شعر کودکانه درخت
نمونه شعرها و برنامههای مناسب جشن عبادت (1)
سلام به شما دوست خوبمان دوستان سفینه ای که پست های مربوط به جشن عبادت ما رو مطالعه کردند می دونند که ما بخشی داریم به نام :سلام بر فرشتگان، مجری در این بخش می تونه این جوری شروع کنه که: دانشآموزان عزيز، امروز روزي باشكوه است، فرشتههاي الهي بالهاي خود را زير سجادههايتان گشودهاند.احادیث زیادی وارد شده است که هنگام نماز فرشتههای آسمانی به زمین فرود میآیند و بر نماز گزار سلام و درود میفرستند. و چقدر خوب است که ما نیز در این روز باشکوه به فرشتگانی که بر روی شانه هایمان می نشینند سلام بدهیم. دوتا فرشته ؛ رو شونه هامون سلام کنیم ما ...
نویسنده :
یکی از ما
1:45
اثر قصه گویی در تربیت کودک
...
شعر دویدم و دویدم(خداشناسی)
سجده ی طولانی
پیامبر عزیز ما یك روزی بود سر نماز امام حسین نزدیك او نشسته بود قشنگ و ناز همین كه او به سجده رفت حسن دوید كنار او دست ها را روی او گذاشت پرید و شد سوار او پدر بزرگ وقتی كه دید حسن شده سوار او بازی و خنده می كند قه قه قه ، هو هو هو ...
مهدی آل فاطمه
جشن الفبا با نام سوره های قرآن یا جشن شکر گزاری قرائت قرآن
مربیان و مامان های عزیز سلام: توی این پست، «جشن الفبا با محتوای سوره های قرآن » رو، تقدیمتون می کنیم، امیدواریم نهایت استفاده رو بکنید، در ضمن این شعر به شدت برای جشن «شکر گزاری قرائت قرآن» که به تازگی در کلاس سوم ابتدایی اجرا می شه به کار می آید؛ می شه هر بخش کوتاه، توسط هر کدوم از بچه ها اجرا بشه و در نهایت همه با هم جمع بشوند و از خدا تشکر کنند که می توانند از این به بعد کتابی که کلام خداوند هست رو بخوانند و با اون ارتباط بر قرار کنند و از خدای مهربون بخواهند که قدرت درک و فهم آیاتش رو نصیب اون ها بکنه که در پایان این پست ،شعری در مورد قرآن هم تقدیمتون می ...
آی قصه قصه
روزی روزگاری در یک جنگل بزرگ، تعدادی کبوتر زندگی میکردند. در آن نزدیکی یک شکارچی هم بود که هر روز به سراغ این پرندگان میرفت و تورش را روی زمین پهن میکرد و وقتی پرندهای روی تور مینشست آن را شکار میکرد. کبوترها از این موضوع خیلی ناراحت بودند،چون کمکم تعدادشان کم میشد و غم و غصه در جمع آنها نفوذ کرده بود.یک روز کبوتر پیر، همه کبوترها را جمع کرد تا با آنها صحبت کند و بعد همگی با هم تصمیم بگیرند که چه کاری باید انجام دهند تا از دست این شکارچی بدجنس راحت شوند. هر کدام از کبوترها یک نظر میدادند و کبوترهای دیگر موافقتشان را اعلام میکردند....








