سفینه

برگزار کننده ی تخصصی جشن ها و انواع مراسمات مذهبی ویژه کودکان

دل کوچک من و امام رضا (علیه السلام) (3) سلام کودکانه

  سلام  بر همه ی عاشقان و دل دادگان امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)   دیگه نوبتی هم که باشه نوبت سلام کودکانه به آقای رئوف،ضامن آهو،آقا و امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) هست. با کودکانمون هم صدا شیم ذکر سلام رو بخونیم و همه با هم کبوتر دلمون رو بفرستیم حرم امن آقا، به امید اینکه آقا امام رضا (علیه السلام) زیارت از راه دورمون رو از ما قبول کنه و بهمون عیدی بده و  هممون رو حاجت روا کنیم.   اِی شَهِ أَرضِ طوس  سلامٌ علیک         اِی انیسَ النّفوس سلامٌ علیک اِی تو شَمسُ الشُموس سلامٌ علی...
16 شهريور 1393

دل کوچک من و امام رضا (علیه السلام) (2) مولودی کودکانه

سلام                            زیاراتتون قبول   مامان های خلاق شعر هایی که خواهید دید رو ریتمیک واسه کوچولوهاتون بخونید و کاری کنید حسابی شادی کنن و بهشون خوش بگذره که محبت امام رئوف توی دل های به ظاهر کوچولو اما در واقعیت اقیانوسشون بیشتر و بیشتر نفوذ کنه کاری کنید که نه تنها بچه ها به وجد بیان بلکه بزرگترها هم همراهیتون کنن   بین تمام آدما                       آدم خوبا،آدم بدا یه مردی بو...
16 شهريور 1393

بزرگداشت شاه چراغ(احمد بن موسی)

  بچه ها جونی سلام امروز روز بزرگداشت شاه چراغ(احمد بن موسی) است ؛می پرسید یعنی چی؟ شاه چراغ داداش جونی امام رضای مهربون،امام هشتم ما هستند. بزرگداشت هم یه جورایی یعنی به یادشون باشیم و از خوبی هاشون یاد کنیم؛حالا ما هم یه شعر به همین مناسبت تقدیمتون می کنیم:                       به به چه عطر خوبی اینجا چقدر زیباست                                        &nbs...
11 شهريور 1393

شعرجشن تکلیف

  سلام به همه مامانهای مهربون ومربیان دلسوز! اگه مطالب وبلاگ رو دنبال میکنید حتما سلسله گزارشها و طرحها و ایده های بنیاد سفینه رو در رابطه با مراسم جشن تکلیف دیدید پیرو این مطالب بخشهایی ازشعر زیبای مهدی سهیلی رو تقدیمتون میکنم. گویا این شعر زیبا رو برای فرزندش سامان سروده که میتوان به جای اسم سامان اسم فرزند دلبندتان را بگویید. سامان من ای عطر زندگی                                  هرگه نهال قامت بالنده تورا ...
7 شهريور 1393

قورقوری و استخر بزرگ

  یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربان هیچکس نبود. در یک جنگل زیبا و سر سبز قورباغه کوچولویی زندگی می کرد که اسمش قورقوری بود.   قورقوری یک قورباغه ی کوچولوی مهربان بود که با پدر و مادرش زندگی می کرد و دوستان زیادی داشت. قورقوری پسر مهربونی بود، به خاطر همین همه ی حیوونای جنگل اونو دوست داشتند. اما قورقوری یک کمی کنجکاو بود و وقتی برای گردش به جنگل می رفت حرف های پدر و مادرش یادش می رفت. یک روز صبح وقتی قورقوری از خواب بیدار شد، دید که هوا خیلی خوبه، به خاطر همین تصمیم گرفت که توی جنگل گشتی بزنه. اون روز وقتی قورقوری صبحانه اش را خورد، سریع از جنگل بیرون رفت. اون از بین چمنزارهای بزرگ گذشت و به جایی ...
5 شهريور 1393

گرگه و گله میبره

به امید نابودی اسراییل غاصب و نشستن شکوفه لبخند بر لبان همه کودکان مظلوم غزه.... الهی آمین بیا ببین که کوچه ها پر از صدای بچه هاست نوار غزه دوباره پر از شادی و خنده هاست گرگ سیاه بی حیا نشسته در کمینشون برای هر کودکی، اون کشیده یک خط و نشون گرگه و بچه می بره، اون بچه ها رو می دره خدا داریم نمیذاره، چوبشو زود بر میداره دندون گرگه تیزتره                            دست خدا قوی تره پوزه اون درازتره                                خدای ما بزرگ تر...
1 شهريور 1393

خاک و لبخند

    گاهی تو کوه و دشتی  نه چشمه است نه رودی یا قطع شده آب شهر آب نمیاد به زودی نخوانده ای نماز را دور و برت آبی نیست وقت زیادی نداری چاره مشکلت چیست؟ شکر خدا سنگ و خاک فراوان است فراوان فوری تیمم بکن نماز خود را بخوان     کف دو دست را با هم رو سنگ یا بر خاک بزن دو دست خود را حالا ببر بالا گل من از بالای پیشانی از لب جنگل مو مسح میکشی تا پایین تا برسی به ابرو با دست چپ مسح بکش آهسته دست راست را از کجا؟ از سر مچ تا آخر انگشت ها با...
28 مرداد 1393

شعر حجاب

                                                                                                    سلام گلهای زیبا               چادر به­­­سر با حیا دلم می­خواد که باشم        دوست شما بچه­ها    وقتی که بیرون میرم     &nbs...
26 مرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد