سفینه

برگزار کننده ی تخصصی جشن ها و انواع مراسمات مذهبی ویژه کودکان

مسافر قطار کوچولو (26) (گزارش جشن گل باروون)

"به نام خدا" 🙂ابتدای جشن، بچه ها و مادرها یه دایره ی بزرگ تشکیل دادند و مربی با گفتن:"حضرت معصومه یه باغی داشت؛لای لای لای لای تو یه باغش یه گلی داشت لای لای لای لای اسم گل اش هست؟؟" با این عبارت می خواست تا بچه ها خودشون رو معرفی کنند. 😇بعد در حال مولودی خواندن فضا گل بارون شد: 🙂حالا باید بچه ها گل ها رو جمع می کردند اما با یه روش خاص؛ 🙂هر کس دو صفحه ی نمدی داشت که روی یک ورقه می ایستاد، سپس گل رو بر میداشت و برای حرکت به جلو، خم می شد ورقه ی جدید رو می گذاشت  روی زمین و روی اون قرار می گرفت و ورقه ی قبلی رو از روی زمین بر می داشت و بدین ترتیب به حرکت خودش ادامه می داد؛ ...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطار کوچولو (24) (کلاس شیرین تر از عسل؛حدیث امام رضا(ع))

(به نام خدا) 😇حدیث روز: ( من اخلاق الانبیاء التنظف. اگر می خوای خوب باشی تو مثل پیامبران باید پاکیزه باشی همیشه وهرکجا.) 😇به دلیل اینکه این جلسه در دهه ی کرامت برگزار شده بود و رعایت بهداشت و نظافت در شیوه ی زندگی بچه ها تاثیر زیادی دارد ، این جلسه را به امام رضا (علیه السلام ) و حدیث ایشان درباره ی بهداشت و نظافت اختصاص دادیم. 😇در اولین مرحله، بازی ای با بچه ها کردیم که هم باعث تقویت هماهنگی بینایی و دهان می شود و هم بازی مربوط به امام رضا (علیه السلام) است و باید بچه ها کبوتران را به گنبد طلایی آقا (که از قبل ساخته شده بود ) برسانند. 😇بازی اول به طوری بود که باید نی را روی سطح کبوترانی ک...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطار کوچولو (23) (حرف طلایی امام رضا علیه السلام)

بچه ها، لی لی حوضک امام رضایی(ع) رو بازی کردند: مثل انگشت شست، کبوتر شدند و به امام مهربونشون سلام دادند:(همچنین به خواهر امام رضای مهربون سلام دادند:) بچه ها، کبوترانه بازی کردند؛ شبیه بازی کلاغ پر، با شنیدن کارهای خوب، دستشون رو مثل کبوتر بالامی آوردند و بق بقو می کردند و با گفتن کارهای اشتباه، یک " نه" جانانه و اپرایی می گفتند!  قصه ی " حرف طلایی" (همان حدیث سلسله الذهب ولی کودکانه) رو شنیدند:  کبوتر کوچولو ها برای شنید...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطار کوچولو (22) (کلاس شیرین تر از عسل،حدیث امام رضا(ع))

توی این جلسه، لاک لاکی، یعنی عروسک لاک پشت کوچولو، به من خیلی کمک کرد. حدیث این جلسه مون ، در مورد پاکیزگی و نظافت بود که لاک لاکی هیچ چیز در مورد آن نمی دانست!!!   لاک لاکی،نمی دانست شامپو چیه؟ وقتی  مربی، شامپو را نشان بچه ها و لاک لاکی می دهد،لاک لاکی می گوید:«این چیه؟ اون رو می خورن؟؟؟» اون وقت صدای خنده ی بچه هاست که به مربی انرژی می دهد برای ادامه ی کار!   بعد، تمام لوازم بهداشتی مثل: شامپو،صابون،شانه،مسواک و...به بچه ها نشان داده می شود و بعد چشم بچه ها را می بندیم،و حدیث مورد نظر را می خوانیم و بچه ها با قدرت لامسه ی خود باید ...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطار کوچولو (21) (نمایش نامه ی عروسکی در مورد امام رضا(ع))

دوستی می گفت: من وقتی پای کامپیوتر یا همون رایانه ام می شینم وضو می گیرم و بسم الله می گم انگاری این جوری کارم برکت می گیره و می تونم توی میدون جنگ نرم امروز، سرباز کوچولویی باشم. ما هم از ایشون یاد می گیریم و می گیم: «بسم الله الرحمن الرحیم» و توی روز میلاد امام رضای مهربون، این نمایش نامه ی عروسکی(ناقابل و کوچولو) رو هدیه می کنیم به عاشقای حضرتش... شخصيت ها:دختري به نام ليلي، مادر و پدر او، مادر بزرگ ليلي و راوي. ليلي به همراه مادر و پدرش بعد از سال ها انتظار عازم مشهد هستند: راوي: بعد از چند سال انتظار ليلي و مامان و بابا       ...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطارکوچولو (20) (جشن کبوتر کوچولوی حرم)

:مجری با نام خدا ،جشن را آغاز می کند به نام خوب خدا خدای آسمان ها خدای دشت و صحرا خدای کل دنیا و سپس ادامه می دهد: وقتی می گویم سلام گل میریزه از لبام میاره شادی هارو گلی به نام سلام بچه های گلم سلام, عزیزای دلم سلام     حالتون خوبه بچه ها؟ بچه ها:بللللله مجری: نه بچه ها جونم بهتر از اینم میشه جواب داد, وقتی من میگم حالتون خوبه, شما بگید خداروشکر خب سرحال و قبراق هستید؟ خوشحال و خندون هستید؟ خسته که نیستید؟ کی خستس؟ شیطون, اگه گفتید چرا شیطون خستس بچه ها؟ آفرین, چون شما بچه های خوب به حرفش گوش نمیدید, هی شیطون میگه کار بد بکنید, ولی شما فقط به حرف خدا جون گوش میدید و کار ب...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطار کوچولو (19) (جشنواره ی بازی های مرتبط با اعیاد ذیقعده)

وقتی می روی یه جایی واسه اجرای جشن و اونجا با کلی مخاطب از هر جنس و گروه سنی و... روبرو می شی اونوقت مجبوری کلی خلاقیت به خرج بدی تا به همه خوش بگذره و همه از اون جشن هم بهره ببرن هم راضی باشن، اینجاست که باید از تجربیاتت استفاده کنی تا بتونی یه برنامه ی عالی اجرا کنی.   همیشه وقتی اسم بازی می آید اولین متقاضی ها کوچکترها هستن که خب حق هم دارن و کاملا منطقیه. وقتی با اون دل های پاک و دستهای کوچولوشون همراه با تو دعا می کنن مطمئن می شی دعای تو هم با ملائکه ی اون ها بالا می ره و به استجابت نزدیک می شه اجرا: مرثا ن...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطار کوچولو (13) (جشن کبوترانه بمناسبت میلاد امام رضا(ع))

گزارش مختصرجشن کبوترانه بمناسبت میلاد امام رضا(ع) ابتدا مادرها و بچه ها با همدیگه یک دایره بزرگ تشکیل دادن و دورتادور هم نشستیم. مجری شعر گونه ابتدا نام خدا رو و سپس سلام به بچه داد واز بچه ها خواست هر چی که میگه بعدش بگن "بسم الله"   بعد از اون با یک توپ کاغذی که به سمت بچه ها مینداخت ازشون میخواست خودشونو معرفی کنند و بقیه هم به کسی که خودشو معرفی میکرد خوشامد میگفتن . که این قسمت ماجراها داشت چون بعضی بچه ها توپ رو خیلی محکم پرتاب میکردن یا بعضی ها ،هدفگیری شون خیلی جالب بود... سپس برای بچه ها در اسم جشن و علت نامگذاری و روز میلاد امام رضا صحبت شد و یک حدی...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطار کوچولو (12) (گزارش جشن حوض فیروزه ای)

مجری:بسم الله الرحمن الرحیم کارهای ما شروع می شه    با نام خدا جون همیشه          به ما می ده  هرچی بخوایم       مهربونیش کم نمی شه سلام به گل، به غنچه ها  سلام من، به بچه ها سلام می دم تا که دلم وابشه  روی لبام شکوفه پیدا بشه سلام سلام همگی سلام   هزار و سیصد تا سلام حالتون خوبه بچه ها؟؟خوش اومدین. خوش اومدین می دونید ما واسه چی دور هم جمع شدیم؟ خب ماه ذیقعده اومده این ماه با دهه ی کرامت شروع می شه،اول این ماه و این دهه تولد یه خواهر مهربونه یعنی ...
1 ارديبهشت 1405
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد