سفینه

برگزار کننده ی تخصصی جشن ها و انواع مراسمات مذهبی ویژه کودکان

سفینه ی خلاق به دنیا اومد!!!!

    اجرای فردای «بنیاد سفینه» با عروسک دوست داشتنی «سفینه خلاق» خواهد بود. امیدواریم کلی به بچه ها خوش بگذره و چیز های خوب از امام زمانشون(عج) یاد بگیرند.   تصاویری از مراحل ساخت«سفینه خلاق» به دست دستان هنرمند «بنیاد سفینه»: خدا قوت به هنرمندان عزیز:  خانم ها سمانه پور گل افشان،مطهره مرادی،ساجده طالبی،مرثا نورانی.   ...
31 ارديبهشت 1395

کلاس پیام شادمانی(آموزش قرآن) در پیست موتور سواری!

  توی این جلسه از کلاس پیام شادمانی،قرار بود حرکت و تلاش کردن ملکه ی ذهن بچه هاشود،پس به پیست موتورسواری رفتیم! و آیه ی « لیس للانسان الا ما سعی»( نیست برای انسان به جز آن چه که انجام داده؛ چه کار خوب و چه کار بد،انسان مالک اعمال خوب و بد خودش هست.)، رو با هم تمرین کردیم. لطف خدا، روز به یادماندنی شد و به بچه ها خیلی خوش گذشت. توی توضیح به بچه ها گفتیم: پس اگر می خواهیم با سواد باشیم، (بچه ها همه کلاس اولی بودند.)دانشمند شویم،به کشورمون خدمت کنیم،یار مولامون باشیم؛ پس باید حرکت و تلاش کنیم، پیش به سوی حرکت و تلاش! این هم کارت آموزه و صوت این ج...
13 ارديبهشت 1395

گزارش از کلاس پیام شادمانی5( خلقت انسان و جشن تولد)

  توی جلسه ی قبل کلاس پیام شادمانی،از تولد دوباره طبیعت حرف زدیم و این جلسه،از تولد و خلقت انسان. در مورد بخشی از شگفتی های خلقت انسان با بچه ها حرف زدیم؛ این که اثر انگشت هر آدمی مخصوص خود اوست و یا این که طول رگ های بدن انسان در حدود ۵۶۰۰۰۰ کیلو متر هست یعنی مسافتی معادل یک برابر ونیم مسافت بین کره ی زمین تا ماه!! بچه ها با تعجب می پرسیدند چه طور ممکنه! و به فکر فرو می رفتند. در مورد هدف خلقت انسان به گفتگو نشستیم؛ این که ما آمدیم توی این دنیا تا رشد کنیم ومتناسب با این موضوع، بازی طراحی کردیم تا به بچه ها بفهمانیم که گاهی برای رشد کردن باید خم شد و تواضع کرد(بچه های از زیر م...
25 فروردين 1395

مقدمات جشن « عسل تمام»(1)

    این روزها،همه سفینه ای ها در تکاپو هستند تا ان شالله لحظات فوق العاده ای رو برای « عسل تمام ها»( فارغرالتحصیلان دور هی حدیث آموزی) بیافرینند. در تصاویر گوشه ای از کار رو می بینید؛ سربندهای عسل تمامی،کار دوست هنرمندمون«سرکار خانم پور گل افشان» ...
27 دی 1394

عزاداری به سبک قایق کاغذی

مقاله ی سفینه ای در طریق الحسین برنامه ی هیأت به اتمام رسیده بود و همه ی مادرها در انتظار بچه ها بودند، اینبار برعکس همیشه، مادرها باید منتظر بچه ها می ماندند. از برق چشم هایشان مشخص بود که حسابی به آن ها خوش گذشته است. رفتارشان هم نشان می داد که اصلاً قصد رفتن به خانه را ندارند و حاضرند تا صبح آن جا بمانند و به بازی با من و دوستانشان ادامه دهند. اولین بار بود که به آن هیأت می رفتم ، امروز رفته بودم که مثل بقیه، در مجلس عزای سرور و سالار شهیدان، امام حسین (علیه السلام) بنشینم و  از مجلس فیض ببرم. اما نمی شد!! از آنجا که حق مالکیت مادی و معنوی مقاله متعلق به سوگواره می باشد، از آوردن کامل مقاله در وب سای...
22 دی 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد