سفینه

برگزار کننده ی تخصصی جشن ها و انواع مراسمات مذهبی ویژه کودکان

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 57 (بوی محرم که میاد خیمه و پرچمش میاد(۱))

بچه ها، با گچ، پرچم های عزاداری شون رو باسلیقه ی خودشون درست کردند: بچه ها،پرچم ها رو، با خودشون به خونه بردند تا توی خونه شون نصب کنند، آخه هر خونه ای که پرچم امام حسین توش باشه، همون جا میشه هیات امام حسین(ع): هر کس پرچم اش رو آماده کرده بود،اومد سراغ بازی زیر: وقتی مربی می گفت:"یا مهدی"،بچه ها دستشون رو روی سرشون می گذاشتند: وقتی مربی یا عباس(ع) می گفت، بچه ها می بایست می نشستند: یا علی(ع) می ایستادند و با یا حسین(ع) سینه می زدند: برای جذاب تر شدن، مربی خودش حرکات رو گاهی اشتباه انجام می داد یا ذکری رو می گفت ک...
23 تير 1405

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 56 (پرده خوانی) 4

*به نام خدا* هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله  هرکه دارد به سرش شور و نوا بسم الله 🙏 💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢 شب عاشورا بود امام حسین مهربون نشسته بودند و گفتند یاران خوب من هرکسی که قصد رفتن دارد برود اگر کاری دارید یا می‌ترسید بروید چون که دیگه فردا همه شهید می‌شوند و چراغ ها را هم خاموش کردند که کسی خجالت نکشد حضرت قاسم هم در اون جمع نشسته بودند و دستش را بالا برد گفتند عمو جون منم شهید میشم؟امام حسین علیه السلام پرسیدند به نظر تو شهادت چه شکلیه؟ چه جوریه؟ قاسم که از اون بچه های خیلی شجاع بود گفت شهادت برای من از عسلم شیرین تره من شهادت را خیلی دوست دارم قاسم پسر امام حسن بودند. فردا شد و قاسم ناراحت بود که تک تک یاران ا...
23 تير 1405

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 54 (کاردستی های محرمی) 2

*به نام خدا* بچه‌ها اسم یا حسین را که خطاطی شده بود با قلب های رنگی رنگی تزئین کردند 💓 مُهر بازی  مُهر سلام بر حسین و انواع علامت های پرچم و علم یا حسین 🙏 کبوتران بچه‌ها رفتند بین الحرمین 🙏 🌸🌸🌸🌸 و نخل هایی که توسط خود بچه‌ها رنگ آمیزی شد رفت بین الحرمین 🙏😭 زائر کوچولو ها راهی بین الحرمین شدند  چاپ مُهر یا حسین بر روی سربند  💢💢💢💢💢💢💢💢 روز شنبه 31 تیرماه 1402  4 محرم 1445  مهد کودک شهدای گمنام شهرک شهید محلاتی  مرثانورانی  ...
23 تير 1405

سردار کوچک سپاهم یا حسین (علیه السلام) 51 (مصباح کوچولو)

مجری ها در حالی که صحنه تاریک است و نوری در صحنه نمی باشد وارد صحنه می شوند. مجری اول: چقدر همه جا تاریکه. ای وای یه چیزی رفت زیر پام الان می خورم زمین. مجری دوم : مراقب باش.  الان یه چیزی روشن می کنم تا اطرافمون رو بهتر ببینیم. هر دو مجری فانوس های تزیینی در دست دارند که یکی کوچکتر و دیگری بزرگ تر است. وقتی فانوس روشن می شود لامپ های داخل سالن هم روشن می شوند. بعد مجری ها با روشن شدن سالن متوجه حضور بچه ها می شوند مجری اول: سلام بچه ها،شما ها کی اومدید اینجا،و حال و احوال پرسی می کنه" و در ادامه می گوید:"عزاداری هاتون قبول باشه". مجری دوم: دستش رو به نشونه ی هیس روی بینیش می ذاره و می گه یه صدایی...
25 خرداد 1405
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد