سفینه

برگزار کننده ی تخصصی جشن ها و انواع مراسمات مذهبی ویژه کودکان

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 134 ( نمایش عروسکی ویژه محرم و هیات)

1405/5/15 11:56
نویسنده : یکی از ما
625 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدا

امسال(محرم۱۴۰۳)،دهه ی اول محرم، نمایش عروسکی داشتیم با کمک خود خادم های کوچک هیأت 👌👌

پویا و پونه(عروسک هامون) وقتی که می بینند بچه ها همگی لباس مشکی به تن کردند برای عزای امام حسین، تصمیم می گیرند اون ها هم لباس مشکی بپوشند پس با بچه ها سراغ کمدشون می روند.

بچه ها در حال کمک کردن برای باز کردن در کمد
(کنار زدن نمادین رگال ها با حرکت دست برای پیدا کردن لباس مد نظر کار رو بامزه و جذاب تر کرده بود.)

ولی لباس مشکی هاشون کوچیک شده بوده و قرار شد بعد از تموم شدن مراسم، پویا و پونه به همراه مادرشون به خیاطی بروند.
از رفتارها و پیشنهادهای مناسب تو هیات هم، گپ و گفت و گو بین بچه ها و عروسک ها انجام گرفت.
17 تیر 1403 


#محرم_کودکانه
#محرم
#هیأت_کودکانه
#بنیادسفینه
#حسینیه_کودک_شهدای_گمنام

شب دوم، خدا رو شکر پونه و پویا با لباس مشکی هاشون توانستند تو هیات شرکت کنند و در مورد چالش های خودشون تو هیأت با بچه ها گفت و گو کردند، مثلا:این که وقتی تو هیات جا کم میشه یا خیلی هوا گرم میشه چی کار کنند؟
شروع به نق زدن و بی تابی کردن بکنند؟
یا صبور باشند و تحمل کنند؟ درست مثل بچه های امام حسین علیه السلام که سختی های زیادی رو کشیدند و صبور و قوی بودند...

#بنیاد_سفینه
#خانم_نورانی
#حسینیه_کودک_شهدای_گمنام
#محرم
#محرم_کودکانه

شب سوم ، تو نمایش عروسکی مون، پویا قرار بود شب تو هیأت مداحی کنه، اما می خواست بدون تمرین کردن و سختی کشیدن این کار رو انجام بده و با اعتماد به نفس کاذب مطمئن بود خوب از آب در میاد، بچه ها بهش گفتند بخوان، پویا هم شروع کرد:
بوی محرم که میاد خیمه و پرچمش میاد
فرشته از تو....
پویا گیر کرد... کمی فکر کرد و گفت:از تو دریا!!! (به جای آسمون!! لبخند روی لب بچه ها)
پونه خانوم:دیدی داداشی تمرین می خواهی، ما برای این که مسئولیتی رو که قبول  میکنیم رو  به خوبی انجامش بدهیم باید براش تلاش کنیم، دقت کنیم و..
امروز که قراره نذری شعله زرد بدهیم، من، هم از مامان، هم خاله و هم عمه سوال کردم، هم چند باری با کمک مامان توی مقدار کم درست کردم، ان شاء الله که امروز شعله زردمون عالی بشه و خود امام حسین جون مون ازمون قبول کنند،تازه می خوام روی بعضی از شعله زردها با دارچین، "یا رقیه" هم بنویسم. 

پویا:آخ، آخ راست می گید.

پویا میره که تمرین کنه و پونه هم میره سراغ کمک برای درست کردن شعله زرد
🍜🍜🍜🍜

#بنیادسفینه
#خانم_نورانی
#محرم
#محرم_کودکانه
#حسینیه_کودک_شهدای_گمنام
#پویا_پونه


https://ble.ir/bonyadsafineh

https://ble.ir/hoseiniyekodak313

شب چهارم،قرار بود یه اتفاق عالی تو خونه ی پویا و پونه بیفته.
قرار بود شب، روضه ی خونگی داشته باشند
جناب پویا خان به جای جارو برقی کشیدن در حال بازیگوشی بود که با صحبت ها و راهنمایی بچه ها توجیه شد که به جای ترکوندن خونه با توپ بازی کردن، برود و کمک کند.
(صدای جارو برقی کشیدن پویا برای بچه ها بامزه و جذاب بود.)
🧹🧹🧹🧹🧹🧹🧹

پونه خانم هم رفت لباس ها رو تا کند و داخل کمد بگذارد وبا کمک کردن به مادر، به خانه سر و سامون بدهد.
🏴🏴🏴🏴🏴

ان شاءالله، خداوند به همه مون توفیق برگزاری روضه ی خانگی بدهد، صلوات 

اللَّهُمَّ صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 
🌺🌸🌺🌸

#محرم
#محرم_کودکانه
#بنیادسفینه
#خانم_نورانی
#حسینیه_کودک_شهدای_گمنام

https://ble.ir/bonyadsafineh
https://ble.ir/hoseiniyekodak313

شب پنجم ، قرار بود خونه ی خاله ی پونه و پویا، روضه ی خانگی باشه که خاله، نازگل کوچولو رو آورده بود خونه پونه اینا تا بهتر به کارهاش برسه،
 🏴🏴🏴🏴🏴

اما صدای گریه ی نازگل بود که حسابی شنیده می شد...
آخه می دونید پویا، بی توجه به نازگل تلویزیون رو روشن کرده بود و کارتون می دید و تازه اسباب بازی هایش رو هم به نازگل نمی داد و...
با صحبت های بچه ها، پویا و پونه فهمیدند نگه داری و مهربونی با نازگل کوچولو چه قدر کار خوبیه و ثواب می برند،و بچه های کربلا هم، چه قدر بچه های مهربونی بودند، لذا با خوشحالی و مهربونی به نازگل محبت کردند و نازگل هم آروم شد.
👶👶👶👶

آخه پویا، خادمی رو فقط آب و شربت دادن تو هیات می دونست ولی الان فهمید که این جوری نیست.

🥛🥛🥛🥛🥛🥛

#بنیادسفینه
 #محرم_کودکانه
#محرم
#حسینیه_کودک_شهدای_گمنام
#خانم_نورانی
#پویا_پونه


https://ble.ir/bonyadsafineh

https://ble.ir/hoseiniyekodak313

شب ششم، جمعه بود و به یاد علی اصغر شهید:
پویا و پونه از بچه های غزه یاد کردند:
پونه عروسک کوچکی رو در دست گرفته بود و می خواند:
لالا لالا کودک غزه
پرستوی کوچک غزه و..
پونه می گه این سرود و لالایی رو از برنامه ی معلی یاد گرفته.
پویا ادامه می دهد:
غزه شده کرببلا
مهدی بیا مهدی بیا
🏴🏴🏴🏴🏴🏴
و از بچه ها می خواهد که با او همراهی کنند.
و توضیح می دهد تو روز گار ما الان غزه و کودکان معصومش مصداق کربلا و حضرت علی اصغر علیه السلام هستند که هر روز پر پر می شوند.
و این که ما نباید فراموش شان بکنیم و حداقل کاری که میشه انجام داد دعا کردن، خواندن سوره فیل و سوره نصر و کمک مالی هست.
پویا و پونا با بچه ها با بچه هت سوره فیل و نصر رو تلاوت می کنندو به سراغ قلک هاشون می روند تا به بچه‌های غزه کمکی کرده باشند.

#بنیاد_سفینه
#حسینیه_کودک_شهدای_گمنام
#خانم_نورانی
#محرم
#محرم_کودکانه
#عروسک_گردانی
#پویا_و_پونه


https://ble.ir/bonyadsafineh

https://ble.ir/hoseiniyekodak313

روز هفتم،نمایش بچه ها رو داشتیم در مورد حضرت عباس (علیه السلام)

در روز هشتم، پویا و پونه، از سر و صدای زیاد همسایه شون‌‌‌‌: مریم جون و داداش بزرگترش که دائم با هم جر و بحث می کردند و صدای بلندشون تا طبقه ی پایین می آمد شاکی و ناراضی بودند.
😐😐😐😐

پونه، از این که برادر بزرگ تر نداشت خوش حال بود زیرا تصورش این شده بود که داشتن برادر بزرگتر خوب نیست! 
🏴🏴🏴🏴🏴🏴
ولی با توضیحات بچه ها و مربی، متوجه اشتباهش شد و فهمید برادرها و خواهر های بزرگ تر، اگه چیزی هم می گویند باز هم از سر مهربانی و دغدغه داشتن و نگرانی است و برادر بزرگتری به نام حضرت علی اکبر علیه السلام بودند که بسیار مهربان بودند و هوای برادر کوچکتر خودشون علی اصغر علیه السلام رو حسابی داشتند.

#حضرت_علی_اکبر
#نمایش_عروسکی
#پویا_و_پونه
#بنیادسفینه
#خانم_نورانی
#حسینیه_کودک_شهدای_گمنام


https://ble.ir/bonyadsafineh

https://ble.ir/hoseiniyekodak313

روز نهم،که دسته عزاداری ویژه کودکان برگزار می شد در نمایش عروسکی از فلسفه ی دسته ی عزاداری گفتیم:

روز عاشورا هم از "کیست مرا یاری کند ؟ امام حسین(علیه السلام)" در شب عاشورا  گفتیم و پویا و پونه از بچه ها پرسیدند:الان ما بچه ها،با چه کارهایی می توانیم امام حسین (علیه السلام) رو یاری کنیم؟ و با هم به گفتگو نشستند و بعد هم دسته ی عزاداری:

بماند به یادگار از دهه ی اول محرم ۱۴۰۳

مرثا نورانی

با تشکر از خانواده محترم آل یمین

در حسینیه کودک شهدای گمنام

قبول باشه.

🙏

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد