سفینه

برگزار کننده ی تخصصی جشن ها و انواع مراسمات مذهبی ویژه کودکان

عید مبعث مبارک 3 (پیامبر و بازی با کودکان)

پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) همانند خود كودكان با آنان بازي مي كرد، ميوه هاي تازه وچيزهاي ديگري براي شان هديه مي داد . شركت در بازي كودكان نوعي احترام به شخصيت واهتمام به شغل آنهاست. پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)  همواره با فرزندان خويش و حتي گاهي با كودكان اصحاب، بازي مي كرد ، چون بازي از نياز هاي طبيعي كودك مي باشد و بدون آن كودك رشد سالم نخواهد داشت. كودكي كه به بازي علاقه نداشته باشد اصولا بيمار محسوب مي شود. همه ي انسانها اعم از بزرگ وكوچك ، حتي انبيا و اولياي الهي در دوران كودكي تمايل به بازي داشته اند و كما بيش به بازي مي پرداختند و اين حاكي از آن است كه بازي از نيازهاي طبيعي ...
25 دی 1404

عید مبعث مبارک 1 (گزارش جشن هدیه ی بهاری(4))

«بسم الله الرحمن الرحیم» «جشن هدیه بهاری» سللللللللللللللام خدمت دوستان سفینه ای: این بار هم ، «بنیاد سفینه»  با جشن «هدیه بهاری» بخش عید مبعث  که در یکی  از بهترین مهدهای  تهران به نام مهد قرآنی «نورا» واقع در خیابان شهید اندرزگو  برگزار شده،در خدمت شما عزیزان و دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) می باشد؛ با ما باشیییییییییییییییییییییییید! ورود ویژه: بچه ها به صف می ایستند و توسط دو مربی که دم در ایستاده اند جعبه ای که کاغذ کادو شده و تزیین شده،به آن ها داده  می ...
25 دی 1404

یا امام موسی کاظم (شعر کودکانه)

بند اول  غم و غصه در دل زاره اشک چشمام ابر بهاره در عزای موسی بن جعفر             (2) آسمونم داره میباره ببــــــار خون ای بارون شــــده زهــرا گــــریون   (2) بـــبـــار شده صاحب عزا رضـــــــــا کاظمین شد کــرب و بـــــلا    (2) غریـب / آقـــــــام آقـــــــام (2)  غــــــــــریب آقام آقام (2) بند دوم قَعرِ زندان تاریک و سرده تن و جــونِ من پُره درده              (2) زهر کــینه کرده اثـــــر باز رنگ و روی من دیگه زرده شـــــده حالـــــم مضـطر  بــ...
24 دی 1404

یا علی مولا 23 (بابایی روزت مباااارک)

به نام خدا ابتدا بعد سلام و احوال پرسی برای جمع شدن دوستان که به علت بارش بارون در ترافیک گیر کرده بودند، با بچه ها بازی های حرکتی از جمله ما گلیم ما شیعه ایم بازی کردیم. بعداز بچه ها پرسیده شد که الان تو چه هفته ای هستیم و چون همشون در جریان روز پدر بودند، شعرش رو باهم خوندیم تا هم یاد بگیرن و برای پدرهاشون بخوانند و همزمان گلی رو به عنوان هدیه با کاردستی درست کردیم. بعد به رسم همیشگی برنامه هامون با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کردیم ..... شعر بسم الله و سلام..... و بعد بچه ها قرار شد پانتومیم بازی کنن و هر کاری مجری انجام میده انجام بدن.... شعر پنجره رو باز کنید...... و بعد نوبت به تولد امام جواد رسید.....
11 دی 1404

یا علی مولا ۲۱ (سرود اومده از آسمون ها بهترین بابای دنیا)

😇یه سرود زیبا: بهترین بابای دنیا           پاشو باز دنیا رو ببیین             لالالای            اگه خندون شده زمین              لالالای            اگه بارون نم نم                    لالالای       اگه این روزا بی غمه             لالالای         اگه شاده همه جهان                لالالای      اگه گنجشگکا م...
11 دی 1404

یا علی مولا ۲۰ (نمایش کودکانه روز پدر)

"به نام خدا" 😀 نمایشنامه ی کوتاه و بامزه در مورد روز پدر:   🦔 ​موش کوچولو حوصله اش سررفته بود و با خودش گفت: برم تو جنگل یه دوستی پیدا کنم، باهاش بازی کنم همینطور که تو جنگل داشت میرفت رسید به خرگوش کوچولو. موش گفت: می آی با من بازی کنی ؟ خرگوش کوچولو گفت: ببخشید نمی تونم باید یه سبد پر از هویج جمع کنم... موش گفت: یه سبد پر از هویج! این همه هویج می خوای چیکار؟ 🙂 خرگوش گفت: مگه خبر نداری؟ روز پدر نزدیکه می خوام این سبد پر از هویج رو به پدر مهربونم هدیه بدم ...موش سرش رو تکون و به راهش ادامه داد تا اینکه به فیل کوچولو رسید فیل کوچولو داشت چوب درخت بامبو رو جمع میکرد و یه ربان دور آنها میپیچید...م...
11 دی 1404

یا علی مولا 19 (گزارش جشن بهار آرزوها (3)) (بهار انتظار، هفت سین مهدوی)

بخش سوم مجری وقتی وارد صحنه می شه دوباره ننه سرما رو می بینه( با هیجان) می پرسه: اِ سلام ننه سرما. چه خوب شد دیدمتون من فکر کردم دیگه رفتین. ننه سرما: نه، ننه جون. مجری: نگفتین مهمونتون کیه؟ ننه سرما: مهمونم برادرمه، عمو نوروز؛ ما از وقتی بچه بودیم همو ندیدیم چون عمو نوروز همیشه در سفر بوده و من هم همیشه چشم انتظار برادرم هر سال زمستون که میخواد تموم بشه من خونه رو آب جارو می کنم و خونه تکونی می کنم ، شیرینی و نون و فتیر می پزم، سفره ی هفت سین می ندازم و در انتظار برادرم می شینم ولی هر سال اونقدر خسته می شم که دم اومدن بر...
11 دی 1404

یا علی مولا 18 (گزارش جشن بهار آرزوها (2)) (ولادت امام علی علیه السلام)

بخش دوم وقتی بازی نمایش بچه ها تموم شد. مجری در حالی که یه کعبه کوچولو توی دستشه وارد صحنه می شه و همین جوری زیر لب و آروم داره با کعبه صحبت می کنه. بعد یهو وسط صحنه می ایسته، به بچه ها اشاره می کنه و به کعبه می گه : ایناهاشن این بچه ها رو می گفتم. بعد رو به بچه ها می گه من از کعبه خواهش کردم که قصه ی روز 13 رجب یعنی روز تولد امام علی «علیه السلام» رو در گوش من تعریف کنه تا من اون رو واسه شما ها بگم و بعد کعبه رو به گوشش نزدیک می کنه. مجری در حالی که کعبه رو به گوشش  نزدیک می کنه، گوش می کنه، دوباره کعبه رو دور می کنه واسه بچه ها تعریف ...
11 دی 1404

یا علی مولا 17 (گزارش جشن بهار آرزوها 1) (عید نوروز)

مجری:بسم الله الرحمن الرحیم کارهای ما شروع می شه    با نام خدا جون همیشه          به ما می ده  هرچی بخوایم مهربونیش کم نمی شه سلام به گل، به غنچه ها سلام من، به بچه ها سلام می دم تا که دلم وابشه روی لبام شکوفه پیدا بشه سلام سلام همگی سلام   هزار و سیصد تا سلام حالتون خوبه بچه ها؟؟خوش اومدین. خوش اومدین می دونید ما واسه چی دور هم جمع شدیم؟ خب الان نزدیک عیده نوروزه دیگه عید ملی ما...
11 دی 1404
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد