سفینه
سفینه
بنیاد تخصصی کودک و ولایت
تاريخ : يکشنبه 29 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : مرتبه

 

به  نام خدا

 

 

دوستان خوب سفینه ای :

چه قدر خوبه که وقتی مطلبی رو از وبسایت ما استفاده می کنید منبع و نام صاحب اثر رو هم ذکر می کنید.

باز هم از امانت داری تون سپاستشویق

تشویقمژده مژده "سفینه" به لطف خدا چند زبانه شد.
از این پس ترجمه(به زبان انگلیسی و عربی) گزارش جشن های بنیاد سفینه رو در وبسایت ببینید.🌺🌹
تشویق

امید است قدمی در زمینه سازی ظهور مولایمان باشد.

با کمال افتخار، به درخواست شما عزیزان، لینک  کانال تلگرامی بنیاد سفینه تقدیم می گردد:

https://telegram.me/bonyadsafineh

(با ما باشید!)چشمک



موضوع :
تاريخ : شنبه 8 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1656 مرتبه

 



موضوع : خلاقیت, ماه محرم و صفر , تربیت دینی
بازدید : 2309 مرتبه

 

 

فرشتهبخش اول:

مجری،فانوس به دست و در حالی که با دوربین،نظاره گر است،خیلی ملتهب و پریشان وارد صحنه

می شود و دکلمه وار می گوید:

دویدم  و دویدم. به کربلا رسیدم

کنار چشمه ی آب،یه مشک خالی دیدم 

فرشتهبعد مجری،همان طور که  با دوربین در حال دیدن دور دست هاست،با صحنه ی عجیبی رو به رو میشود

برای این که مطمئن شود درست دیده است دوربین رو به کناری می گذارد و چشمانش رو می مالد و 

می گوید: دارم خواب می بینم،خدای من! این همه بچه این جا چی کار می کنند؟ بچه ها کی اومدید

اینجا؟ سلام،عزاداری هاتون قبول باشه( قاعدتا جواب بچه ها رو داریم.) وبعد در مورد ویژگی  منحصر

به فرد دوربینش توضیح می دهد که با آن می تواند وقایع تاریخی رو ببیند . 

فرشتهدوباره با دوربینش به خیمه ها و چشمه نگاه می کند واین بار،ریتمیک می خواند:

دویدم و دویدم  به کربلا رسیدم

کنار چشمه ی آب ،یه مشک خالی دیدم

مشک رو دادم به زمین

زمین به من لاله داد

لاله به رنگ خونه

تو گوش من،می خوانه:

حسین حسین غریبه

حسین حسین شهیده(۲)

فرشتهمجری در حالی که حسین حسین غریبه....رو می خواند سینه می زند و جمع رو با خود همراه

می کند وبعد از بچه ها می خواهد تا به صورت دایره وار ،دست در دست هم این شعر رو بخوانند

و مطابق شعر عمل کنند؛مثلا کنار چشمه روی زمین بنشینند و

فرشتهدستان خودشون رو به شکل لاله در بیاورند.

فرشتهو بعد هم بازی عمو عباس جون،به علقمه رفتین ؟ رو انجام دادند. 

فرشتهاین هم از شعر بازی:

  

فرشتهبرای برقراری نظم مجدد هم، نوحه کودکانه زیر خوانده شد:

فرشتهبخش دوم:

مجری دوباره با دوربینش به خیمه ها نگاه می کنه و می گه:

شب عاشورا است،همه تو خیمه نشستند درست مثل شما ،که این جا نشستید،امام حسین(ع)در حال صحبت هستند

 امام  گفتند: «هر کس می خواهد بره می تواند بره...»،همه جا رو هم تاریک کردند تا هرکس می خواهدبرود راحت برود و خجالت نکشد.

فرشتهمجری اشاره به فانوسی که در دستش هست می کنه و می گه:«بذارید،اصلا من هم فانوسم رو خاموش کنم.»(فضای سالن خاموش می شود.)

مجری ادامه می دهد:فقط یارای واقعی امام موندند.

امام می گفتند: «هل من ناصرٍ ینصرنی؟»، «کیست مرا یاری کند؟»

مجری با هیجان و احساس ازبچه ها می پرسد:اگه ما اون جا بودیم می موندیم؟ یا می رفتیم؟(2)

فرشتهبچه ها شما دوست داشتید به امام حسین کمک کنید؟ اگر بله ، پس با کارهای خوبتان می توانید همین الان هم امامتون را یاری کنید و بچه ها شروع  می کنند به گفتن کارهای خوب و یکی یکی یاوران کوچولوی امامشان می شوند .

فرشتهمجری تعدادی از بچه ها رو انتخاب می کند برای مسابقه ی «رسوندن آب به خیمه ها»:

 یار های عمو عباس،مشک در گردن ،بایستی از تمامی موانع بگذرند و خودشان را به چشمه برسانند و بعد از پر کردن مشک به داخل خیمه بروند.

تشویقی که بچه ها دوستان خودشان را می کردند و فضا را هیجان انگیز تر وبه یادماندتی می کرد این بیت بود:

 یار عمو عباس باش    زرنگ و پر تلاش باش    عمو عباس پیروزه      قهرمانه هر روزه



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه محرم و صفر , تربیت دینی
تاريخ : جمعه 7 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2163 مرتبه

 

 

یه پهلوون تو کربلاست      پهلوون پهلوووناست(۲)

جونشو داد برای آب         عمو،فدای بچه هاست

جانم حسین جانم حسین آقا و مولای حسینم(۲)

دوتا حرم تو کربلاست. یکی شقایق،یکی یاس

این یکی قبله ی دله. اون یکی کعبه ی احساس

جانم حسین جانم حسین،آقا و مولایم حسین(۲)

اگر حسین ما نبود.  عشق این همه زیبا نبود

چیزی به نام عاشقی. در پهنه دنیا نبود

جانم حسین،جانم حسین،آقا و مولایم حسین(۲)

تهیه و تنظیم:مرثا نورانی

 



موضوع : ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : پنجشنبه 6 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 489 مرتبه

 

لبخندمجری پشت بلندگو،بدون این که بچه ها،او را ببینند می گوید:"هل من ناصر ینصرنی؟" "کیست مرا یاری کند؟(3)"

فرشتهمجری فانوس به دست و رو به بچه ها می کند و در ادامه می گوید:"شب عاشورا بود،همه داخل خیمه بودند،امام رو کرد به یارانش و گفتند:"هرکس می خواهد برود،برود. " همه جا را تاریک کرده بودند تا کسی که می خواهد برود خجالت نکشد. مجری اشاره به فانوسش می کند و می گوید:"بگذارید،من هم فانوس را خاموش کنم."(فضای نور سالن کم می شود.) امام حسین(ع) رو به همه ی یاران فرمودند:"هل من ناصر ینصرنی؟ کیست مرا یاری کند؟"

مجری:"بچه ها اگه ما اون جا بودیم،می رفتیم یا می ماندیم؟ اگر می ماندیم،بله درسته ما همین الان هم می توانیم اماممون رو یاری کنیم،هر کس بگوید چگونه امام خود را یاری می کند."

فرشتهجواب های بچه ها قابل تامل بود:" گوش دادن حرف پدر و مادر،احترام به بزرگترها،درس خواندن،خوش اخلاقی و...

فرشتهدر بخش بعدی،برگه تفاوت ها رو داشتیم،پنج گروه دو نفره از بچه ها تشکیل دادیم. برگه ها شامل دو دسته عزاداری از کودکان بود که این دو تصویر پنج تفاوت با هم داشتند و هر گروه باید به یک تفاوت اشاره می کردند که انصافا،بچه ها این مرحله رو به خوبی انجام دادند.

فرشتهبازی بعدی نیاز به دقت و تمرکز داشت،بچه ها باید به متنی که توسط مجری خوانده می شد دقت می کردند و هر وقت نام امام حسین(ع) را با عبارات متفاوت مثل امام سوم ما،ابا عبدالله،سید الشهدا و... می شنیدند،"یا حسین" بلند می گفتند و هر وقت نام حضرت عباس(ع) "یا عباس" بلند و هر وقت نام حضرت زینب(س) را می شنیدند،"یا زینب" بلند می گفتند.(ایده این بازی از دوست خوبمان خانم جلالی است.) واما متن:

فرشتهامام حسین(ع)،روز دوم ماه محرم به کربلا رسیدند.دشمنان جلوی حرکت ابا عبدالله را گرفتند و گفتند که یا به یزید قول همکاری بده و یا با تو می جنگیم.سید الشهدا چون می دانست یزید انسان بدی است حاضر به همکاری نشدند و به مبارزه با دشمن پرداختند.

فرشتهبردار امام حسین(ع)،حضرت ابوالفضل العباس،علمدار کربلا،در کنار مولا و برادر خود به پاسداری از اسلام و دستورات خداوند پرداخت.

حضرت زینب(س)،بانوی صبر و استقامت،در خیمه ها مراقب کودکان بود.

مبارزه ی حسین بن علی و سپاه یزید،دهم ماه محرم اتفاق افتاد و به همین دلیل،روز عاشورا،یعنی روز دهم،در دنیا معروف شد.

زینب(س)،خواهر حسین بن علی، در هنگام اسارت در دفاع از امام و مولای خود و رساندن پیام عاشورا بسیار نقش داشت.

قمر بنی هاشم،پسر ام البنین، در دهم محرم، در حال آوردن آب از رود فرات برای کودکان لب تشنه به شهادت رسید.

روز عاشورا،روز مبارزه خوبی و بدی بود و روزی بود که امام سوم(ع) راه نجات از دشمنان را به همه مردم یاد داد.

عمه ی مهربان سادات،دختر امیر المومنین،دست همه ی ما؛کودکان خیمه ی هیات امام حسین(ع) را بگیر،الهی آمین.

بعد مجری،از اطلاعات همین متن از بچه ها سوال پرسید.

بعد بچه ها از کتاب"زیارت عاشورا برای کودکان" که تنها 7 فراز کوتاه از زیارت عاشورا به همراه عکس و شعر برای کودکان آورده شده رو خواندند و به شکل زیر به امام مهربان خود سلام دادند:

سلام امام حسین (ع) جون

ای امام مهربون

ما شما رو دوست داریم

دعا کنید برامون

اجرا: مرثا نورانی

ایده: ساجده طالبی،مرثا نورانی

همکار مجری: الهه مهدیان

با سپاس از دوستان خوب بنیاد سفینه در کانون فرهنگی قطعه از بهشت(آقای اصلانی،خانم ها توپچی،رضایی،صادقی و...)



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه محرم و صفر , تربیت دینی, مناسبت های مذهبی
بازدید : 2614 مرتبه

 

 

سلام همراهان همیشگی

تصاویر این مطلب شاید خیلی مرتبط با خبر نباشد اما سعی کردم از تصاویری استفاده کنم که مفید باشن.

موضوع سبک زندگی چند وقتی است مورد توجه قرار گرفته است و به دغدغه اهالی فرهنگ تبدیل شده است. چندی پیش تولید و توزیع دفاتر با طرح و نقش وطنی انعکاس فراوانی در رسانه ها داشت، ولی برخی معتقدند کارایی این قبیل کالاها متوقف بر تولید و ساخت محصولات فرهنگی مانند اسباب بازی و یا پویانمایی بر اساس فرهنگ و سبک زندگی ایرانی-اسلامی است.

به گزارش رجانیوز به نقل از 9 دی، در همین راستا «حسینیه کودک شهید چمران» که یک مهدکودک با معیارها و ملاحظات اسلامی است با همکاری «موسسه ماهد» دست به تولید چهار مجموعه ویژه کودکان زده است. دو عنوان از این مجموعه با عنوان «من و هیئت» و «من و خیمه» مناسب این روزهاست. این بسته‌ها با ترکیب بازی و کاردستی امکانی فراهم آورده تا کودکان با مفاهیمی مثل ائمه، عزاداری، هیئت و ماجرای عاشورا آشنا شوند و از طرفی در روزهایی که هیئات برای بچه‌هایی در این سن هیچ برنامه‌ای ندارند، هیئت رفتن هم برای آنها جذاب شود.

به همین بهانه پای صحبت «احمدرضا علایی» نشستیم تا کمی درباره این دو مجموعه توضیح بدهد و از روند تولیدش بگوید. «احمدرضا اعلایی» دارای مدرک لیسانس تئاتر عروسکی دانشگاه تهران و فوق لیسانس کارگردانی است و هم اکنون هم طلبه پایه چهار حوزه مشکات است.



ادامه مطلب...

موضوع : ماه محرم و صفر , تربیت دینی, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
بازدید : 2347 مرتبه

 

 

این یه بازیه کودکانه است که قصه ی کربلا رو با زبانی روان و قابل فهم برای کودک بیان می کنه. توی این بازی  تمرکز کودکان هدف قرار داده شده و تلاش شده که با تکرار ذکر های یا حسین(علیه السلام)،یا زینب(سلام الله علیها) و یا عباس، برای کودکان انسی با این سه بزرگوار به وجود بیاره و نام های این عزیزان رو در خاطر کودکان ماندگار کنه و با محتوای داستان، شناخت هرچه بیشتر این عزیزان و واقعه ی کربلا رو برای کودکان فراهم کنه و این بازی بسیار خلاقانه و کاربردیه و پیشنهاد می کنیم در صورت امکان این بازی رو با کودکان انجام بدین. امیدواریم مفید باشه.

بچه ها به سه گروه تقسیم می شوند:

گروه امام حسین(علیه السلام)،عمه زینب(سلام الله علیها)،عمو عباس

داستانی در مورد عاشورا خوانده می شود و هر گروه ،قسمتی که مربوط به آن ها بود باید: یا حسین(علیه السلام)،یا زینب(سلام الله علیها)،یا عباس می گفتند؛

مثال: هر جای داستان ، امام سوم ما،سید الشهدا و... گفته می شد،گروه امام حسین(علیه السلام)،باید یا حسین(علیه السلام) بلند می گفتند و یا هر جایی که می شنیدند:سقای کربلا، برادر امام حسین(علیه السلام)....،گروه عمو عباس باید یا عباس بلند می گفتند و ...



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 5 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 395 مرتبه

 

لبخندبچه ها همگی توی سالن نشسته بودند و منتظر شروع برنامه بودند که از پشت بلندگو،این صدا  به صورت ریتمیک،پخش شد: 

منم میشم مسافر کربلا

کرب و بلا،ای کاش مسافرت بودم(2)

ای کاش و بودم کربلا

همراهت ای نور خدا

در همین لحظه،مجری فانوس و دوربین به دست،سراسیمه وارد صحنه می شود و به دور دست ها خیره می شود و می گوید:"خدای من،چه می بینم!"

و شروع می کند،شعر زیر را با حرکات نمایشی متناسب با آن،انجام می دهد:

دویدم و دویدم

به کربلا رسیدم

کنار چشمه ی آب

یه مشک خالی دیدم.

مشک و دادم به زمین

زمین به من لاله داد

لاله به رنگ خونه

تو گوش من می خوانه

حسین حسین غریبه

حسین حسین شهیده

بعد،رو به بچه ها می کنه و می گوید:"ای بچه ها،شما ها کی اومدید اینجا،و حال و احوال پرسی می کنه" و در ادامه می گوید:"عزاداری هاتون قبول باشه"

بعد مجری و بچه ها همه با هم به حفظ شعر و اجرای آن به صورت دسته جمعی پرداختند.

سپس،چون شب تاسوعا بود،مجری در مورد یه عموی مهربون و شجاع کربلا،برای بچه ها تو ضیحاتی رو داد و بچه ها همگی یارهای عمو عباس(ع) شدند و مشک ها رو پر آب کردند و به در خیمه ها رساندند. و دوستانشون هم در تشویق به صورت دسته جمعی می گفتند:

یار عمو عباس باش

قوی و پر تلاش باش

عمو عباس پیروزه

قهرمان هر روزه

بعد،مجری توجه بچه ها رو به گنجشکک اشی مشی که به پرده دکور نصب شده بود،جلب می کند و اما بازی گنجشکک اشی مشی و هیات امام حسین(ع):

مجری در ادامه می گوید:"این گنجشک کوچولو،منو یاد لی لی حوضک عاشورایی انداخت."

و اما لی لی حوضک عاشورایی:

بعد به بچه ها قاصدکی داده شد و قرار شد بچه ها با چرخیدن و فوت کردن بروند پیش امام حسین(ع) و بگویند به امامشان چه خواهند گفت و امام به آن ها چه خواهد گفت،که این گفت و گو ها تبدیل به بخش زیبایی شد.

مرحله بعد،بازی لب خوانی عاشورایی بود،بچه ها نام شخصیت های کربلایی را بدون صدا می گفتند و دوستانشان باید حدس می زدند.

کلمه بازی عاشورایی هم،با استقبال خوبی رو به رو شد: مجری عباراتی رو می گفت و از بچه ها می خواست که آن را بگویند و بعد عبارات مرتبط دیگری را در پاسخ برای بچه ها بازگو می کرد.

در انتها،بچه ها کودکانه به امام حسین(ع) سلام دادند.

این هم،از هنر نمایی پایانی بچه ها با شعرها و سرودهایشان:

 

اجرا:مرثا نورانی

همکار مجری: الهه مهدیان

با تشکر از دوستان خوبمان در کانون فرهنگی قطعه از بهشت

( اقای اصلانی،خانم توپچی،رضایی،صادقی و...) 

 



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه
تاريخ : دوشنبه 3 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2049 مرتبه

 

خیمه عمو عباس

چشمکباز  هم خدا تو فیق داد یک بار دیگر بنیاد سفینه مراسمی را به نام «خیمه عمو عباس» در روز دوشنبه مورخ بیست و هفتم آبان نود و دو   در شهرک قدس (غرب) تهران برگزار کند .

و اینک گزارش کامل آن:

چشمکوقتی می خواهی وارد شوی یک تابلویی که خودش دنیایی است،جلب توجه می کند؛خیمه ای که روی آن نوشته شده «به خیمه عمو عباس خوش آمدید.» جای نقطه های نوشته قطره ها ی قرمز رنگ می بینی و تنها نقطه ی عمو عباس هست که آبی رنگ است.پرچم کوچولوی کاغذی سبزرنگ یا ابا الفضل  بالای خیمه چشم نواز است.

و اما ورود ویژه ی میهمانان کوچولوی عمو عباس:

دو تا از خادمین عمو عباس دم در ایستاده اند و به صورت آهنگین زمزمه می کنند:

«هل من ناصرٍ ینصرنی؟»، «کیست مرا یاری کند؟»

میهمانان کوچولوی عمو عباس پس از گذشتن از بین این دو خادم و آشنا شدن گوش آن ها با این نوا و سعی در تکرار آن، قایق کاغذی را تحویل گر فته و به سمت حوضچه آب می روند و مشغول فوت کردن و بازی مختصری با آن می شوند و قطعا در عین این که لذت بردند علامت سئوال هایی در ذهن آنان نقش بسته است که چرا این کار ها را انجام دادند.

خیمه
 


ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), ماه محرم و صفر , تربیت دینی, شعر و قصه, بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
تاريخ : دوشنبه 3 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : 2 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 3750 مرتبه

"سوغاتی تو"

 اصلا چرا رفتی بجنگی؟                    اصلا چرا ما را نبردی؟

من بچه ی خوبی نبودم                    مامان و زهرا را نبردی؟

 

 گفتی: "تو مرد خانه هستی"            رفتی که با دشمن بجنگی

من مرد این خانه قبول است             اما چه مرد بی تفنگی

یک شب اگر دشمن بیاید                 این جا میان خانه ی ما

من هستم و یک دست خالی           من هستم و مامان و زهرا

 



ادامه مطلب...

موضوع : شعر و قصه, مناسبت های مذهبی
تاريخ : 2 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2800 مرتبه

 

با دشمنان به جنگم
من قوی و زرنگم
 

برای حفظ ایران
کنم فدا تن و جان

 

 



ادامه مطلب...

موضوع : معرفی محصولات فرهنگی, شعر و قصه, مناسبت های مذهبی, معرفی کتاب
تاريخ : شنبه 1 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 507 مرتبه

 

تشویقشهربازی دفاع مقدس،با عنوان دفاع مقدس،مدافعان فردا ،از 31 شهریور تا 5 مهر توسط گروه فرهنگی هنری طاها در پارک ملت تهران برگزار شد.

تشویق توی این شهربازی، بچه ها هم کلی خندیدند و هم کلی چیزهای خوب یاد گرفتند.

تشویقبچه ها با کلی ذوق و شوق لباس های رزمنده و فرمانده ها رو می پوشیدند و هر کدوم به نیابت از یک شهید وارد عملیات می شدند؛ ابتدا یک دریاچه ای طراحی شده بود و به اصطلاح مرحله عبور از حور بود و رزمنده کوچولو ها هر وقت آتش رو می دیدند(شبیه فشفشه هایی که روشن و خاموش می شدند.) می نشستند.

تشویقبچه ها باید گوش به فرمان ،فرمانده ی خود(اقای ناد علی) می بودند که ایشون بسیار با بچه ها مهربان برخورد می کردند و فضای طنز و شوخی که فرمانده ایجاد می کرد ،به طور خود ناآگاه تو رابه یاد فرماندهان بزرگ کشورمون می انداخت.

تشویقدر جواب این سوال که آماده هستید ؟ آقا پسرها یا حسین (ع)بلند می گفتند و دختر خانم ها هم یا زهرا(س) بلند،عملیات ها یک دور برای آقا پسر ها اجرا می شد و یک دور برای دختر خانوم ها.

تشویق این که فضا جوری طراحی شده بود که والدین کاملا اشراف داشتند و می توانستند به راحتی عکس و فیلم بگیرند بسیار نکته ی خوبی بود و باعث جلب اعتماد خانواده ها می شد و تاثیرگذار بود بدین معنا که تمامی حرف ها به کودکان زده می شد ولی چون والدین هم ناظر و کامل در جریان بودند،انگار به صورت غیر مستقیم،آن ها مخاطبین اصلی بودند.

تشویقبچه ها پس از عبور از« مرحله حور»، وارد مرحله عبور از «سیم خاردارها» می شدند.

تشویقسپس باید به دشمنان اسلام(داعشی ها،آل سعود،آمریکا،اسرايیل) تیر اندازی می کردند.

تشویقبعد رزمنده کوچولو ها ،تخریب چی می شدند و باید با فکر و اندیشه مین ها رو خنثی می کردند و مسیر رو باز می کردند.مین هایی که پشت آن ها کلمات مثبت و منفی نوشته شده بود و باید برای باز شدن مسیر مینی رو انتخاب می کردند که کلمات مثبت مثل صداقت،راستی و..نوشته شده بود.

تشویقبعد از این مرحله،مرحله ی « عبور از پل لغزنده »بود که دشمنان،شیمیایی زده بودند وبچه ها باید از ماسک های مخصوص استفاده می کردند.

 

 

تشویق پس از عبور از این مرحله بچه ها باید،پازل های مکعبی بزرگ رو با همکاری و کمک یکدیگر درست می کردند.

تشویقدر مرحله ی آخر نوا و سرود های دفاع مقدس مثل(یاران چه غریبانه(2)رفتند و از این خانه(2))پخش می شد و بعد بچه ها باید با همان ریتم اجرا می کردند.

تشویقبعد از این قسمت،موسیقی ملایم و تاثیر گذاری پخش می شد و قرار بود فرمانده، درس هایی که از این شهربازی گرفته شده بود رو به رزمندگان کوچک خود یاد بدهد و در ذهن و خاطر آن ها حک کند؛این که اگر بچه ها شادند و بازی می کنند به خاطر شهدا است و باید قدر شهدا و خانواده هاشون رو دانست و کتابچه های کوچکی از زندگی نامه ی هر شهیدی که هر بچه به نمایندگی اون شهید،در عملیات شرکت کرده بود داده می شد و از بچه ها خواسته می شد که بخواهند تا بزرگترهاشون ،این کتابچه های ارزشمند رو براشون بخوانند.

بعد بچه ها از سرسره سر می خوردند و بعد از وارد شدن در استخر توپ،به عملیات پایان می بخشیدند.

تشویق دکور و چیدمان همه چیز، خوب بود.وقتی نظاره گر این عملیات کودکانه بودی ،برنامه ی «فرمانده ی شبکه ی افق» در ژانر کودکانه برایت تداعی می شد.

تشویقاین نمایشگاه فوق العاده،بازدید کننده از ملیت های دیگر رو هم،با خود همراه کرده بود.

تشویقانتخاب واژه ی "شهربازی"بسیار به جا بود و در جذب بیشتر بچه ها تاثیرگذار.

تشویقبه کانال تلگرامی گروه فرهنگی هنری طاها بپیوندید. از دست اندر کاران این گروه فرهنگی به ویژه آقای ناد علی نهایت تشکر رو داریم و منتظر کارهای خوب بعدی شون هستیم.

تهیه گزارش:مرثا نورانی 

Tahadefa110 

 

 



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, مناسبت های ملی, تربیت دینی, بازی و کاردستی
تاريخ : شنبه 1 مهر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 1532 مرتبه

یاد باد آن روزگاران یاد باد

نام، یاد و خاطراتشان جاویدان  و روحشون شاد باشه انشاء الله

 

واسه کوچولوهای عزیز که رنگش کنن و باهاش ارتباط بگیرن

 



موضوع : بازی و کاردستی, مناسبت های مذهبی
درباره وبلاگ

«بنیاد تخصصی کودک و ولایت سفینه» در نظر دارد با استفاده از شیوه های گوناگون جذاب و تجربه شده، کودکان مسلمان شیعه را با مفهوم ولایت و با اولیای دینی خود آشنا کند، انس دهد و آموزه های ایشان را به آنان منتقل کند. این بنیاد اهداف ذیل را دنبال می کند: ۱- کسب رضایت خداوند سبحان و اولیای او ۲- تربیت جامعه مهدوی در راستای زمینه سازی ظهور حضرت ۳- آشنا کردن کودکان با مفهوم ولایت و با اولیا دینی ۴- ارائه الگوی سبک زندگی اسلامی برای کودکان و خانواده ها در زمینه ی تربیتی ۵- آشنا کردن کودکان و والدین با فرهنگ اسلامی و نظریه های تربیت دینی ۶- ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرای نظریه های تربیت دینی ۷- پرورش علمی و هنری و ادبی کودکان ۸- پرورش خلاقیت در کودکان ۹- جهاد فرهنگی در عرصه جنگ نرم. دوستانی که تمایل دارند با « بنیاد سفینه» ارتباط بگیرند،در قسمت نظرات،به ما اعلام کنند. با تشکر

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 19 نفر
بازديدهاي امروز : 2019 نفر
بازديدهاي ديروز : 3131 نفر
بازدید هفته قبل : 2019 نفر
كل بازديدها : 3852841 نفر
امکانات جانبی