سفینه

برگزار کننده ی تخصصی جشن ها و انواع مراسمات مذهبی ویژه کودکان

شیرین تر از عسل(حدیث امام سجاد(ع))

چه زیبا بود در روز میلاد امام سجاد(ع) حدیث امام سجاد رو با بچه ها تمرین کردیم. بچه ها هر کدوم یه دعای قشنگ کردند: ظهور امام زمان عزیزمون شفای همه مریض ها و...   کلی مولودی میلاد امام سجاد خواندند و دست زدند: بچه ها به تقویت عضلات ریز انگشتانشون پرداختند و هماهنگی هر چه بیشتر چشم و انگشت هاشون رو تجربه کردند؛ نجات حیوان ها؛ بلند کردن هر حیوان با چنگک مخصوص و گذاشتن در سبد سبز رنگ،دقت و تمرکز ویژه ای می خواست. بچه ها،دعا هاشون رو با موشک شون به پرواز درآوردن و کلی بازی کردند. مربی: مرثا نوران...
8 ارديبهشت 1397

جشن مسيولیت پذیری!

  خدا را شاکریم که بار دیگر در جشن خدایی شدن فرشته ی دیگری سهیم بودیم. چه زیبا بود که چادرها و سجاده های همگی،هماهنگ و یکدست بود. یه  ایده ی خوب این جشن عبادت که اون رو متمایز از بقیه ی جشن ها می کرد؛ بازی صورتک ها بود. گل دخترمون که جشن عبادت او بود از داخل صندوق اسرار آمیزی کارهای خوب و بدی که روی مقوا نوشته شده بود رو می خواند و به تناسب به این که کار خوب خوانده شده، بقیه بچه ها صورتک خندان رو جلوی صورتشون می گرفتند و اگر کار اشتباهی گفته می شد،همه ی بچه ها صورتک ناراحت رو جلوی صورت خودشون قرار می دادند. ​​​​ شعر زیر هم موقع نمایان شدن صورتک های شاد خوانده می شد: تو کا...
8 ارديبهشت 1397

شیرین تر از عسل(حدیث امام حسین (ع))

  چه قدر خوشحال بودم دقیقا چند روز قبل از میلاد امام حسین(ع) حدیث ایشون در مورد "سلام کردن" رو با بچه ها کار می کردم: بچه ها با "کنترل بازی" در حالی که آدم آهنی می شدند و حرکاتی که کسی که حدیث رو بهتر تکرار کرده بود و کنترل آدم آهنی ها دست او بود، انجام می دادند؛حسابی هم سرگرم شدند و هم حدیث رو یاد می گرفتند.   بعد هم رفتیم سراغ خانواده ی خرس کوچولو، خرسی که خجالت می کشید سلام بده،بچه ها، خانواده ی خرس کوچولو(پازل چوبی) رو آماده کردند تا به مهمانی بروند و با خرس کوچولو صحبت می کردند و راهکارهاشون رو برای سلام دادن به خرس کوچولو می گفتند. ...
30 فروردين 1397

کلاس شیرین تر از عسل (آیه ی تتفکروا)

  قرار بود بچه ها،خوب فکر کردن را بیاموزند؛ وقتی که گم می شوند چه کاری انجام دهند؟، وقتی برادر یا خواهر کوچکتر آن ها،اسباب بازی هایشان را برمی دارد چگونه بدون ایجاد تنش،مساله خودشان را حل کنند،به زیبایی های طبیعت اطراف خود نگاه کنند و خوب فکر کنند،در روزهای سرد زمستانی،فکر کنند که چگونه می توانند خودشان را سرگرم کنند و... بچه ها به جوجه تیغی که می خواست بره خونه ی خرگوش جونی کمک کردند تا بندهای کفشش رو ببنده؛ و در تقویت عضلات ریز انگشتانشون و هماهنگی چشم و دستانشون گامی برداشتند. بازی بعدی صدای کیه؟ صدای چیه؟ با چشم بسته بود: ...
15 آبان 1396

کلاس شیرین تر از عسل (آیه ی نیکی به مادر و پدر)

  برایم خیلی جالب بود،بچه ها انگار پلک هم نمی زدند و مشتاقانه قصه ی بچه جوجه تیغی رو گوش می دادند؛ جوجه تیغی  که حرف مامانش رو گوش نمی کرد و به او کمک نمی کرد تا این که مامان جوجه تیغی مریض شد و همه ی تیغ هاش ریخت،بچه جوجه تیغی به اشتباهش پی برد و شروع کرد هوای مامانش رو داشتند.  ​​​​​​ مامانش هم حالش خوب شد و تیغ های جدید در آورد. بچه ها در حال زدن تیغ های مامان جوجه تیغی! جلسه ی امروزمون در مورد،احترام به پدر و مادر بود. بچه ها سخت مشغول اند تا یه نقاشی خوشگل بکشند و بعد به مامانشون هدیه بدهند و بگویند چه قدر دوستشون دارند. بچ...
1 آبان 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد