یا علی مولا ۲۰ (نمایش کودکانه روز پدر)
"به نام خدا" 😀 نمایشنامه ی کوتاه و بامزه در مورد روز پدر: 🦔 موش کوچولو حوصله اش سررفته بود و با خودش گفت: برم تو جنگل یه دوستی پیدا کنم، باهاش بازی کنم همینطور که تو جنگل داشت میرفت رسید به خرگوش کوچولو. موش گفت: می آی با من بازی کنی ؟ خرگوش کوچولو گفت: ببخشید نمی تونم باید یه سبد پر از هویج جمع کنم... موش گفت: یه سبد پر از هویج! این همه هویج می خوای چیکار؟ 🙂 خرگوش گفت: مگه خبر نداری؟ روز پدر نزدیکه می خوام این سبد پر از هویج رو به پدر مهربونم هدیه بدم ...موش سرش رو تکون و به راهش ادامه داد تا اینکه به فیل کوچولو رسید فیل کوچولو داشت چوب درخت بامبو رو جمع میکرد و یه ربان دور آنها میپیچید...م...
نویسنده :
یکی از ما
19:00










