سفینه

برگزار کننده ی تخصصی جشن ها و انواع مراسمات مذهبی ویژه کودکان

قاصدک خوش خبر اومد ربیع الأول ۴۸ (گزارش جشن خورشید و ستاره)

هنگام ورود بچه ها به حسینیه به همشون نی های شادی داده شد, نی هایی که ریسه های رنگی داشت و قرار بود بچه ها در طول جشن با تکون دادنشون شادی کنند و صلوات بفرستند: صل علی محمد/ صلوات بر محمد قبل از شروع جشن چند تا بازی گروهی با بچه ها انجام دادیم تا حسابی آماده جشن بشوند, بازی هایی مثل رشته به رشته, فرشته ها دست می زنند و کوچولو بچرخ میچرخم.... مجری جشن رو با سلام و احوالپرسی و تبریک عید شروع می کنه, کدوم عید؟ ننه نقلی زودی میاد میگه "عید تولد دو نور زیبا" همه شادی میکنند و جیغ و دست و هورا.... و بعد هم با نی های رنگی تند و تند صلوات می فرستند. ننه نقلی به در خواست مجری براشو...
2 شهريور 1405

قاصدک خوش خبر،اومد ربیع الاول ۴۰ (۱۰ قصه از امام صادق(ع) برای کودکان )

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات  خبرگزاری فارس ، از عناوین داستان‌های کتاب «10 قصه از امام صادق (ع)» می‌توان به  «همسایه مردم آزار»، «از تو حرکت»، «امام به من لبخند نزد»، «جام شیشه‌ای و معجزه»، «در خرابه‌های شهر»،  «مردی در تنور آتش»، «مگسی که از خلیفه نمی‌ترسید»، «به دنبال خانه دوست»، «جدال در محله» و «آخرین  سفارش»، اشاره کرد. کتاب «10 قصه از امام صادق (ع)» توسط « مجید ملامحمدی » برای مخاطبان کودک و نوجوان روایت ...
2 شهريور 1405

قاصدک خوش خبر، اومد ربیع الأول ۳۵ (گزارش جشن تولد نوربخش سوم)

بخش سوم مجری: به دنبال ستاره ها می گردد و از بچه ها می پرسد بچه ها ستاره ها را ندیدید؟ این زنبور عسلی اومد من به کلی فراموش کردم که می خواستم این جا رو تزیین کنم. ای بابا هرچی می گردم پیداشون نمی کنم. وقتی مجری با بچه ها حرف می زند زنبور عسلی در حال آویزان کردن ستاره ها به پرده ی سن است. مجری عقب عقب به سمت زنبور عسلی می رود و به او برخورد می کند. مجری با حالت ترس می گه: ای بابا زنبور عسلی تویی؟ ترسیدم. اِ ستاره ها هم که اینجان. اینا دست تو چیکار می کنن. چقدر وقته دارم دنبالشون می گردم. زنبور عسلی: خب شما گفتین فکر کنم، من هم خوب فکر کردم و فهمیدم که باید بیارمشون...
2 شهريور 1405

قاصدک خوش خبر، اومد ربیع الأول ۳۴ (گزارش جشن تولد نوربخش دوم)

بخش دوم زنبور عسلی: در حال راه رفتن و سر راهش به هر چیزی که می رسه سلام می کنه و هی به بالا و اطراف خودش نگاه می کنه. مورچه جون سلام. گل ها سلام. آسمون سلام. به مجری می رسه. اِ شما اینجایین؟ سلام. مجری: با تعجب سلام. داری چیکار می کنی؟ زنبور عسلی: سلام. دارم به همه سلام می کنم، اما چیزی اطرافم نمی بینم. شما چیزی اطراف من می بینی؟ مجری: نه!! چی باید ببینم مثلاً؟ زنبور عسلی: نور دیگه، نور. دارم سلام می کنم که نور جمع کنم دیگه. مجری می خنده و می گه : آهان، حالا متوجه شدم قضیه چیه.ای بابا ، اشتباه متوجه شدی زنبور عسلی ولی اشکال نداره، بیا بازم...
2 شهريور 1405

قاصدک خوش خبر، اومد ربیع الأول ۳۳ (گزارش جشن تولد نوربخش اول)

ورود ویژه هنگام ورود بچه ها، دو نفر دم در ایستادند و دو چراغ قوه در دست دارند که آن ها را خاموش و روشن می کنند و به حالت ریتمیک عبارت «بچه شیعه همیشه نور امید یارشه       راهنمای راهشه، همیشه همراهشه» را می خوانند بچه ها از بین دستانشان رد شوند. مجری با بچه ها سلام و احوال پرسی می کنه: «بسم الله الرحمن الرحیم»         کارهای ما شروع می شه    با نام خدا جون همیشه           به ما می ده  هرچی بخوایم&nb...
2 شهريور 1405

قاصدک خوش خبر،اومد ربیع الاول ۳۱ (سرود پایانی نمایش خونه کی از همه محکمتره!)

عزیزان برای دیدن کلیپ مبعث حضرت رسول(ص) روی تصویر کلیک کنید. تهیه و تنظیم: سمانه پورگل افشان ...
2 شهريور 1405

قاصدک خوش خبر ، اومد ربیع الاول ۲9 (جشن عسلانه(2) ( نمایش خلاق خونه ی کی از همه محکم تره!))

«بسم الله الرحمن الرحیم» به مناسبت میلاد پیامبر عزیزمون و امام جعفر صادق (علیه السلام) یه جشن داشتیم برای بچه های به نام عسلانه توی جشن عسلانه، قرار شد بچه ها، نمایش خلاق"خونه ی کی از همه محکم تره؟" رو بازی کنند. بچه ها از این که خودشون می توانستند نقش آفرینی کنند،بسیار خوشحال بودند و کاملا همکاری می کردند. این نمایش بر اساس ایه ی40 سوره توبه که به داستان پناه بردن پیامبر به داخل غار اشاره می کنه،نوشته شده است. شخصیت ها:لاک پشت(که خود مجری اجرا می کنه چون شخصیت منفی داره)،کبوتر،عنکبوت،بابا زنبوری مجری: یکی بود،یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ ...
2 شهريور 1405

قاصدک خوش خبر ، اومد ربیع الاول ۲8 (جشن عسلانه3)

توی عسلانه بچه ها بازی های زیادی انجام دادند برای مثال:"بازی حرکات زنبوری"یعنی این که بچه ها هر حرکتی که مجری می گفت رو باید دقیقا انجام می دادند مگر بشین و پاشو که باید بر عکس انجام می شد. این بازی دقت و تمرکز زیادی رو می خواست.حرکاتی مثل بال زدن،چرخیدن،خاراندن سر،خندیدن،عسل ساختن،گریه کردن و... بازی دیگه ای که بچه ها انجام دادند؛ می بایست هر بچه ای بادکنک رو به هوا پرتاپ می کرد و در حین پایین اومدن بادکنک،شروع به بال زدن می کرد و مربی هم تعداد بال زدن او رو می شمارد. زنبور کوچولویی که تعداد بیشتری بال زده بود قطعا قهرمان این بخش از بازی می شد. بازی بعدی،بازی رسوندن ...
2 شهريور 1405

قاصدک خوش خبر ، اومد ربیع الاول ۲۶ (گزارش جشن عسلانه(1))

سالن رو با بادکنک های سفید و قرمز تزیین کرده بودیم،دیوارها رو هم با گل،پروانه و سبزه. زنبور کوچولوی روی دیوار لبخند زیبایی به بچه ها می زد. مجری بعد از سلام و احوال پرسی ادامه داد: پیامبر عزیز ما   خنده به لب سلام می داد به هر کی حتی بچه ها   بچه ها از سلام اون خوشحال و خندون می شدند. کوچه ها از سلام او مثل گلستون می شدند. بزرگترها  کوچیکترا  مبارکه  عید شما واای چه بچه های ناز و سرحالی،حتما صبحونه شون رو خوب خوردند.کیا عسل می خورند؟ عسل چه رنگیه؟ چه مزه ایه؟  بچه ها: شیرین و خوشمزه است. ...
1 شهريور 1405