کوچولو بیا یارآقا باشیم ۷۵ (گزارش جشن گل نرگس تو گلدون،عاقبت زد جوونه)


اول از همه،کلی بازی هیجانی با بادکنک توی حیاط(در حالی که مولودی های کودکانه ی نیمه شعبان پخش می شد) با مربیان خوب مهد، برای خوش گذشتن و آماده شدن برای جشن:

بعد هم قطار بچه ها با همراهی این شعر،رفتند که کاردستی گل نرگس رو درست کنند.




چه ایده ی جالبی؛
هر روز بچه ها یه قسمت از پازل نیمه شعبان رو به همراه مربیان پیدا می کردند و در قسمت مورد نظر،روی دیوار می چسباندند تا روز جشن که قطعه ی آخر رو پیدا کردند و تصویر کامل شد.

حالا دیگه بچه ها آماده اند که با نمایش خلاق " شهر رنگین کمون" وظیفه ی منتظر کوچولو بودنشون رو تمرین کنند.( متن نمایشنامه در وبسایت موجود هست.)
این هم شعر پایانی،نمایش،سروده دوست خوبم؛ خانوم طالبی:



پایان نمایش،بچه ها دعای سلامتی امام زمان (عج) رو زمزمه کردند:

بچه ها با نمایش بسیار خوب ارتباط برقرار کردند.

بعد از نمایش هم،بازی کدوم جمله،کدوم تصویر؟ رو انجام دادیم.(مجری ده تصویر به بچه ها داد و سپس یه جمله ی مرتبط با امام زمان(عج) می گفت و بچه ها باید حدس می زدند جمله گفته شده با کدوم تصویر مرتبط هست؛ جملات در آرشیو موجود است.)


بعد هم دیگه نوبت کیک و مولودی و عکس یاد گاری بود:

کوچکتر ها هم، برای خودشون در گوشه و کنار مهد،مشغول فعالیت های خودشون بودند:


مرثا نورانی
با تشکر از همه ی مربیان و مسیولان مهد کودک آفتاب به خصوص خانم کاویانی

به امید ظهور امام مهربانی ها






کوچولو بیا یارآقا باشیم ۷۵ (گزارش جشن گل نرگس تو گلدون،عاقبت زد جوونه) 
