سفینه

برگزار کننده ی تخصصی جشن ها و انواع مراسمات مذهبی ویژه کودکان

کوچولو عیدت مبارک (٩) (جشن بهترین رفیقم حسین)

"به نام خدا" با نام و یاد خدا و تقدیم گل سلام، جشن امام حسینی مون رو شروع کردیم. 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 #خانم_نورانی #بنیاد_سفینه #سوم_شعبان #میلاد_امام_حسین رفتیم سراغ یه بازی جذاب!! تو این بازی کلی توپ داشتیم که یا اعداد یا نوشته هایی در ارتباط با امام حسین علیه السلام روشون نوشته شده بود و کار رمز گشایی اون ها طی مراحلی با بچه ها بود. 👌👌👌👌👌👌👌👌👌 🌸لقب امام حسین علیه السلام =سید الشهداء 🌸زیارت ویژه امام حسین علیه السلام=زیارت اربعین 🌸دعای حضرت=دعای عرفه 🌸عدد ٣=امام سوم و روز تولدشون سوم شعبان 🌸عدد ۶١=سال شهادتشون 🌸عدد ۵٧=سن امام 🌸عدد ٩=نه امام از نسل امام حسین بودند از امام سجاد تا امام زمان عج 🌸عدد ١١=دو...
27 دی 1404

عید مبعث مبارک ١۴ (پیامبری پیامبر (ص))

"به نام خدا" 🌸🌸🌸🌸🌸🌸 🍩جشن #عید_مبعث هنوز ادامه داره خدا را شکر تونستیم امروز در کنار مدیریت و مربیان خوب شون برنامه ی دوست داشتنی تو مهد کودک سلاله مهدوی برگزار کنیم: ٣٠ بهمن ١۴٠١ آقای نانوا که مناسبت #عید_مبعث را با عید غدیر و تولد پیامبرمون اشتباه گرفته بود: ادامه ی صحبت ها با آقای نانوا همانا و توصیه به خوردن گردو همانا و داستان مهربانی و بازی پیامبر با بچه ها و قضیه ی گردوها هم همانا😏 به مناسبت عید مبعث ، حدیثی از پیامبر (ص) رو با بچه ها کار کردیم: خوشبو کنید با مسواک دهان را دندانها را خوشحال کنید با این کار خدای مهربان را علیک بالسواک (حدیث پیامبر)  بچه ها باید با دستمال دندان&z...
25 دی 1404

عید مبعث مبارک ۱۰ (جشن زیباترین غار)

"به نام خدا" 🐤بعد از سلام و احوالپرسی با نمایش جوجه کوچولو بچه ها را متوجه ی عید مبعث کردیم  آخه جوجه کوچولو عید مبعث را با جشن تولد پیامبر و عید غدیر... اشتباه گرفته بود: برای بچه ها داستان مهربانی پیامبر با کودکان را تعریف کردیم گفتیم پیامبر تو غار حرا بهشون وحی رسید: بخوان به نام پروردگارت که آفرید سوره علق آیه ١🙏 و پیام های قرآنی را به بچه ها آموزش دادیم  احترام به پدر و مادر 🙏 به خوبی سخن گفتن 🌸 خدای خوب و دانا*  گفته به ما آدما * نه غرغر و نه دعوا*  همیشه حرف زیبا * برای بچه ها داستانی از مهربانی پیامبر تعريف کردیم که برای بچه ها شتر می شدند و به بچه ها سواری م...
25 دی 1404

عید مبعث ۷ (کلاس پیام شادمانی در عید مبعث)

امروز،توی کلاس پیام شادمانی،توفیق داشتیم با بچه های پاک و معصوم،یادآوری کنیم نعمت های خوب و زیادی که خدای مهربون،به همه ی ما هدیه کرده است. به دوگروه تقسیم شدیم و رو به روی هم ایستادیم و دستامون رو هم به همدیگر دادیم؛ گروه مادرها و بچه ها همین جور که به جلو و عقب می رفتند،تکرار می کردند:« ما چی بگیم؟ ما چی بگیم؟» بقیه ی شعر رو هم که در کارت آموزه می بینید رو مربی به صورت ریتمیک می خواند که می توانید به صوت اون هم، مراجعه کنید: http://uplod.ir/y6f886wg33pa/ما_چی_بگیم؟؟؟.mp3.htm شعر زیبای زیر هم،با هیجان خوانده می شد و بچه ها به هر قسمت که می رسیدند،حرکات اون رو انجام می د...
25 دی 1404

عید مبعث مبارک ۶ (کار جالب!)

😉 یه کار بامزه برای بچه ها! 😉 ابتدا روی یک دستمال کلفت،"عید مبعث مبارک" رو می نویسیم: 😜 روی دستمال دیگه همین جمله رو رنگ می کنیم؛ 😋 دستمال رنگ شده رو در زیر قرار می دهیم: 🙂 حالا این دو دستمال رو هم زمان داخل یک ظرف آب می اندازیم: 😁 لحظه ی شگفت انگیز اینجاست؛رنگ شدن نوشته مون رو در یک چشم بر هم زدن خواهیم داشت: مرثا نورانی ...
25 دی 1404

عید مبعث مبارک 1 (گزارش جشن هدیه ی بهاری(4))

«بسم الله الرحمن الرحیم» «جشن هدیه بهاری» سللللللللللللللام خدمت دوستان سفینه ای: این بار هم ، «بنیاد سفینه»  با جشن «هدیه بهاری» بخش عید مبعث  که در یکی  از بهترین مهدهای  تهران به نام مهد قرآنی «نورا» واقع در خیابان شهید اندرزگو  برگزار شده،در خدمت شما عزیزان و دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) می باشد؛ با ما باشیییییییییییییییییییییییید! ورود ویژه: بچه ها به صف می ایستند و توسط دو مربی که دم در ایستاده اند جعبه ای که کاغذ کادو شده و تزیین شده،به آن ها داده  می ...
25 دی 1404

یا علی مولا 23 (بابایی روزت مباااارک)

به نام خدا ابتدا بعد سلام و احوال پرسی برای جمع شدن دوستان که به علت بارش بارون در ترافیک گیر کرده بودند، با بچه ها بازی های حرکتی از جمله ما گلیم ما شیعه ایم بازی کردیم. بعداز بچه ها پرسیده شد که الان تو چه هفته ای هستیم و چون همشون در جریان روز پدر بودند، شعرش رو باهم خوندیم تا هم یاد بگیرن و برای پدرهاشون بخوانند و همزمان گلی رو به عنوان هدیه با کاردستی درست کردیم. بعد به رسم همیشگی برنامه هامون با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کردیم ..... شعر بسم الله و سلام..... و بعد بچه ها قرار شد پانتومیم بازی کنن و هر کاری مجری انجام میده انجام بدن.... شعر پنجره رو باز کنید...... و بعد نوبت به تولد امام جواد رسید.....
11 دی 1404

یا علی مولا ۲۰ (نمایش کودکانه روز پدر)

"به نام خدا" 😀 نمایشنامه ی کوتاه و بامزه در مورد روز پدر:   🦔 ​موش کوچولو حوصله اش سررفته بود و با خودش گفت: برم تو جنگل یه دوستی پیدا کنم، باهاش بازی کنم همینطور که تو جنگل داشت میرفت رسید به خرگوش کوچولو. موش گفت: می آی با من بازی کنی ؟ خرگوش کوچولو گفت: ببخشید نمی تونم باید یه سبد پر از هویج جمع کنم... موش گفت: یه سبد پر از هویج! این همه هویج می خوای چیکار؟ 🙂 خرگوش گفت: مگه خبر نداری؟ روز پدر نزدیکه می خوام این سبد پر از هویج رو به پدر مهربونم هدیه بدم ...موش سرش رو تکون و به راهش ادامه داد تا اینکه به فیل کوچولو رسید فیل کوچولو داشت چوب درخت بامبو رو جمع میکرد و یه ربان دور آنها میپیچید...م...
11 دی 1404

یا علی مولا 19 (گزارش جشن بهار آرزوها (3)) (بهار انتظار، هفت سین مهدوی)

بخش سوم مجری وقتی وارد صحنه می شه دوباره ننه سرما رو می بینه( با هیجان) می پرسه: اِ سلام ننه سرما. چه خوب شد دیدمتون من فکر کردم دیگه رفتین. ننه سرما: نه، ننه جون. مجری: نگفتین مهمونتون کیه؟ ننه سرما: مهمونم برادرمه، عمو نوروز؛ ما از وقتی بچه بودیم همو ندیدیم چون عمو نوروز همیشه در سفر بوده و من هم همیشه چشم انتظار برادرم هر سال زمستون که میخواد تموم بشه من خونه رو آب جارو می کنم و خونه تکونی می کنم ، شیرینی و نون و فتیر می پزم، سفره ی هفت سین می ندازم و در انتظار برادرم می شینم ولی هر سال اونقدر خسته می شم که دم اومدن بر...
11 دی 1404
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد