر دین خدا میجنگه با آدم بدا ،تا بدی ها از بین بره دنیا پر از خوبی بشه دین خدا پیروز بشه.
بچه ها میچرخن و میخندن و با نشاط و هیجان میگن😄: منتظریم یا مهدی منتظریم یا مهدی (تکرار)(به جای لبیکَ یا مهدی)

مطلب ارسالی از طرف دوست خوب بنیاد سفینه سرکار خانم زهرا فریاد رس مربی مهد یاران آفتاب از استان همدان شهرستان نهاوند بود که بسیار ازشون سپاس گزاریم.



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه محرم و صفر , تربیت دینی, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
بازدید : 359 مرتبه

 

فرشتهبچه ها،ابتدا براشون در مورد ذوالجناح(اسب امام حسین(ع)) توضیحاتی داده شد؛

چشمک این که ذوالجناح یعنی دارای دو بال و چون این اسب مهربون خیلی سریع می دویده برای او این اسم انتخاب شده،سپس بچه ها با کمک مربیان خود،با خمیر بازی مشغول ساخت عروسک ذوالجناح شدند،کوچولوهای هنرمند،شاهکار کردند.

بعد،با استامپ زدن و گرفتن سر بند،در سپاه یاوران امام حسین(ع) ثبت نام کردند  و وارد سالن نمایش شدند.

توی سالن با یه پروانه کوچولویی مواجه شدند که از کنار رود فرات پیش بچه ها اومده بود و دلش می خواست از بچه ها بپرسه که درس ها و پیام های عاشورا چی بوده؟ که اکثر بچه ها به درستی به این سوال جواب دادند.

قرار بود حداقل چهار مورد از پیام های عاشورا در ذهن بچه ها،برای همیشه به یادگار بماندپس همه با هم شعر کودکانه ی زیر رو حفظ کردیم:

حسین عزیز دل ها  وقتی رسید به کربلا

گفت که اگه بمیرم  ظلم نمیپذیرم

آمده ام به کربلا  زنده کنم دین خدا

بدی ها رو جدا کنم  خوبی ها رو صدا کنم

صلح و صفا به پا کنم

سپس،برای ملکه شدن این پیام ها از 4 لیوان یک شکل با رنگ گل های متفاوت استفاده کردیم،وقتی لیوان نارنجی با گل زرد را به بچه ها نشان می دادیم همه با هم باید می گفتند:نپذیرفتن ظلم،لیوان با گل قرمز: زنده کردن دین اسلام،گل صورتی: صدا کردن خوبی ها(امر به معروف) گل نارنجی: جدا کردن بدی ها(نهی از منکر)،بدین ترتیب این چهار پیام عاشورا در ذهن بچه ها حکاکی شد.

خیلی دلم می خواست که بچه ها یک کلام و حدیث از امام حسین(ع) رو از برنامه به یادگار ببرند،پس حدیث زیر رو با بچه ها به صورت آهنگین به همراه شعر و توضیحش کار کردیم و جایزه هر کس که یاد می گرفت این بود که بیاید و با چوب ماهیگیری،ماهیگیری کند.

بعد،مسابقه ی نفس گیری ذکر "یا حسین" رو داشتیم که با استقبال بی نهایت بچه ها روبه رو شد.

بعد هم،بازی "با چشم بسته بگو چی تودستت هست ؟" رو داشتیم که از اشیایی که در این ایام ازشون استفاده میشه؛مثل زنجیر،سربند و... در این بازی برای حدس زدن بچه ها به کار گرفته شده بود.

در پایان هم سلام کودکانه به مولا حسین(ع). 

اجرا: مرثا نورانی

همکار مجری: الهه مهدیان

ایده پردازان: مرثا نورانی،ساجده طالبی

با تشکر از تمامی همکاران گرامی در کانون فرهنگی قطعه ای از بهشت(آقای اصلانی،خانم ها توپچی،صادقی،رضایی و....) 



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه
تاريخ : شنبه 8 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1851 مرتبه

 

 

روی پروانه ها نام شهدا و اسرای کربلا نوشته شده.

پروانه های سبز نماد شهدا و اسرای هاشمی هستند. 

منبع: گروه تلگرام سرباز کوچک



موضوع : خلاقیت, ماه محرم و صفر , بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
درباره وبلاگ

«بنیاد تخصصی کودک و ولایت سفینه» در نظر دارد با استفاده از شیوه های گوناگون جذاب و تجربه شده، کودکان مسلمان شیعه را با مفهوم ولایت و با اولیای دینی خود آشنا کند، انس دهد و آموزه های ایشان را به آنان منتقل کند. این بنیاد اهداف ذیل را دنبال می کند: ۱- کسب رضایت خداوند سبحان و اولیای او ۲- تربیت جامعه مهدوی در راستای زمینه سازی ظهور حضرت ۳- آشنا کردن کودکان با مفهوم ولایت و با اولیا دینی ۴- ارائه الگوی سبک زندگی اسلامی برای کودکان و خانواده ها در زمینه ی تربیتی ۵- آشنا کردن کودکان و والدین با فرهنگ اسلامی و نظریه های تربیت دینی ۶- ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرای نظریه های تربیت دینی ۷- پرورش علمی و هنری و ادبی کودکان ۸- پرورش خلاقیت در کودکان ۹- جهاد فرهنگی در عرصه جنگ نرم. دوستانی که تمایل دارند با « بنیاد سفینه» ارتباط بگیرند،در قسمت نظرات،به ما اعلام کنند. با تشکر

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 11 نفر
بازديدهاي امروز : 1954 نفر
بازديدهاي ديروز : 3131 نفر
بازدید هفته قبل : 1954 نفر
كل بازديدها : 3852776 نفر
امکانات جانبی