سردار کوچک سپاهم یا حسین (علیه السلام) ۱17 (موکب و یه دنیا بازی عاشورایی(۱))
از تهران، به نیت مربی کودک، عازم این جاده ی شگفت انگیز و رویای شده بودم، ولی صاحب موکبی که توش مستقر بودیم، موافق انجام کار برای بچه ها نبود و می گفت اینجا جای استراحت زایرین هست و بچه ها رو متفرق می کرد.نمی دونم چه جوری شد که صاحب موکب سفره ی بانوی سه ساله ی کربلا" رقیه خاتون" انداخت و از ما هم دعوت کرد تا برای بچه ها برنامه اجرا کنیم؛ همه چیز عوض شد، دیگه خودشون هر روز ساعت 4 بعداز ظهر می آمدند دنبال مون و می گفتند بچه ها خیلی وقته اومدند و جمعیت جمع شده، نمی آیییید! قربون دل کوچیک و آسمونی حضرت رقیه برم. بازی" مسیر پر پیچ و خم" اون قدر با استقبال رو به رو شد که حتی ام احمد(همسر صاحب موکب مخ...
نویسنده :
یکی از ما
15:35











