سفینه

برگزار کننده ی تخصصی مراسمات مذهبی ویژه کودکان

غدیرانه18(جشن کودکانه (مهمونی برکه کوچولو 2): عید غدیر)

1398/5/24 8:07
نویسنده : یکی از ما
4,451 بازدید
اشتراک گذاری
 

بخش دوم

لاک پشت و مجری از سمت فضای بیابون به سمت برکه حرکت می کنند.

مجری: دستش با آب برکه می شوید و میگه آخیش خنک شدم.بچه ها یادتونه باهم رفتیم زیارت و حاجی شدیم؟ حالا بیاین از لاک لاکی بخوایم  بقیه ی قصه اش  رو واسمون تعریف کنه.

مجری: لاک لاکی بگو قصه بگو.

 لاک پشت: چی گفت؟ چی گفت؟ چی گفت؟ چی گفت؟ من گوشم سنگینه . نشنیدم.

مجری بچه ها رو تشویق می کنه که باهاش همصدا شن و چند بار تکرار کنن و دست بزنن. لاک لاکی بگو قصه بگو

لاک پشت: جا می خوره آهان، آهان قصه بگم خب از اول بگو قصه بگو چرا داد می زنی؟

اتل متل یه برکه، برکه نزدیک مکه، می خواین بگم اسمش رو، تا بدونید بچه ها؟؟

اسمش غدیر خمه،  اسمش چی بود بچه ها؟

وقتی که اون کاروان، رسید نزدیک برکه، پیامبر دین ما، محمد مصطفی(ص)،دستور داد همه وایستن.

مجری : بله منم شنیدم صبر کردن و صبر کردن، اونایی که جاموندن، یواش یواش رسیدن، اونایی که زود رفتن،  یواش یواش برگشتن.

لاک پشت: اِ جدی می گی شما هم شنیدی خب پس بی زحمت شما بقیه اش رو تعریف کن چون من پیرم و کهولت سن دارم دیگه خسته شدم شما بگو تا من یه چرتی بزنم. می ره و می خوابه.

مجری: اِ اِ اِ عجب لاک پشتیه ها، تا حالا که داشت می دوید و بازی می کرد خسته نبود، پیر نبود حالا پیر و خسته شد؟؟

 

مجری می ره که بیدارش کنه و صداش کنه

لاک پشت جدی جدی خوابش برده و در حال خرخر کردنه

مجری بچه ها رو تشویق می کنه که لاک پشت رو صدا کنن و دوباره با بچه ها می خونه و بچه ها دست  می زنن لاک لاکی بگو قصه بگو

لاک پشت یه خرناس بلند می کشه و از خواب بیدار می شه و می گه هان هان داشتم قصه می گفتم

لاک پشت: وقتی همه جمع شدن فریاد زدن یکصدا محمد رسول الله محمد رسول الله.

مجری: ما هم الان رسیدیم نزدیک همون برکه، بیاین با فریاد بگیم محمد رسول الله محمد رسول الله.

بازی و مسابقه (بخش دوم)

مجری: توی این بخش یه حدیث خیلی زیبا از امام هادی (علیه السلام) داریم که می فرمایند: به درستی که شيعيان چهار عيد دارند : فطر ، قربان ، غدير و جمعه .

 توضیح بازی: ماهی های رنگارنگی ساختیم دو ماهی سبز که هر کدام در  بین ماهی های  هر دو گروه که هر گروه بایک رنگ خاص مشخص می شود مثلاً  بقیه ی ماهی های یک گروه نارنجی و گروه دیگر قرمزمی باشد که سر هر کدومشون رو گیره های کاغذی فلزی وصل کردیم چند تا قلاب آهن ربایی هم ساختیم که بچه ها بتونن باهاش ماهی هایی رو بگیرن برای بچه ها توضیح داده می شه که ماهی سبز معادل غدیرهست  و باید اون رو بگیرن.

بچه ها به دو گروه دختر و پسر تقسیم می شن که از هر گروه  یه نفر انتخاب می شن  و به هر نفر یه قلاب  می دیم و اون ها رو تشویق به گرفتن ماهی می کنیم هر گروهی ماهی سبز رو گرفت برنده است.

تشویق: بازیه ماهی گیری    ببین داره چه کیفی    ماهی سبز قشنگه    گیرنده اش هم زرنگه

میان برنامه (بخش دوم)

از بچه ها می خواهیم که همگی سر جایشان بایستند، بالا و پایین بپرند و شعر زیر را با مجریان تکرار کنند تا بچه هایی که برای اجرای مسابقه آمدند همه سر جای خود قرار بگیرند و مجلس دوباره به نظم و سکوت برسد.

با آهنگ خوشحال و شاد و خندانم

خوشحال و شاد و خندانم     قدر مولا رو می دانم  (2)

خنده کنم من دست بزنم من یا علی گویم شادانم (2)

تابخش بعدی                           

  دست علی یارتون     خدا نگهدارتون

باز نشر : وب سایت سفینه

طراح، ایده پرداز و اجرا: گروه سفینه

تهیه و تنظیم: ساجده طالبی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد