سفینه

گزارش از کلاس شیرین تر از عسل(حدیث پیامبر(ص))

    ​​​​​     با شروع ماه ربیع،دوره ی جدید کلاس هامون شروع می شد؛(14 حدیث از هر یک از معصومین)،حدیث پیامبر(صلی الله علیه و آله و السلم) در مورد مسواک زدن رو با بازی تمرین کردیم: این جلسه،یه جعبه ی جادویی داشتیم؛ جعبه ای که هر طرف آن،یک شخصیت کشیده شده بود،روی دندان های آن ها را چسب نواری زده بودم تا حالت وایت بردی پیدا کند. با ماژیک دندان های شخصیت ها رو رنگی می کردم و بچه ها حین خواندن حدیث و شعر مرتبط، با مسواک دندان ها رو تمیز می کردند. بچه ها فیلم نحوه صحیح مسواک زدن رو هم دیدند. بعد،از جعبه ی جادویی که پر از اسباب بازی بود با چشم بسته...
30 آبان 1396

گزارش از کلاس شیرین تر از عسل(آیه ی "لایسخر..")

  ​​​​​​چون این جلسه ی کلاسمون، نزدیک اربعین بود با مقدمه ی سفر و وسایل نقلیه بحث رو شروع کردم.؛ بچه ها، هم پازل وسایل نقلیه رو درست کردند. بعد،همه ی بچه ها هواپیما شدند و به کربلا رفتند و به امام حسین (ع) سلام دادند. بعد،قصه ی جذاب عقاب مغرور رو شنیدند؛ عقابی که به پرهای قوی و چشم های تیزبین خودش می نازید و پرنده های دیگر رو که می خواستند توی مسابقه ی قوی ترین و شجاع ترین پرنده شرکت کنند رو مسخره می کرد ولی سرانجام،پلیکان که در حین مسابقه  بچه موشی که داخل آب افتاده بود و جان اون رو نجات داده بود،برنده ی قوی ترین پرنده شد؛ (بچه ها چشم هاشون رو مثل عقاب تیز کرده اند.) ...
21 آبان 1396

کلاس شیرین تر از عسل (آیه ی تتفکروا)

  قرار بود بچه ها،خوب فکر کردن را بیاموزند؛ وقتی که گم می شوند چه کاری انجام دهند؟، وقتی برادر یا خواهر کوچکتر آن ها،اسباب بازی هایشان را برمی دارد چگونه بدون ایجاد تنش،مساله خودشان را حل کنند،به زیبایی های طبیعت اطراف خود نگاه کنند و خوب فکر کنند،در روزهای سرد زمستانی،فکر کنند که چگونه می توانند خودشان را سرگرم کنند و... بچه ها به جوجه تیغی که می خواست بره خونه ی خرگوش جونی کمک کردند تا بندهای کفشش رو ببنده؛ و در تقویت عضلات ریز انگشتانشون و هماهنگی چشم و دستانشون گامی برداشتند. بازی بعدی صدای کیه؟ صدای چیه؟ با چشم بسته بود: ...
15 آبان 1396

کلاس شیرین تر از عسل (آیه ی نیکی به مادر و پدر)

  توی این جلسه در مورد نیکی به مادر و پدر با بچه ها حرف زدیم و مثال های واقعی و کاربردی زدیم. بچه ها "عزیزم بازی" کردند یعنی مادر و فرزند با یه فاصله ای قرار می گرفتند و بعد از گفتن"عزیزم" توسط مادر،فرزندش به بغل او می پرید،بچه ها باید به لحن مادر در گفتن واژه "عزیزم" دقت می کردند؛ اگر تند گفته می شد با سرعت،این حرکت رو انجام می دادند و اگر آهسته گفته می شد به آرامی می پریدند:         با مهره های بازی دوز، بچه ها،برای خودشون شکل درست کردند؛ بچه ها در حال کشیدن نقاشی و ساخت موشک،برای هدیه دادن به مادر و پدرشون: ...
8 آبان 1396

کلاس شیرین تر از عسل (آیه ی نیکی به مادر و پدر)

  برایم خیلی جالب بود،بچه ها انگار پلک هم نمی زدند و مشتاقانه قصه ی بچه جوجه تیغی رو گوش می دادند؛ جوجه تیغی  که حرف مامانش رو گوش نمی کرد و به او کمک نمی کرد تا این که مامان جوجه تیغی مریض شد و همه ی تیغ هاش ریخت،بچه جوجه تیغی به اشتباهش پی برد و شروع کرد هوای مامانش رو داشتند.  ​​​​​​ مامانش هم حالش خوب شد و تیغ های جدید در آورد. بچه ها در حال زدن تیغ های مامان جوجه تیغی! جلسه ی امروزمون در مورد،احترام به پدر و مادر بود. بچه ها سخت مشغول اند تا یه نقاشی خوشگل بکشند و بعد به مامانشون هدیه بدهند و بگویند چه قدر دوستشون دارند. بچ...
1 آبان 1396
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد