سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) ۹۵ ( ماجراهای محرمی درسا و پارسا ۳)
بسم الله الرحمن الرحیم *نمایشنامه من اشک ریز حسینم* 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 مواد لازم: پیاز چاقوی عروسکی دستمال 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 (درسا دارد پیاز خرد میکند) درسا در حالیکه به خاطر پیاز خورد کردن فن و فن میکندو اشکاشو با دستمال پاک میکند: مامان میخواد آش بپزه به به، یه آش خوشمزه این آش برای نذریه آخ جون چه کار خوبیه اگه گفتی آش چی داره؟ نخود داره عدس و لوبیا داره رشته داره سبزی داره پیاز و نعنا داغ داره منم میخوام کمک کنم پیازا رو خورد میکنم تا مامانی سرخش کنه خوشمزه و تردش کنه ( یک دفعه یک صدای آخ بلند شنیده میشه، صدای پارساست) پارسا( از پشت صحنه): آخخخخخخخ درسا: وای صدای چی بود؟ کی بود گفت آخ ( دوباره صدای بلند آخ) پارسا( ا...
نویسنده :
یکی از ما
3:38










