سفینه

برگزار کننده ی تخصصی جشن ها و انواع مراسمات مذهبی ویژه کودکان

کلاس نقاشی خلاق جلسه دوم

*به نام خدا* این جلسه قصه قرآنی حضرت سلیمان را برای بچه‌ها تعريف کردیم 💢 یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود در روزگاران قدیم پیامبری به نام سلیمان زندگی می‌کردند که اسم پدرشون حضرت داوود بود ایشون هم پیامبر خدا بودند  خدا به سلیمان ثروت و پادشاهی فراوان عطا کرده بود ✳️ یک روز سلیمان از لشکرش بازدید می‌کردند سربازان سوار بر اسب های خودشون با نظم ایستاده بودند که حضرت سلیمان خوشحال شدند بعد از بازدید نوبت دویدن اسب ها بود حضرت سلیمان خوشحال بود که لشکر خدا در اوج آمادگی قرار دارد و در پایان اسب ها و سوارکاران را تشویق کرد 🌸 در بین اسب ها اسبی بود که به پیشونی سفید معروف بود سلیمان متوجه شد که از د...
25 خرداد 1402

کلاس آنلاين نقاشی خلاق

*به نام خدا* یه کلاس عالی 👌 تو این جلسه کلاس یه داستانی را براي بچه‌ها تعریف کردیم داستان قسمتی از آیه 13 سوره شمس  بعد بچه‌ها حدس می‌زدند که کدوم شخصیت داستان را می‌خواهیم نقاشی کنیم این جلسه طاووس را انتخاب کردیم ✳️✳️✳️✳️ و فیلم آموزشی طاووس را برای بچه‌ها گذاشتیم😊 🌹🌹🌹🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 بچه‌ها مرحله به مرحله تک تک نقاشی را طبق فیلم آموزشی که مشاهده کردند نقاشی می‌کنند و تک تک دوربین هاشون رو وصل میکنم که نقاشی را ببینیم👌 تو این داستان قرار بود زیباترین حیوان انتخاب بشه  همه فکر می‌کردند طاووس...
17 خرداد 1402

شعر کودکانه رحلت امام خمینی(ره)(2)

*به نام خدا* 🏴  من فقط عکس تو را دیده‌ام توی کتاب قصه‌ها درباره‌ات خوانده‌ام شب وقتِ خواب من شنیدم آمدی  بهمن پنجاه‌و‌هفت آمدی با خنده‌ات غصه‌ها از بین رفت سال‌ها مانند کوه در جماران بوده‌ای واقعاً تو رهبرِ خوب ایران بوده‌ای بوده‌ای بابابزرگ تو برای بچه‌ها ای امام نازنین کاش می‌دیدم تو را! شاعر: خانم داوری   ...
14 خرداد 1402

شعر کودکانه در مورد امام خمینی(ره)(1)

ای امید غنچه ها من تو را ندیده ام باغبان پیر ما صبر کن، نرو نرو ای امید غنچه ها بی تو خشک می شود چشمه های آسمان بی تو خنده می رود از لب ستارگان لحظه ای درنگ کن من تو را ندیده ام ای امید زندگی باغبان پیر ما شاعر :محمد رضا میرزایی تهیه و تنظیم:رضوی ...
13 خرداد 1402

امام خمینی و بچه ها

خیلی با بچه ها مهربان بودند. امام خميني داشت كتاب مي خواند كه علي كوچولو به اتاقش آمد. امام كتابش را بست و با مهرباني علي كوچولو را در آغوش گرفت. علي روي زانوهاي پدربزرگش نشست. نگاهي به او كرد و پرسيد: «آقا جان! ساعتت را به من مي دهي؟» آقا جان پاسخ داد: «بابا جان! نمي شود، زنجيرش به چشمت مي خورد و چشمت اذيت مي شود، آخر چشم تو مثل گل ظريف است.» علي كوچولو فكري كرد و گفت: «پس عينك را به من بدهيد. » پدربزرگ خيلي جدي پاسخ داد: «نه! دسته اش را مي شكني و آن وقت ديگر من عينك ندارم. بچه كه نبايد به اين چيزها دست بزند.» علي از روي پاهاي امام پايين آمد و از اتاق بيرون رفت.   چند...
13 خرداد 1402

شیرین تر از عسل (والصلح خیر)

*به نام خدا* 💢کلاس ژیمناستیک اول صبح  بچه‌ها آخر کلاس ژیمناستیک کارت امتیاز گرفتند 👌 🌷لگو ساختند🌷 زنگ تفریح و بازی در حیاط 🌸 نمایش جوجه کوچولو و آقای گاو 👌🔷 که آقای گاو میخواست مسابقه گاو ها را تماشا کنه جوجه کوچولو میخواست شبکه پویا نگاه کنه اول با هم دعوا کردند بعد به نتیجه رسیدند آشتی کنند و به نوبت تلویزیون را تماشا کنند و آخر نمایش پیام قرآنی والصلح خیر را یاد گرفتند 🌹 ✳️آقا میثم شاگرد جدید مهد که هم نام برادر مربی بودند و مربی اسمشون رو خیلی دوست داشت 🧿 💢بچه‌ها این جلسه آیه ای درمورد آشتی کردن یاد گرفتند با شعر آشتی خوبه، آشتی خوبه، و بچه‌ها دست میزدنند بعد...
25 ارديبهشت 1402

شعر کودکانه هفته معلم برای بچه های مهد

   خانم مربی من با من چه مهربونه نگاه مهربونش مثل مامان می مونه چقدر دو سش دارم من دلم می خواد بدونه هر روز تو کودکستان کنار من بمونه   مثل یه باغه هر کودکستان روییده در آن گلهای خندان مینا و مریم نسرین و سوسن زنبق و نرگس لاله و لادن یه خار اخمو تو باغ ما نیست چون باغبونش خانم مربی است تهیه وتنظیم :رضوی ...
10 ارديبهشت 1402

ویژه برنامه ی کودکان تو خیمه گاه حرم امام حسین (عليه السلام)

*به نام خدا* 💢خدا رو شکر، هر روز از ساعت 9 و نیم تا ده،ویژه برنامه ی کودکان در خیمه گاه یا همون مخیم حرم امام حسین علیه السلام برگزار میشه💢 ✳️بچه ها باید ذکر هلکوپتری می‌گفتند اول دست هاشون را می‌بردند بالا می‌گفتند "یا" و می چرخوندند بعد که می‌خواستند "حسین" را تکرار کنند دست ها مثل هلکوپتر میمومد پایین😊 ⭐حاج آقا علاقه خاصی به ذکر (الحمدالله) داشتند و به بچه ها می گفتند کلمه مرسی و بله استفاده نکنید از بچه ها سوال می‌کردند حال شما خوبه و بچه ها باید جواب هر سوال را با (الحمدالله) می‌دادند غیر از زمانی که حاج آقا اسم شیطان را بردند و بچه ها گفتند الحمدلله حاج آقا گفتند اشتب...
4 فروردين 1402
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد