سفینه

برگزار کننده ی تخصصی جشن ها و انواع مراسمات مذهبی ویژه کودکان

مسافر قطارکوچولو (36) (جشن حوض فیروزه ای (3))

بخش سوم مجری سنگ ها رو برای حوض می بره و می ده بهش و می گه بیا این هم سنگ، این ها رو با خودت ببر. مجری رو به بچه ها می گه: حوض فیروزه ای ما خیلی خوشحاله و کلی ازتون تشکر می کنه، اون می گه با یه عالمه کبوتر      دوست شده و قرار شده کبوتر ها بیان و کمکش کنن و حوض و سنگ ها و ماهی ها رو ببرن مشهد حرم امام رضا«علیه السلام» تا اونجا همه با هم یه جشن تولد با شکوه برای امام رضا«علیه السلام» بگیرن. باشه حوض فیروزه ای کوچولو، برو. امیدوارم که جشن باشکوهی برگزار کنی. خدا نگهدارت. من و بچه ها هم اینجا یه بازی دیگه با هم می کنیم و یه سلام هم به ام...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطارکوچولو (35) (جشن حوض فیروزه ای (2))

بخش دوم: مجری به سمت حوض می ره و ماهی هایی رو که بچه ها توی بازی قبلی گرفتن بهش می ده و می گه: بیا حوض کوچولو این ماهی ها برای تو تا توهم رنگ و وارنگ شی و هم پولک هاشون برق بزنن و تو هم بدرخشی. مجری: چیه چرا باز هم ناراحتی؟ باز چی شده؟ و باز گوشش رو تیز می کنه و بعد رو به بچه ها می گه : می دونین حوض     کوچولو چی می گه؟ می گه : من دیدم که همه ی حوض های صحن امام رضا«علیه السلام»، فواره دارن، من که فواره ندارم؟  حالا باید چیکار کنم؟ مجری یه ذره فکر می کنه و می گه : آهان فهمیدم، من و بچه ها یه باز ی با هم می کنیم تا بتونیم یه خورده سنگ واست جمع کنیم. او...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطار کوچولو (34) (گزارش جشن خواهر و برادر بهشتی)

بسم الله الرحمن الرحیم السلام ای حضرت سلطان عشق یاعلی موسی الرضا،ای جان عشق سلام سلام به همگی،عیدتون مباررک،چه عیدی؟، بله ما تو دهه کرامت هستیم که اولش تولد بانوی مهربان،"حضرت معصومه(س)"هست و آخرش هم میلاد امام مهربان(ع)،امام رضا(علیه السلام)،امام هشتممون هست. پنجره رو وا کنید. خورشید رو پیدا کنید آب بپاشید تو ایوون  گل بکارید تو گلدون عید اومده بچه ها  باشه مبارکه شما بنیاد سفینه مثل هر عیدی دوباره جشن گرفت . عجب جشنی، یه جشن متفاوت  کار سختی بود، اما تجربه ی خوب و شیرینی بود. ...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطار کوچولو (29) (جشن امام رضایی به همراه عمو روحانی ها)

"به نام خدا" 😇 یه جشن خوب امام رضایی به همراه "عمو روحانی های مهربون" 🙂 بچه ها حسابی تو این جشن، بازی کردند؛ 🙂 با چشم بسته، مسیری رو رفتند و با تشویق دوستانشون، شئ مورد نظر رو برداشتند و با خودشون آوردند؛ 😇 داستان عنایت امام رضای مهربون(ع) به مرد سلمونی رو به صورت نمایش جالب دیدند و لذت بردند؛ 😇 بازی مورد علاقه ی بچه ها؛ "بپر بالا،بپر پایین، بکن یه کار خوب حالا"بود؛ بچه ها بعد از شنیدن این عبارت، در حالی که بالا و پایین می پریدند با گفتن شماره 3 می بایست در حال انجام یک کار خوب، متوقف می شدند؛کارهای مثل نماز خواندن، کمک به پدر و مادر، وضو گرفتن، ...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطار کوچولو (28) ( گزارش جشن طعم زیارت(۲))

👌توی این جشن مون، بعد از نمایش خلاق"حرف طلایی" کار جدید و جذاب بعدی که داشتیم درست کردن فشفشه ای جدید بود،یک آزمایش انجام دادیم که مادران هم تماشا کردند تا در خانه برای بچه ها انجام دهند. 🙂و اما آزمایش: 🙂برای انجام آزمایش، بشقاب گودی را برداشتیم و درون آن مقداری شیر ریختیم و سه رنگ مختلف در سه گوشه ی ظرف ریختیم و سپس درظرف دیگری کمی مایع ظرف شویی ریختیم و گوش پاک کنی که از قبل آماده کرده بودیم را به مایع ظرف شویی آغشته کردیم و وسط ظرف شیر گذاشتیم که رنگ ها به صورت آتشفشانی، چرخش و با یکدیگر مخلوط شدند و همزمان مولودی کودکانه ی مورد نظر را خواندیم که این آزمایش برای بچه ها بسیار جذاب بود. ...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطار کوچولو (23) (حرف طلایی امام رضا علیه السلام)

بچه ها، لی لی حوضک امام رضایی(ع) رو بازی کردند: مثل انگشت شست، کبوتر شدند و به امام مهربونشون سلام دادند:(همچنین به خواهر امام رضای مهربون سلام دادند:) بچه ها، کبوترانه بازی کردند؛ شبیه بازی کلاغ پر، با شنیدن کارهای خوب، دستشون رو مثل کبوتر بالامی آوردند و بق بقو می کردند و با گفتن کارهای اشتباه، یک " نه" جانانه و اپرایی می گفتند!  قصه ی " حرف طلایی" (همان حدیث سلسله الذهب ولی کودکانه) رو شنیدند:  کبوتر کوچولو ها برای شنید...
1 ارديبهشت 1405

مسافر قطار کوچولو (21) (نمایش نامه ی عروسکی در مورد امام رضا(ع))

دوستی می گفت: من وقتی پای کامپیوتر یا همون رایانه ام می شینم وضو می گیرم و بسم الله می گم انگاری این جوری کارم برکت می گیره و می تونم توی میدون جنگ نرم امروز، سرباز کوچولویی باشم. ما هم از ایشون یاد می گیریم و می گیم: «بسم الله الرحمن الرحیم» و توی روز میلاد امام رضای مهربون، این نمایش نامه ی عروسکی(ناقابل و کوچولو) رو هدیه می کنیم به عاشقای حضرتش... شخصيت ها:دختري به نام ليلي، مادر و پدر او، مادر بزرگ ليلي و راوي. ليلي به همراه مادر و پدرش بعد از سال ها انتظار عازم مشهد هستند: راوي: بعد از چند سال انتظار ليلي و مامان و بابا       ...
1 ارديبهشت 1405
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد